پایان نامه روانشناسی را بنویسید ، نمونه فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی را که در این بخش آمده است دانلود و بررسی کنید (قسمت دوم).
نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی (قسمت دوم)
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
عنوان موضوع پایان نامه روانشناسی:
مقایسه تاب آوری و ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در بیماران آرتریت روماتوئید و افراد سالم
2-2 تاب آوری
در بخش دوم این فصل به بررسی تاب آوری، تعاریف تاب آوری و مدلهای آن از دیدگاههای مختلف میپردازیم.
2-2-1 تاریخچه
مطالعه تاب آوری از نظر تاریخی، مطالعه تاب آوری، سه موج را به همراه داشته است (ریچاردسون ، 2002) : موج اول بررسی تاب آوری، در پاسخ به این سوال بود، «چه ویژگیهایی افرادی را در مواجهه با عوامل خطر زا یا شرایط ناگوار موفق بیرون میآیند، به عنوان نقطه مقابل افرادی که در برابر این عوامل تسلیم میشوند، مشخص میکند؟»، بیشتر ادبیات و منابع موجود تاب آوری، جستجویی برای توصیف کیفیتهای تاب آورانه درونی و بیرونی است که به افراد کمک میکند تا در پی بروز شرایط پر خطر و یا پس از عقب نشینی، بتواند سازگار شده و یا کارکرد قبلی خود را بازیابند.
کیفیتهای تاب آور بودن، پیامدهای نخستین موج بررسی تاب آوری را بازنمایی میکنند. موج دوم بررسی تاب آوری، تلاشی برای پاسخ به این سوال بود، کیفیتهای تاب آوری، چگونه کسب میشوند؟ فلچ (1977، 1988) اظهار نمود، کیفیتهای تاب آور بودن از طریق قانون تخریب و انسجام مجدد کسب شدهاند.
یک فرایند مفصلتر کسب کیفیتهای تاب آوری به عنوان کارکردی از انتخاب هشیار یا ناهشیار به وسیله ریچاردسون و همکاران (1990) مطرح گردید. برای اهداف آموزشی و مشاوره با مراجعان، تاب آوری به عنوان مدل خطی سادهای است که بر اساس آن فرد یا گروه از میان مراحل تعادل زیستی – روانی – معنوی ، تعامل با فوریتهای زندگی ، تخریبها ، آمادگی برای انسجام مجدد و انتخاب برای انسجام مجدد به صورتی تاب آورانه ، برگشت به تعادل یا فقدان عبور میکند.
موج سوم بررسی تاب آوری، منجر به مفهوم تاب آور بودن شد. موج سوم آشکار ساخت که در فرایند انسجام مجدد از تخریب در زندگی برخی اشکال انرژی انگیزشی مورد نیاز است. انسجام مجدد تاب آورانه به انرژی فزاینده ای برای رشد نیاز دارد، و مطابق نظریه تاب آوری این منبع انرژی، یک منبع معنوی یا تاب آور بودن فطری است (ریچاردسون، 2002 ).
2-2-2 تعاریف
تاب آوری تاب آوری معادل واژه Resilience است.
در فرهنگ لغت، این کلمه، خاصیت کشسانی، بازگشت پذیری و ارتجالی معنا شده است، ولی در متون بهداشت روانی تاب آوری معادل گویاتری است. گارمزی و ماستن (2006) تاب آوری را «یک فرایند توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط تهدید کننده» تعریف نموده اند که نقش مهمی در مقابله با تنیدگیها و تهدیدهای زندگی و آثار نامطلوب آن دارد. والر (2001) بیان میکند که تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (به نقل از حسام پور، 1388).
کامپفر (1999) معتقد است که تاب آوری نقش مهمی در بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر دارد و از این رو، سازگاری مثبت و موفق را در زندگی فراهم میکند (به نقل از کیخاونی و همکاران، 1391). تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه فرد تاب آور، مشارکت کننده فعال و سازنده محیطی پیرامونی خود است.
تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی- روحی، در مقابل شرایط مخاطره آمیز میباشد (کانر و دیویدسون، 2003)؛ نوعی ترمیم خود که با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی همراه است (گارمزی، 1991؛ ماستن، 2001؛ راتر، 1999). از این رو نمیتوان آن را معادل بهبودی دانست چون در بهبودی فرد پیامدهای منفی و مشکلات هیجانی و عاطفی را تجربه میکند (به نقل از با نانو ، 2004). راتر (1985) در یک تعریف نسبتاً جامع و مقبول، تاب آوری را به عنوان فرایندی پویا توصیف کرده است که شامل تعامل میان عوامل خطر زا و عوامل محافظتی درونی و بیرونی، برای بهبود نشانههای رویدادهای ناگوار زندگی میباشد (به نقل از حسام پور، 1388).
