رابطه بین متغیرها در انتخاب موضوع و انجام پایان نامه روانشناسی یک نکته اساسی است که هر محقق باید به آن توجه نماید. در این مقاله با این مبحث آشنا می شوید.
رابطه ها اساس دانش ( معرفت ) را تشکیل می دهند . آنچه در علم مهم است آگاهی از موارد خاص نیست بلکه دانش روابط بین پدیده هاست . ما میدانیم چیزهای حجیم در مقایسه با چیزهای کوچک بزرگند .
بر اساس رابطه های « بیشتر از» و« کمتر از» را برقرار می کنیم . دانشمندان علوم تربیتی تنها از طریق مطالعه پیشرفت و در رابطه با سایر متغیرها می توانند درباره پیشرفت «بدانند» . وقتی می آموزند که کودکان پرهوش در مدرسه معمولاً بهتر عمل می کنند و کودکان کم هوش غالباً ضعیفترند ، به جنبه مهمی از هوش «پر می برند . »
همین طور وقتی می آموزند کودکان طبقه متوسط تمایل به این دارند که در مدرسه بهتر از کودکان طبقه کارگر عمل می کنند ، به پیشرفت پی می برند . آنان روابطی را که به مفهوم پیشرفت معنی می دهد می آموزند . روابط بین هوش و پیشرفت ، بین طبقه اجتماعی و پیشرفت ، و در حقیقت بین هر متغیری با متغیر دیگر اساس ماده علم است .
ماهیت ارتباطی دانش انسانی را حتی هنگامی که «واقعیتهای» به ظاهر روشن تحلیل می شوند به وضوح می توان دید . آیا سنگ سفت است؟ برای گفتن اینکه بیان درست است یا غلط باید مجموعه ها و زیر مجموعههایی از سنگ ها را بررسی کنیم .
بنابراین ، پس از دادن تعریف عملیاتی «سفت» ، «سفتی» سنگها را با سایر سفتی «ها» مقایسه می کنیم . « ساده ترین» واقعیت ها در تحلیل معلوم می شود که چندان هم ساده نیستند .
نور ثراپ از مفاهیم و واقعیتها می گوید ، «تنها راه دستیابی به واقعیتهای تاب ، مستقل از تمام مفاهیم و نظریه ها ، صرفاَ نگریستن به آنها و بیدرنگ برای همیشه الکن ماندن است . . . » فرهنگ لغات به ما می گوید رابطه بند ، پیوند ، یا خویشاوندی است . برای اکثر مردم این تعریف رساست . اما معنی «بند» ، پیوند ، و «خویشاوندی» چیست؟ بار دیگر فرهنگ لغات می گوید بند ، یک گره ، نیروی اتصال است ، پیوند به معنی در بین سایر چیزها بودن ، یگانگی ، خویشی ، اتحاد ، است . اما یگانگی ، گره ، یعنی چه؟ و«یگانگی» ، «گره» و «نیروی اتصال» به چه معنی است؟ چنین تعاریفی ، در عین حال که ذاتاً کمک کننده اند ، برای کاربرد علمی بسیار مبهم است .
رابطه ها به عنوان جفت ها مرتب شده: روابط در علم همیشه بین طبقات یا مجموعه اشیاء است . شخص نمی تواند رابطه بین طبقه اجتماعی و پیشرفت را با مطالعه یک کودک «بشناسد» . « دانستن رابطه» تنها به وسیله منتزع ساختن رابطه از مجموعه کودکان ، یا دقیقتر ، از مجموعه خصوصیات کودکان حاصل می شود . باهم نمونه هایی از روابط را در نظر میگیریم و به طور ذاتی مفهومی از رابطه را تدوین می کنیم .
فرض کنیم A مجموعه تمام پدران و B مجموعه همه پسران ( فرزندان ) است . اگر هر پدر را با پسر ( پسران ) خود کنار هم قرار دهیم ( جفت کنیم ) رابطه «پدر –فرزند» را خواهیم داشت . ممکن است این رابطه را پدری «پدری» نیز بخوانیم حتی هر چند که دختران ( فرزند ) منظور نشده اند . همین طور می توانیم والدین ( عناصر A ، هر جفت والدین یک عنصر تلقی می شود ) را با کودکان خود جفت کنیم . این رابطه « والدینی» یا شاید« خانوادگی» خواهد بود . A را مجموعه همه شوهران و B را مجموعه تمام همسران بگیریم .
