پیشنهاد ما برای انتخاب عنوان پایان نامه بررسی مقاله بیسی درباره تنظیم عواطف شناختی است که در یک مطالعه طولی حساسیت تقویت نوجوان به عنوان یک فاکتور خطر برای علائم اضطراب در بزرگسالی: بررسی تاثیرات غیر مستقیم تنظیم عواطف شناختی را مورد بررسی قرار می دهد.
این تحقیق، تاثیرات طولی سیستم بازداری اخلاقی(BIS) و سیستم فعالیت اخلاقی(BAS) بر هم افتشانی اضطراب را بررسی کرده و تاثیر غیر مستقیم تنظیم عواطف شناختی را به عنوان یک مکانیزم ممکن که در زیر این لینک قرار گرفته آزمود. در این مطالعه، 274 نفر دوبار(T1وT2) در مدت 5 سال مورد ارزیابی قرار گرفتند. ما یک تناسب عالی برای مدل فرضی، با BIS(T1) با پیش بینی هردوی تنظیم احساسات شناختی ناسازگار(MCER) و (T2) اضطراب حتی بعد از کنترل کردن برای اضطراب T1 یافتیم. بعلاوه MCER به طور قابل توجهی روابطی را بین BIS و اضطراب T2 و بین اضطراب T1 و اضطراب T2 به وجود آورد. اگرچه، یک مدل جایگزین با حمایت این موضوع که BIS و اضطراب T1 بطور غیرمستقیم بر روی MCER تاثیر می گذارد و بنابراین اضطراب T2 یک تناسب مشابهی را نشان داد. در حالیکه، BAS سطوح بالاتری از تنظیم احساسات شناختی سازگار(aCER) را پیش بینی کرد، که با MCER غیر مرتبط بود و یک رابطه مثبت بسیار کم با اضطراب تنها در سطوح بالاتری از BIS را نشان داد. این یافته ها یک حمایت طولی برای BIS به عنوان یک خطر برای علائم اضطراب ایجاد کرده و از اهمیت هدف قرار دادن MCER در پیشگیری و درمان اضطراب، مخصوصاً در میان افراد با حساسیت BIS حمایت کرد. در نهایت، نتایج یک اشتراک ممکن بین اضطراب و MCER را که به تحقیقات طولی بیشتری برای روشن سازی جهت روابط آنها نیاز داشت، پیشنهاد کرد.