جانستون و همکاران (2014) در پژوهشی به بررسی بیماری جسمانی و تاب آوری پرداختند. هدف آنها از انجام این پژوهش این بود که دامنهای از تعاریف تاب آوری بیماری جسمانی را ارائه دهند. آنها چند تعریف از تاب آوری که در اکثر مطالعات مشترک بود را ارائه دادند:
1. یک سختی میبایست به منظور نشان دادن تاب آوری تجربه شود.
2. تاب آوری توانایی حفظ سطح سالم عملکرد در طول زمان با وجود سختی است یا برگشتن به عملکرد طبیعی بعد سختی است.
3. تاب آوری یک مفهوم پویا است نه یک ویژگی ثابت شخصیتی. بنابراین بهتر است در تبین تاب آوری به این نکات توجه کنیم:
تاب آوری روندی پویا است.
تاب آوری وابسته به اوضاع است. یعنی یک رفتار سازگارانه در یک موقعیت، ممکن است در موقعیتهای دیگر ناسازگار باشد.
تاب آوری محصول تعامل ویژگیهای شخصیتی با عوامل محیطی است.
تاب آوری در شرایط پرمخاطره، دشوارتر میشود. o تاب آوری قابل یادگیری است.
2-2-3 مدلهای تاب آوری
مدلهای متعددی برای تاب آوری ارایه شده است که در تمامی آنها چگونگی تأثیر گذاری عوامل فردی و محیطی بر کاهش یا خنثی کردن اثرات آسیب رسان عوامل خطر زا مورد تاکید بوده است.
برای مثال گارمزی، ماستن و تلگن (1984) مدلهای نظری ارایه کردهاند که موجب فهم آسان و تسهیل پژوهشها بر روی مطالعات تاب آوری میگردد و تمام تعاملات بین فرد و محیط و عوامل خطر و محافظتی را در نظر میگیرد که عبارتند از:
1. مدل جبرانی
2. مدل چالش
3. مدل محافظتی یا مدل مصون سازی در مقابل آسیب پذیری .
راتر (1985) نیز مدلی را توصیف میکند که به موجب آن عوامل محافظتی، اثرات خود را به واسطه خاصیت تعاملیشان با یک عامل خطر که پیامدهای منفی را پیش بینی میکنند (مثل، آسیب شناسی روانی) بروز میدهند.
او همچنین، مصون سازی یا مقاوم سازی را به عنوان مدل دیگری برای تاب آوری پیشنهاد میکند.
ماستن و رید (2004) مدلهای مفهومی تاب آوری را که شامل مدلهای متمرکز بر متغیر و مدلهای متمرکز بر شخص میباشند مطرح کردهاند. کامپفر با الهام از مدل برونفن برنر و کروتر (1983) که ترکیب سه عامل شخص – فرایند – بافت میباشد، مدل تاب آوری خود را ارایه نمود. در ادامه توصیفی از مدلها داده شده است: 2-1-3-1 مدلهای گارمزی و همکاران همانگونه که اشاره شد، گارمزی و همکاران (1984) سه مدل تاب آوری جبرانی، محافظتی و چالش را ارایه کردند. أ) مدل جبرانی عامل جبرانی متغیری است که تأثیر مواجهه با خطر را خنثی میکند (گارمزی و همکاران، 1984؛ ماستن و همکاران،1988، به نقل از زیمرمن و آرونکوما ، 1994).این عامل با عامل خطر زا در تعامل نیست، بلکه به جای تعامل با عامل خطر زا، تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد مورد نظر دارد (شکل1-2). هم عامل خطر زا و هم عامل جبرانی، هردو در پیش بینی پیامد نقش دارند (همان منبع).
أ) مدل چالش بنابر مدل چالش تاب آوری، محرک تنش زا به عنوان عامل بالقوه افزایش دهندهی تطابق موفقیت آمیز عمل میکند. در این مدل، استرس خیلی کم، چالش کافی را ایجاد نمیکند و استرس خیلی زیاد نیز درماندگی را به فرد منتقل میکند که میتواند منتهی به رفتار ناسازگارانه شود.