در این صورت مجموعه جفت ها رابطه « ازدواج» را تعریف می کند . به بیان دیگر ، مجموعه تازه ای تشکیل می شود ، مجموعه جفتهایی که در آنها همیشه شوهران اوّل و همسران دوم فهرست می شوند و هر شوهر تنها در کنار همسر خود قرار می گیرد . فرض کنید مجموعه A نمره های گروه مشخصی از کودکان در آزمون هوش و مجموعه B نمره های مربوط به آزمون پیشرفت است .
اگر IQ هر کودک را با نمره پیشرفت او جفت کنیم ، رابطه بین هوش و پیشرفت را تعریف می کنیم . توجه داشته باشید که ما به آسانی نمی توانیم اسمی مانند « والدینی» یا « ازدواجی» را به این رابطه اختصاص دهیم . فرض کنید مجموعه نمره ها به نحو زیرند :
دو مجموعه را یک مجموعه از جفتها در نظر بگیرید ، در این صورت این مجموعه یک رابطه ایت . اگر دو مجموعه نمره ها را روی محورهای XوY رسم کنیم ، آنطور که در فصل دیگر انجام دادیم ، رابطه را آسانتر می توانیم «ببینیم» .
این کار در شکل مربوط انجام شده است . هر نقطه با دو نمره تعریف می شود . برای مثال ، نقطه ای که در انتهای سمت راست قرار دارد به وسیله ( 55 و 136 ) تعریف می شود ، و دورترین نقطه در سمت چپ ( 32و 90 ) است . نمودارهایی مانند شکل مرتبط برای بیان روابط بسیار سودمند و خلاصه هستند . برای نمونه ، شخص در یک نگاه اجمالی می بیند که مقادیر بزرگتر X با مقادیر بزرگتر Y همراهند ، و مقادیر کوچکتر X را مقادیر کوچکتر Y همراهی می کنند . همانطور که در فصل دیگری خواهیم دید ،
می توان خطی در سرتاسر نقاط مشخص شده شکل مرتبط از کمترین در سمت چپ تا بیشترین در سمت راست ترسیم کرد . ( بهتر است خواننده این کار را بکند . ) این خط که خط رگرسیون نامیده می شود ، رابطه بین X و Y ، یعنی بین هوش و پیشرفت را نیز بیان می کند ، در ضمن ، به طور اجمال اطلاعات نسبتاً بیشتری درباره رابطه ، یعنی جهت و مقدار آن به ما می دهد .
حال آماده ایم «رابطه» ر به طور رسمی تعریف کنیم . رابطه مجموعه ای از جفت های مرتب شده است . هر رابطه یک مجموعه است ، نوع خاصی از مجموعه : مجموعه ای از جفت های مرتب شده . جفت مرتب شده ، دو مورد ، یا مجموعه ای از دو عضو است که موارد با ترتیب ثابتی در آن نمایان می شوند . همانطور که قبلاً اشاره شد صحبت از جفت های مرتب شده در واقع به معنی این است که اعضای هر جفت همیشه به ترتیب خاصی نمایان می شوند . اگر اعضای مجموعه های A و B جفت شده باشند ، در این صورت باید مشخص کنیم که آیا در هر جفت ابتدا اعضای A نمایان می شوند یا اعضای B . برای مثال ، اگر رابطه ازدواج را تعریف می کنیم . با گفتن اینکه همیشه شوهران در هر جفت اول قرار می گیرند ، مجموعه جفت های مرتب شده را مشخص می کنیم . به بیان دیگر ، جفت ( a,b ) همانندجفت ( b,a ) نیست . جفتهای مرتب شده در داخل ( ) قرار میگیرند .
