دانلود یک نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی بالینی هم در نحوه انتخاب موضوع پایان نامه و هم در نحوه نگارش فصل دوم جنبه آموزشی دارد.

نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی- قسمت سوم

عنوان پایان نامه روانشناسی بالینی:

بررسی اثر بخشی آموزش سبک های فرزند پروری در پیشگیر ی از اعتیاد

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

2-1 شیوه های فرزندپروری والدین

روش های منضبط کردن و قدرت همانند سازی کودک در الگوهای گسترده تعامل فرزند –والد یا شیوه های فرزند پروری ریشه دارد. این الگو ها یا شیوه ها می توان در ابعاد مختلفی توضیح داد، مانند پذیرش، محبت، کنترل، مهربانی، گرمی، انعطاف پذیر بودن، محدود کردن و پر توقع بودن. انکه چه روشی برای فرزند پروری موثر ترین قلمداد می شود از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند و در درون هر فرهنگ نیز خانواده های مختلف روش های مختلفی دارند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

محققان به دو بعد عمده که در شکل دادن به رفتار کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارند، دست یافته اند، بعد اول، سهل گیری در مقابل سخت گیری و بعد دوم، پذیرش در مقابل طرد است. بعد اول مربوط به میزان استقلالی است که والدین برای فرزندان خود فراهم می کنند. طبیعی است که خانواده های سخت گیر رفتار فرزندان خود را بیشتر جهت می دهند، از آنان توقعات بیشتری دارند، مقررات دشوار تری تعین می کنند و انتظار دارند که فرزندان بدون چون و چرا مقررات وضع شده را رعایت کنند. برعکس والدین سهل گیر از فرزندان خود انتظارات کم تری دارند، به آنان آزادی بیشتری می دهند و در بیان عقاید و عواطف نیز به فرزندان خود استقلال بیشتری می دهند (احدی و جمهری، 1389).

در بعد دوم، یعنی پذیرش در مقابل طرد، والدین پذیرنده کودکان را ترغیب و تحسین می کنند، با آنان روابط گرم تری دارند، بیشتر لبخند می زنند و در مجموع محبت بیشتری نشان می دهند. در حالی که والدین طرد کننده غالبا فرزندان خود را تحقیر می کنند و از رفتار و گفتار آنان نیز انتقاد می کنند. در مواردی نیز به خواسته های آنها بی تفاوتند و به ندرت نسبت به آنان ابراز محبت می کنند(احدی و جمهری، 1389).

با تلفیق این دو بعد می توان به چهار نوع الگوی فرزندپروری رسید: پذیرنده سخت گیر، پذیرنده سهل گیر، طرد کننده ی سخت گیر و طرد کننده سهل گیر. بدیهی است خانواده های پذیرنده، که به فرزندان خود محبت ابراز می کنند، در تضمین سلامت روانی آنان موفق ترند. بررسی ها نشان می دهد که ابراز محبت از طرف والدین موجب رشد سالم تر فرزندان می شود. از سوی دیگر، فرزندان طرد شده از لحاظ روانی مشکلات متعددی پیدا می کنند(احدی و جمهری، 1389).

دیانا بامریند دریک رشته تحقیقات، با زیر نظر گرفتن والدینی که با فرزندان پیش دبستانی خود تعامل می کردند، اطلاعاتی را درباره فرزند پروری گرد آوری کرد. یافته های او یافته های کسانی که کار او را ادامه دادند، سه ویژگی را آشکار می سازند که روش موثر را از روش های نه چندان موثر متمایز می کنند: 1) پذیرش و روابظ نزدیک؛ 2) کنترل؛ 3) استقلال دادن (برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

در زیر چهار روش فرزند پروری و ویژگی های هر کدام آورده شده است.