اگر چه، سطوح متوسط استرس، فرد را با چالش مواجهه میدهد که در صورت غلبهی فرد بر این استرس، کفایت او تقویت میشود. اگر چالش به طور موفقیت آمیز به پایان برسد، فرد برای مشکل بعدی آماده میشود (شکل2-2). راتر (1987)، این فرایند را «مقاوم سازی» یا «مصون سازی» نامیده است.
اگر تلاشها برای مواجهه با چالش به طور موفقیت آمیزی به پایان نرسد، فرد به صورت فزایندهای نسبت به خطر آسیب پذیر خواهد شد. بنابراین، سطح بهینه استرس، هنگامی رخ میدهد که تطابق به همان اندازه که فرد با چالش مواجه میشود، تقویت شده باشد.
این مدل مستلزم دادههای طولی بوده و به طور تحلیلی با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری یا مسیر (مثل لیزرل) سنجیده میشود.
أ) مدل عامل حفاظتی
عامل حفاظتی، فرایندی است که جهت کاهش احتمال پیامد منفی، با عامل خطر تعامل میکند. این عامل از طریق تعدیل اثر مواجهه با خطر عمل نموده، و از طریق تغییر در پاسخ به عامل خطر، به عنوان کاتالیزور عمل میکند (بروک، نامورا ، و کهن ،1989؛ کائون و وورک ، 1988؛ گارمزی و دیگران،1984، پلی گرینی،1990؛ ورنر و اسمیت،1989). یک عامل حفاظتی، میتواند اثری مستقیم بر پیامدها داشته باشد، اما تأثیر ان در حضور یک عامل فشار آور، قویتر است.
راتر (1987) مکانیزم حفاظتی را به عنوان یک فرایند حفاظتی توصیف میکند که به تعیین تعاملات افزاینده یا اثرات همکاری کنندهای که طی آن یک متغیر اثر متغیر دیگر را قوت میبخشد، کمک میکند. گارمزی و همکاران (1984)، به مدل عامل حفاظتی، به عنوان یک مدل ایمنی در مقابل آسیب پذیری اشاره میکنند.
بروک و همکاران (1990) برای چگونگی کارکرد اثرات محافظتی دو مکانیسم را مطرح میکنند:
«مکانیسم خطر/ حفاظتی و مکانیسم حفافظتی/ حفاظتی ».
کارکرد یک متغیر خطر/ محافظتی در جهت تخفیف اثرات منفی یک عامل خطر زاست است (شکل3-2).
یک مکانیسم محافظتی/ محافظتی به وسیله افزایش اثرات محافظتی متغیرهای کاهش دهنده احتمال پیامدهای منفی، کارکرد دارد (شکل 4-2).
هر دو عامل خطر / حفاظتی و حفاظتی / حفاظتی، میتوانند به وسیله بررسی ارتباطات تعدیل کنندهی بین پیش بینی کنندهها و پیامد ارزیابی شوند. عامل حفاظتی ارتباط بین یک عامل خطر زا یا حفاظتی را با پیامد به شیوهای تعاملی متأثر میسازد.
هر دو عامل میتوانند اثرات یکدیگر را تخفیف یا افزایش دهند. مدل حفاظتی تاب آوری از آن روی که جهت تأثیر پیامد، به صورت غیر مستقیم عمل میکند، با مدلهای جبرانی و چالش متفاوت است.
مطابق این مدل، عوامل مثبت در زندگی فرد میتوانند جبران کننده برخی از خطرات باشند و همزمان با سایر عوامل جهت کاهش پیامدهای منفی به تعامل بپردازند.
به همین ترتیب عوامل خطر زایی که به طور معمول میتوانند خطرناک باشند همچنین میتوانند یک سطح قابل کنترلی از استرس را فراهم نمایند که در آینده مواجهه با استرس را کمتر ناتوان کننده میسازد. از نظر تأثیر، استرس به منبعی تبدیل میشود که توانایی فرد جهت مقابله با استرس شدید تر را افزایش میدهد (بروک و همکاران، 1990؛ ورنر و اسمیت، 1992).