مجموعه جفتهای مرتب شده به این صورت نشان داده می شود : [ ( a,k ) ( b,l ) ( c,m ) ] . خوشبختانه امروزه دیگر تعریف مبهم فرهنگ لغاتی مطرح نیست . تعریف روابط به عنوان مجموعه ای از جفت های مرتب شده ، بدون ابهام و رایج است . علاوه بر این ، دانشمند هم می تواند مثل ریاضی دان ، با آن کار کند . مشخص ساختن روابط در پژوهش : اگر چه در تعریف خود از روابط ابهام را کنار گذاشته ایم ، مسئله تعریفی و به ویژه علمی «تعیین» روابط را روشن نشاخته ایم . راه دیگری برای تعریف رابطه وجود دارد که می تواند کمک کننده باشد . فرض کنیم A و B مجموعه باشند .
اگر تک تک اعضای مجموعه A را با هر یک از اعضای مجموعه B جفت قرار دهیم ، تمام جفتهای ممکن در بین دو مجموعه را خواهیم داشت . ایین را حاصل مختصاتی دو مجموعه می نامند و باB A× تعریف می شود ، یعنی اینکه ، هر زیر مجموعه ای از جفتهای مرتب شده مشتق از B A× یا رابطه است . برای نشان دادن این مطلب به طور خیلی ساده مجموعه A={a_1,a_2,a_3} و مجموعه B={b_1,b_2,b_3} را در نظر می گیریم .
در این صورت حاصل مختصاتی B A× را می توان همانند شکل مربوطه ترسیم کرد . یعنی اینکه ، نه جفت مرتب شده : ( a_1,b_1 ) ، ( a_1,b_2 ) . . . ، ( a_3,b_3 ) بوجود می آید . البته ، در مجموعه های بزرگ ، جفت های فراوان ، در حقیقت در mn جفت پیدا می کنیم . m و n تعداد عناصری هستند که به ترتیب در A و B حضور دارند .
این مطلب زیاد جالب نیست- حداقل در وضعیت فعلی ، برای مشخص ساختن یا « کشف رابطه ای» چه کار می کنیم؟ به طور تجربی مشخص می کنیم چه عناصری از A بر طبق معیاری با عناصر B «جور در می آیند» . به طور مسلم زیر مجموعه های زیادی از جفتهای B A× وجود دارند که بیشتر آنها « معنی نمی دهند» یا اینکه از نظر ما جالب نیستند .
کرشنر و ویلکاکس می گویند رابطه ، «روشی برای تشخیص بعضی جفتهای مرتب شده از سایرین است ، طرحواره ای برای جداسازی بعضی جفتها از تمام آنهاست . » از این رابطه «ازدواجی» روش یا روالی است برای تشخیص زوجهای مزدوج از تمام جفتهای مرد و زن . با این دید حتی می توانیم مذهب را به عنوان رابطه در نظر بگیریم . فرض کنیم A={a_1,a_2,…,a_n} مجموعه تمام مردم در ایالات متحده است ، و فرض کنیم { و الی آخر ، یهودی ، پر . تستان و ، کاتولیک} = B مجموعه مذاهب باشد .
اگر جفتهایی را در ارتباط با هر فرد با مذهب خود مرتب کنیم ، در این صورت «رابطه» مذهب ، یا شاید دقیقتر ، «پیوند جویی مذهبی» را خواهیم داشت . احتمال دارد دانشجویان احساس ناجوری نسبت به تعریف رابطه به عنوان زیرمجموعه B A× داشته باشند ، در این صورت می توان بار دیگر تکرار کرد که بسیاری از زیرمجموعه های ممکن جفتهای B A× به طور طبیعی بی معنی هستند .
شاید نکته اصلی این باشد که تعریف ما از رابطه بدون ابهام و کاملاً کلی است . مهم نیست چه مجموعه هایی از جفتهای مرتب شده را انتخاب کنیم ، در هر صورت یک رابطه است . اینکه تصیم بگیریم مجموعه های که انتخاب می کنیم بر طبق مسایلی که در جستجوی پاسخ به آنها هستیم ، معنی علمی دارد یا نه به ما مربوط می شود . ممکن است خواننده تعجب کند که چرا در مورد تعریف روابط این همه دردسر وجود دارد . پاسخ خیلی ساده است . تقریباً کل علم روابط را دنبال و مطالعه می کند .