إ) فرزند پروری مقتدرانه روش فرزند پروری مقتدرانه -موفق ترین روش فرزند پروری- پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه، و استقلال دادن مناسب را شامل می شود(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387). والدین مقتدر خصوصیات شخصیتی، دیدگاهها، علایق و انگیزه های فرزندانشان را می شناسند، با آنها خوب ارتباط برقرار می کنند و در مورد تصمیمات خانواگی آنان را تشویق به بحث می کنند و در عین حال آنها را کنترل می کردند و توقع رفتار بالغانه را داشتند. تکالیف و فعالیت های فرزندان را هدایت می کنند و از آنان می خواهند که در کارهای خانه مشارکت کنند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

تربیت مقتدرانه در طول دوره کودکی و نوجوانی با چند جنبه از شایستگی ارتباط دارد-خلق خوش بینانه، خویشتن داری، استقلال در تکلیف، همکاری، عزت نفس بالا، پختگی اجتماعی و اخلاقی و عملکرد تحصیلی مطلوب(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

ب‌) فرزندپروری مستبدانه روش فرزند پروری مستبدانه از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا، و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد سرد و طرد کننده هستند(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

در این شیوه فرزند پروری، کودکان در محیط خانواده با محدودیت هایی شدید مواجه هستند. آنها موظفند که از مقررات خاص والدین پیروی کنند. والدین، از فرزندان خود خواستار اطاعت بی چون و چرا هستند و به ندرت علت خواسته های خود را توضیح می دهند. آنها بیشتر قدرت و حتی گاهی از زور استفاده می کنند و برای وادار کردن فرزندان خود به اطاعت، ممکن است به تنبیه های شدید بدنی متوسل شوند. در چنین خانواده هایی، هرگونه تخلف از مقررات می تواند مجازات های سنگینی را به دنبال داشته باشد(احدی و جمهری، 1389). و والدین فرزندان مستبد فرزندان را وادار به رعایت ارزش های سنتی کنند مانند احترام به مراجع قدرت، کار و حفظ نظم و سنت(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

فرزندن والدین مستبد مضطرب و ناخوشنود هستند، عزت نفس و اتکا به نفس پایینی دارند و وقتی ناکام می شوند با خصومت واکنش نشان می دهند. پسرها به خصوص میزان بالای خشم و سرپیچی نشان می دهند. گرچه دخترها نیز به رفتار برون ریزی می پردازند، ولی آنها به احتمال بیشتری وابسته هستند، به کاوش علاقه ای ندارند، و تکالیف دشوار آنها را از توان می اندازد (برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

ت‌) فرزند پروری آسان گیرانه والدینی که روش فرزند پروری آسان گیرانه استفاده می کنند، مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به انها اجازه می دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی اگر هنوز قادر به انجام این کار نباشند(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

والدین آسان گیر در منضبط کردن و تشویق فرزندان جدی نیستند و از آنها چندان توقعی برای رفتار بالغانه را ندارند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387). و در این شیوه والدین از فرزندان انتظار چندانی ندارند و کودکان در بیان احساسات و رفتار های تکانشی خود آزادی عمل دارند. چنین والدینی برای کنترل فرزندان خود، به ندرت از تنبیه یا زور استفاده می کنند(احدی و جمهری، 1389).

ث‌) فرزندپروری بی اعتنا یا غافل روش فرزند پروری بی اعتنا ، پذیرش و روابط خوب کم را با کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن ترکیب می کند. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند، به قدری غرق در استرس خانوادگی هستند که وقت و انرژی کمی برای فرزندان دارند. تربیت بی اعتنا در حالت افراطی، نوعی بد رفتاری با کودک است که غفلت نامیده می شود. در صورتی که این نوع تربیت زود هنگام شروع شده باشد، تقریبا تمام جنبه های رشد، از جمله دلبستگی، شناخت، و مهارت های هیجانی و اجتماعی را مختل می کند. کودکان و نوجوانان این والدین مشکلات متعددی، از جمله خودگردانی هیجانی ضعیف، مشکلات پیشرفت تحصیلی، و رفتار ضد اجتماعی دارند (برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387). 

چه چیزی فرزند پروری مقتدرانه را کارآمد می سازد؟ پژوهش طولی نشان می دهد که فرزندپروری مقتدرانه به پختگی کودکان دارای خلق و خوی متفاوت کمک می کند. به نظر می رسد که فرزند پروری مقتدرانه موقعیتی هیجانی را برای تاثیر مثبت والدین به شیوه های زیر به بار می آورد(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387): 

والدین صمیمی و دلسوز که از معیارهایی که برای فرزندادن خود تعیین می کنند اطمینان دارند، الگوهایی برای رفتار خود گردان و اطمینان بخش می شوند. 