2-1-3-1 چارچوب تاب آوری
کامپفر چارچوب تاب آوری کامپفر (1999) یک مدل تبادلی تاب آوری است، و شامل «هم سازهی فرایند و هم سازهی پیامد» است (گلانز و جانسون،1999، 183). این مدل شبیه مدل ریچاردسون و دیگران (1990) است، کمتر بر چرخۀ تخریب و انسجام مجدد تاکید دارد، و تا اندازهای بر ماهیت تعاملی محتوای محیطی و تاب آوری درونی (فرایندهای تبادلی محیطی- شخص)، و عوامل تاب آوری درونی و پیامدهای انسجام مجدد (فرایندهای تاب آوری) گرایش یافته است.
فرایندهای تاب آوری شامل فرایندهای منحصر به فرد کنار آمدن است که از طریق مواجهههای قبلی فرد با چالش و استر سورها آموخته شدهاند. فریدمن (2002)، این فرایند را «سرچشمه تاب آوری» نامیده است.
متغیرهای مدل به شرح زیر است:
• استر سورها، مثل: مشکلات اقتصادی و شغل.
• عوامل خطر آفرین محیطی، مثل: فقدان حمایت اجتماعی، منابع اقتصادی محدود یا فرصتهای شغلی محدود، تعارض با همسر، یا داشتن فرزندانی که در رشد زندگی اجتماعی بازداری شدهاند.
• عوامل حفاظتی محیطی، مثل: شبکه حمایت اجتماعی، امنیت شغلی، فرصتهای شغلی یا آموزشی و پذیرش کمک حرفهای.
• فرایندهای تبادلی محیط-شخص، مثل: تغییرات محیطی.
• عوامل شناختی، مثل: قابلیت حل مسئله، بینش، عزت نفس.
• عوامل هیجانی، مثل: همدردی، حس شوق طبعی، و توانایی برای بازسازی عزت نفس.
• عوامل معنوی، مثل: حس غایت، توانایی برای رویا و مرجع کنترل درونی.
• مهارتهای رفتاری، مثل: ارتباط موثر، مهارتهای اجتماعی، انعطاف پذیری، بهزیستی جسمانی. به طور خلاصه، کامپفر (1999) عوامل تاب آوری درونی را در چهار بعد طبقه بندی و ارایه داده است.
این چهار بعد عبارتند از:
1. عوامل معنویت/ انگیزشی؛ شامل رویاها و اهداف، غایت/معنا در زندگی، معنویت، اعتقاد به یکتایی خود شخص، استقلال (خودمختاری)، امید و خوش بینی.
2. صلاحیتهای شناختی؛ شامل، هوش، پیشرفت تحصیلی و مهارتهای تکلیف خانه، مهارتهای خواندن، استدلال اخلاقی، بینش، آگاهی میان فردی، عزت نفس، توانایی طراحی، خلاقیت.
3. صلاحیتهای رفتاری/اجتماعی؛ شامل مهارتهای اجتماعی، مهارتهای حل مسئله، صلاحیتهای دو جنسیتی و چند فرهنگی، همدلی، استواری هیجانی و مدیریت هیجانی، شادکامی، بازشناسی احساسات، مهارتهای مدیریت هیجانی، توانایی برای بازسازی عزت نفس، شوخ طبعی.
4. صلاحیتهای جسمی و بهزیستی جسمانی؛ شامل سلامت خوب، مهارتهای حفظ سلامتی، رشد استعداد جسمانی، جذابیت جسمانی.
2-1-3-2 مدلهای مفهومی تاب آوری
ماستن و رید (2004) مدلهای مفهومی تاب آوری را که شامل مدلهای متمرکز بر متغیر و مدلهای متمرکز بر شخص میباشند مطرح کردهاند.
أ) مدلهای متمرکز بر متغیر
در شکل2-5 چند مدل متمرکز بر متغیر تاب آوری نشان داده است، که در ادبیات تجربی مورد آزمون قرار گرفتهاند، مدل جمع پذیری، مدل تعاملی و مدل غیر مستقیم.
1. مدل جمع پذیر:
این مدل که سادهترین مدل نیز هست اثرات تجمعی عوامل خطر زا، داراییها و عوامل دو قطبی خطر زا/ داراییها در رابطه با یک پیامد مثبت مورد آزمون قرار میگیرند. طبق این مدل نسبت به اینکه یک فرد در زندگی چقدر درست عمل میکند یا معیار مورد نظر را دارا میگردد، داراییها و خطر زاها نقشهای مستقلی را بر عهده میگیرند.