همانطور که قبلاً ذکر شد ، به طور رسمی هیچ راه تجربی برای « دانستن» چیزی وجود ندارد مگر از طریق روابط آن با سایر چیزها . همانند سوئدفلد و رنگ ، اگر به موفقیت رهبران انقلابی ( برای مثال ، جفرسون ، مائوتسه تونگ ، . کسترو ) علاقه مندیم ، باید این موفقیت یا عدم موفقیت را به متغیرهای دیگر ربط دهیم . برای تبیین پدیده ای مانند موفقیت انقلابی باید تعیین کننده های آن ، روابط آن با سایر متغیرهایی مربوط را «کشف کنیم» . سوئد فلدو رنک موفقیت انقلابی را به وسیله ربط دادن چنین موفقیتی به پیچیدگی مفهومی رهبران انقلابی«تبیین کردند . » برای موفقیت انقلابی قبل از انقلاب به سادگی مفهومی ، ولی چس از آن به پیچیدگی مفهومی نیاز است .
به طور مسلم ، اگر روابط درعلم اساس باشند ، در این صورت باید به روشنی بدانیم این روابط چه هستند و همین طور چگونه آنها را مطالعه کنیم . قواعد انطباق و ربط دهی : همه موارد –مردم ، اعدا ، نتایج بازی ، نقاط در فضا ، نشانه ها ، و غیره و غیره- می توانند اعضای مجموعه با اعضای مجموعه دیگر از طریق قاعده انطباق ربط پیدا میکند . قاعده انطباق توصیف یا فرمولی است که به ما می گوید چگونه اشیاء یک مجموعه را با اشیاء مجموعه دیگر مرتب کنیم . به بیان مختصر ، این قاعده به ما می گوید انطباق بین اعضای مجموعه به چه نحو حاصل می شود .
شکل مذکور که رابطه بین اسامی پنج نفر و نشانه های و 1و0 که نمایانگر مذکر ( 1 ) و مؤنث ( 0 ) هستند را در نظر بگیرید . ما در اینجا ربط جنسیت ( 1و0 ) را با اسامی داریم . این البته یک رابطه است به هر اسم عدد 1 یا 0 ( مذکر یا مؤنث ) اختصاص یافته است .
در یک رابطه دو مجموعه که «اعضای» آنها ربط داده می شوند حیطه و دامنه ، یا Dو R خوانده می شوند . D مجموعه اولین عناصر و R مجموعه دومین عناصر است . در شکل 3-5 ، 1 به مذکر و 0 به مؤنث اختصاص یافته است .
به هر عضو حیطه عضو مناسبی از دامنه اختصاص داده شده است . {راضیه ، آزیتا ، محمود ، اردشیر ، ژاله} =D و }0و1}= R است . قاعده انطباق می گوید : اگر عضو D مؤنث است 0 و اگر مذکر است 1 را به آنذ اختصاصا دهید .
به بیان دیگر ، بر طبق قواعد ، مواردی به ویژه اعداد به موارد دیگر : اشخاص ، مکانها ، اعداد ، و نظایر آن ، اختصاص می یابند . این فرایند از لحاظ کاربردی بسیار متنوع ولی از لحاظ مفهومی ساده است .
به جای اینکه در ارتباط با تمام شیوه های مختلف بیان روابط به طور مجزا بیندیشیم ، پی می بریم که همه آنها مجموعه هایی از جفتهای مرتب شده اند و اعضای یک مجموعه به اعضای مجموعه دیگر ربط داده می شده اند .
تمام شیوه های مختلف بیان روابط – ربط دادنها ، انطباقها ، تساویها ، مجموعه های نقاط ، جدولها ، یا نمایه های آماری – را می توان به مجموعه هایی از جفت مرتب های مرتب شده کاهش داد . راههایی برای مطالعه روابط روابط به راههای مختلف قابل بیان هستند و بیان می شوند . برخی از این راهها در بحث قبلی نشان داده شدند . یک راه اساساً فهرست و جفت کردن اعضای مجموعه هاست ، مثل شکلهای بالا. عملاً از این روش در ادبیات پژوهش چندان استفاده نمی شود . اکنون راههای سودمندتری را بررسی می کنیم . نمودار : نمودار ترسیمی است که در آن دو عضو هر جفت مرتب شده یک رابطه روی دو محور X و Y ( یا هر طرح مناسب دیگر ) ثبت می شوند .
شکل مربوطه نموداری از جفتهای مرتب شده ساختگی در مورد هوش و نمره های پیشرفت است که قبلاً ارائه شده اند . از روی این نمودار می توانیم ببینیم که جفت های مرتب شده تمایل به «همراهی» با هم دارند .
مقادیر بزرگتر Y با مقادیر بزرگتر X و همین طور مقادیر کوچکتر Y با مقادیرکوچکتر X همراهند . جالبترین مجموعه جفتهای مرتب شده در شکل مرتبط نرسیم شده است . اعداد مورد استفاده در این نمودار از مطالعه جالب انجام شده توسط میلر و دی کارا که در آن هفت موش صحرایی «تربیت شده بودند تا» پیشاب دفع کنند ، گرفته شده اند .
از آنجا که دفع پیشاب یک عمل خودکار است معمولاً خارج از کنترل بوده و بنابراین تربیت و یادگیری است .
محور x یا «قبل» نمودار مقادیر دفع پیشاب را پیش از تربیت نشان می دهد ، محور y یا «بعد» به مقادیر پس از تربیت اختصاص دارد . از آنجا که از همین داده ها در زمینه دیگری بعداً در این کتاب استفاده خواهد شد – و در آن موقع مطالعه مفصل تر توصیف خواهد شد- در اینجا به جزئیات نمی پردازیم . رابطه بین مقادیر دفع پیشاب به روشنی نشان داده شده است .
بار دیگر ، مقادیر بزرگتر پیش از تربیت با مقادیر بزرگتر پس از همراهند و همین طور مقادیر کوچکتر . نمودار و رابطه ای که آن را بیان می کند تفاوت های فردی در دفع پیشاب را منعکس می سازد . معنی کامل این بیان زمانی روشن می شود که ما بعداً تحلیل آماری این داده ها را توصیف کنیم .
جداول : شاید رایجترین راه برای اراده داده ها در جهت نشان دادن رابطه ها جدول ها باشند . متغیر هایی که روابط آنها نشان داده می شود معمولاً در بالا و کناره های جدول ثبت می شوند و داده ها در داخل جدول قرار می گیرند .
داده های آماری اغلب به صورت میانگین ، فراوانی ، و درصد هستند . جدول 1-5 را که خلاصه ای از ارائه داده ها به صورت فراوانی توسط فریدمن ، والینگتن ، وبلس است در نظر بگیرید . این داده ها در ارتباط با آزمودن این فرضیه است که تسلیم با گناه ارتباط دارد : هر چه احساس گناه بیشتر باشد ، تسلیم در برابر درخواستها زیادتر می شود .
این آزمایشگران نیمی از آزمودنیها را به آن داشتند که دروغ بگویند زیرا فراض را بر این گذاشته بودند که دروغ گفتن موجب احساس گناه می شود ( ظاهراً هم شد ) . متغیر گناه یا دروغ در بالای جدول ثبت شده است . البته ، این متغیر مستقل تلقی می شود . متغیر وابسته تسلیم آزمودنیها در برابر درخواستهایی بود که از آنان می شد . این متغیر در کنار جدول ذکر شده است .
داده های داخل جدول فراوانی ها هستند یعنی تعداد آزمودنیهایی که در زیر مجموعه ها یا خورده طبقات قرار تسلیم شدند ؛ 11 نفر تن به این کار ندادند . از 31 نفر آزمودنی دیگر که وادار به دروغ گفتن نشده بودند ، 11 نفر تسلیم شدند و 20 نفر تسلیم نشدند . این داده ها با فرضیه همسانی دارد . در مقالات بعدی نحوه تحلیل تفسیر اطلاعات مبتنی بر فراوانی ها و جدول هایی از این نوع را به تفصیل مطالعه خواهیم کرد .