حضور یک عامل خطر زا به معنی داشتن یک اثر منفی بر پیامد و عدم حضور آن به معنی عدم تأثیر است. همچنین حضور داراییهای خالص با اثر مثبت و نبود آنها با اثر منفی همراه است. (در یک طیف خطر) دارایی ویژگیهای زیادی میتوانند عمل کنند، که زیاد بودن آن ها مطلوب و کم بودن آن ها برای پیامد مورد نظر نامطلوب است (مانند تأثیر مهارتهای هوشی و کیفیت فرزند پروری برای پیشرفت تحصیلی).
از لحاظ نظری داراییها میتوانند خنثی کننده سطوح بالای خطر در این مدل باشند. مداخلات معطوف بر تقویت حضور داراییها یا کاهش تعداد عوامل خطر زا بر این مدل مبتنی هستند.
2. مدل تعاملی:
این مدل در گوشه راست پایین دیده میشود. طی این مدل اثرات تعدیل کنندهای وجود دارد که طی آنها یک متغیر اثر متغیر خطر زا را تغییر میدهد. چنین متغیرهایی در این مدل «آسیب پذیری» و «عوامل محافظتی» نامیده میشوند.
در این مدل دو نوع اثرات عاملی نشان داده شده است. یکی از این فکر نشأت میگیرد که در فرد یا محیط یک ویژگی پایدار وجود دارد که آمادگی فرد را برای مواجهه با موقعیت تهدید کننده، افزایش یا کاهش میدهد. یکی از اثرات تعدیل کنندهای که به وفور مورد پژوهش قرار گرفته، عبارت است از اینکه خلق و خو یا شخصیت، افراد را آماده میکند تا به یک موقعیت تهدید کننده با استرس و هیجان منفی کمتر یا بیشتری واکنش نشان دهند.
تعدیل کننده دیگری که در شکل دیده میشود، سیستم محافظتی است که به وسیله تهدید فعال شده است. مانند کیسه هوایی که در اتومبیل به کار گرفته میشود. محافظت والدین از کودکان در زمان تجربه شرایط ناگوار را میتوان به عنوان محافظت فعال شده به وسیله خطر در نظر گرفت.
تلاشهای تطابقی فرد نیز میتواند به همین شیوه عمل نماید، که طی آن تلاشهای خاصی برای کاهش تهدید نسبت به خود انجام میشود. مداخلات معطوف به بهبود دادن سیستمهای پاسخ دهنده به تهدید به منظور کاهش یا حذف تأثیر مخاطرات زندگی بر مبنای این مدل طراحی شدهاند.
3. مدل غیر مستقیم:
این مدل تاب آوری در سمت چپ شکل نشان داده شده است. در قسمت فوقانی شکل پدیده اثرات میانجی نشان داده شده که طی آن تأثیر نیرومند بر پیامد به وسیله خطرات یا منابع متأثر میشود. یک مثال خوب مطالعاتی را شامل میشود که در آنها تعیین کنندههای فرزند پروری مورد برسی قرار میگیرند.
مداخلاتی که طی آنها تلاش میشود تا کیفیت پیش بینی کنندههای کلیدی (از قبیل اثربخشی والدین) ارتقاء یابد، بر مبنای چنین مدلهای میانجی قرار دارند. در این مدل فرض بر این است که محافظت مهیا شده به وسیله میانجی میتواند دستخوش تغییراتی شود و پیامدهایی را برای زندگی کودک به همراه داشته باشد.
مدل غیر مستقیم دیگری در قسمت پایین سمت چپ شکل، اثر نامشهود پیشگیری کامل، وقتی که یک عامل پیشگیرانه نیرومند از رخداد شرایط خطر زا پیشگیری میکند، نشان داده شده است. برای مثال چنانچه تولد زودرس به وسیله مراقبت والدینی خوب پیشگیری شود، پس خطرات با آن به کلی برطرف خواهد شد.
شکل2- 6 نشان دهنده سادهترین نگاهی است که میتوان به مدلهای تاب آوری داشت. در زندگی واقعی عوامل خطر زا و داراییها به صورت مداوم در تعامل با یکدیگرند و بر هم تأثیر میگذارند.
ب) مدلهای متمرکز بر شخص این رویکرد سعی در شناسایی افراد تاب آور و بررسی اینکه چه چیزی منجر به تاب آوری بیشتر در آنان میشود، دارد.
سه نوع مدل متمرکز بر شخص در مطالعه تاب آوری نقش کلیدی داشتهاند. یک مدل از مطالعات موردی نشأت گرفته است.