نکته ای که جدول مذکور بیان می کند این است که رابطه و گواه مربوط به ماهیت رابطه در این جدول نشان داده شده است . در اینجا داده های جدول شده به صورت فراوانی هستن . ) فراوانی ، تعداد اعضای مجموعه ها و زیر مجموعه هاست . )
خود جدول یک جدول تطابقی یا وفقی است که در آن یک متغیر رابطه در برابر متغیر دیگر رابطه قرار داده می شود . همانطور که قبلاًذکر شد اسامی مربوط به این متغیرها در بالا و کنار جدول منظور می شوند . جهت و مقدار رابطه نیز میزان نسبی فراوانیها در داخل جدول مشخص می شود . در جدول 1-5 تهداد بیشتری از کسانی که دروغ گفتند تسلیم شدند ( 20 از 31 ) ولی در مقابل تعداد کمتری از کسانی که دروغ نگفتند تسلیم شدند ( 11از 31 ) . نوع دیگری از جدول ، میانگین ها و یا متوسط حسابی داده ها را در جدول ارائه می دهد .
میانگین نشان دهنده متغیر وابسته است . اگر تنها یک متغیر مستقل وجود داشته باشد ، طبقات مربوط به آن در بالای جدول ذکر می شوند . اگر دو متغیر مستقل و یا بیشتر موجود باشد ، طبقات مختلف آن را می توان به راههای مختلف در بالا و کناراه های جدول ثبت کرد . نمونه ای از اینها را در فصلهای بعدی خواهیم دید . یک نمونه در جدول مذکور که ساده ترین شکل از این نوع جدول هاست نشان داده شده است . ددر اینجا کلارک و والبرگ ، تاثیر تقویت انباشته بر پیشرفت خواندن را در کودکان کند آموز سیاه پوست مورد مطالعه قرار داده اند .
انتظار می رفت تقویت ارائه شده به کودکان گروه آزمایشی نمره های آنان را در مقایسه با کودکان گروه مشابه که تقویت نشده بودند ( گروه «کنترل» جدول ) افزایش دهد . همانطور که دیده می شود میانگین گرووه آزمایشی بزرگتر از میانگین گروه کنترل است . آیا تفاوت بین میانگین ها «زیاد» است یا «کم»؟ بعداً می آموزیم که اندازه و معنی دار بودن چنین تفاوتهایی را چگونه بررسی می کنیم . در اینجا ما فقط علاقه مندیم بدانیم چرا جدول رابطه را بیان می کند .
در جدولهای از این نوع همیشه رابطه ، یا به صورت روشن و یا به صورت روشن و یا به صورت تلویحی ، مطرح می شود . در مثال ذکر شده ، دو متغیر : تقویت و پیشرفت در خواندن ، به هم ربط داده شده اند . عنوان «آزمایشی-کنترلی» گویای این است که گروه آزمایشی تقویت را دریافت کرده ولی گروه کنترل دریافت نکرده است . این همان متغیر وابسته است .
دو میانگین موجود در جدول پیشرفت در خواندن برای دو گروه از کودکان ، یعنی متغیر وابسته ، را نشان می دهد . اگر تفاوت میانگین ها به اندازه کافی بزرگ باشد ، می توان فرض کرد که تقویت بر پیشرفت در خواندن تاثیر داشته است . جدول های میانگین ها در پژوهش رفتاری ، بویژه در پژوهش آزمایشی ، فوق العاده مهم اند ممکن است دو ، سه ، یا چند متغیر وابسته ، یا حتی دو یا چند متغیر وابسته ، بیان کنند .
نکته اساسی این است که همیشه روابط مورد مطالعه قرار می گیرند . حتی اگر همیشه نتوان به آسانی این روابط ه را به مفهوم در آورد و بیان کرد .