این مدل تاب آوری را ویژه افراد خاص میداند و بر همین اساس به بررسی خصوصیات این افراد میپردازد. که با نقایص و کمبودهای زیادی همراه است. مطالعات موردی به عنوان مدلهای مفهومی واقعی تاب آوری مطرح نیستند، اما به عنوان مدلها نشان دهنده پدیده طبیعی، یک هدف اکتشافی را فراهم میکنند.
این گزارشها به وفور در ادبیات تاب آوری دیده میشوند. نوع دوم مدل متمرکز بر شخص بر شناسایی افرادی مبتنی است که در معرض خطر زیاد قرار دارند که خوب عمل میکنند (زیر گروه تاب آور). این یک رویکرد کلاسیک در حوزه تاب آوری است که در اکثر مطالعات بلند مدت تاب آوری به کار رفته است.
مدل سوم به دنبال بررسی و شناسایی الگوهای عمده رفتاری است که در طول زمان و در بررسیهای طولی، در افراد تاب آور مشاهده شده است. هر دو مدل کلاسیک و تمام تشخیصی تاب آوری به صورتی نا آشکار گستره زمانی زیادی را در بر میگیرند، زیرا خطر آفرینها و پیشرفتهایی که معیار تاب آوری هستند، یک پدیده لحظهای نبوده بلکه تجربیات و کارکردهایی را در بر میگیرند که در طول زمان آشکار میشوند (ماستن و رید، 2004، ص 74-88).
2-1-3 ویژگیهای افراد تاب آور
آگاهانه و هشیارانه عمل میکنند: افراد تاب آور، نسبت به موقعیت، آگاه و هشیارند، احساسات و هیجانهای خود را میشناسند، بنابراین از علت این احساسات نیز باخبرند و هیجانهای خود را به شیوه سالم مدیریت میکنند. از سوی دیگر احساسات و رفتارهای اطرافیانشان را نیز درک میکنند، و در نتیجه بر خود، محیط و اطرافیانشان تأثیر مثبتی میگذارند.
میپذیرند که، موانع بخشی از زندگی هر انسان است: یکی دیگر از ویژگیهای افراد تاب آور این است که میدانند زندگی پر از چالش است. آنها میدانند که ما نمیتوانیم از بسیاری مشکلات اجتناب کنیم، ولی میتوانیم در برابر آنها باز و منعطف باشیم و اشتیاق خود را برای سازگار شدن با تغییرات حفظ کنیم.
دارای منبع کنترل درونی هستند: افراد تاب آور، خود را مسئول شرایط خویش میدانند و برای هر مشکل، شکست و مسئله، منابع بیرونی را سرزنش نمیکنند. آنها سهم خود را در امور زندگی، همراه با مسئولیت، پذیرفتهاند و بر این باورند که هر عملی که انجام میدهند بر زندگیشان بازتاب مییابد.
از مهارتهای حل مسئله برخوردارند: وقتی بحران پدیدار میشود، افراد تاب آور قادرند با استفاده از فنون حل مسئله، به راه حلهای امن و مطمئن برسند. در حالی که سایر افراد در این موقعیتها سخت دچار استرس زیاد میشوند و نمیتوانند راه حل مناسب و مفیدی انتخاب کنند.
ارتباطات محکم اجتماعی دارند: افراد تاب آور شبکه حمایتی و عاطفی محکمی دارند. چنین ارتباطاتی به آنها کمک میکند، درباره نگرانیها و چالشهای خود با کسی صحبت کنند، از مشورت، همدلی و همراهی آنها بهرمند شوند، را حلهای جدید را کشف کنند و در مجموع از لحاظ روانی احساس قدرت و آرامش کنند.
خود را فردی قربانی ارزیابی نمیکنند: افراد تاب آور خود را قربانی و ناتوان تصور نمیکنند. وقتی با یک بحران دست به گریباناند، همواره خود را فردی نجات یافته تصور میکنند و معتقدند که میتوانند بر شرایط فایق آیند.
قادرند متناسب با موقعیت، درخواست کمک کنند: منابع حمایتی یکی از اجزای مهم تاب آوری است. بنابراین افراد تاب آور هر زمان که ضرورت ایجاب کند، از این منابع درخواست کمک میکنند (نوری زاده و همکاران، 1389).
نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی (قسمت اول)
نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی (قسمت سوم)
نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی (قسمت چهارم)
نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی (قسمت پنجم)
دانلود فصل 1 تا 5 این پایان نامه همراه با منابع کامل فارسی و لاتین