کودکان از خود کنترلی که منصفانه و معقولف نه توهین آمیز و خودسرانه به نظر می رسند، بیشتر تبیعت و آنرا درونی می کنند. 

والدین مقتدر توقعاتی از فرزندان خود دارند و استقلالی به آنها می دهند که با توانایی کودکان در پذیرفتن مسئولیت رفتارشان متناسب هستند. این والدین به فرزندان خود اجازه می دهند تا بفهمند افراد شایسته ای هستند که می توانند خودشان کارهایی را با موفقیت انجام دهند و به این طریق به عزت نفس بالا و پختگی شناختی و اجتماعی آنها کمک می کنند.

جنبه های حمایت کننده روش مقتدرانه، از جمله پذیرش، روابط خوب، و کنترل منطقی والدین به کودکان کمک می کنند تا از تاثیرات منفی استرس و فقر خانوادگی در امان بمانند. به مرور زمان، رابطه بین تربیت و ویژگی های کودکان به طور فزاینده ای دو جهتی می شود. وقتی که والدین صبورانه ولی قاطع مداخله کنند، به سازگاری مطلوب کمک کرده و زمینه را برای رابطه مثبت والد-فرزند آماده می کنند(برک،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1387).

2-3-1 عوامل تعیین کننده روش های فرزندپروری

روش های والدین در پرورش فرزند تحت تاثیر عواملی قرار دارد که این عوامل در هم تاثیر می گذارند. یکی از این عوامل زمینه فرهنگی است. والدین ژاپنی بیش از والدین آمریکایی برای منضبط کردن فرزند خود از احساس شرم کودکان استفاده می کنند. در فرهنگ آمریکایی والدین در بعضی از خرده فرهنگ ها و گروههای اجتماعی فرزندان خود را به خاطر بد رفتاری تنبیه بدنی می کنند، حال آنکه والدین سایر گروهها به ندرت متوسل به تنبیه بدنی می شوند. عامل دیگری که در روش های انضباطی تاثیر می گذارد سطح رشد کودک است.

به طور کلی، به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند والدین کمتر متوسل به تنبیه بدنی می شوند. و ابراز محبت والدین به کودک که قبلا به شکل در آغوش گرفتن بود کم کم جای خود را به اشکال دیگر ابراز محبت می دهد. همین که مهارت های زبانی کودکان پیشرفت می کند والدین از راهنمایی کلامی، توضیح و استدلال بیشتر استفاده می کنند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

بر طبق یک نظر رایج در مورد اجتماعی شدن، سایر عوامل که در روش های فرزندپروری نفوذ دارد در سه مقوله عمده می گنجد:

(1) نیروهایی که از سوی والدین اعمال می شود (شخصیت والدین؛ انتظارات آنان؛ اعتقادات درباره اهداف اجتماعی شدن؛ و طبیعت کودکان و روش های موثر اجتماعی کردن)،

(2) خصوصیات کودکان (خصوصیت شخصیتی و تواناییهای شناختی)،

(3) «زمینه اجتماعی گسترده تر که رابطه والدین و فرزند در آن جای می گیرد-به خصوص رابطه زناشویی، شبکه های اجتماعی و تجارب شغلی والدین» (ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

الف) خصوصیات و اعتقادات والدین شیوه های والدین و روش های انضباطی آنان بی تردید تحت تاثیر خصوصیات شخصیتی و سیستم اعتقادی آنان است. والدین سالم و بالغ در مقایسه با والدین نابالغ و ناسالم معمولا با حساسیت و مهربانی بیشتری به نیازها و اشارات کودکان توجه می کنند و این نوع فرزند پروری امنیت عاطفی، استقلال، توانش اجتماعی و موفقیت هوشی را تشویق می کند. اعتماد به نفس والدین، احساس اعتماد نسبت به دیگران، این اعتقاد می توانند بر اوضاع مسلط باشند با گرمی، پذیرش و مفید بودن به حال فرزندانشان همبستگی دارد. مادران افسرده در خانه جوی ایجاد می کنند که خصومت آمیز و مخرب است و در رشد فرزندانشان تاثیرات نامساعد دارد(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

علاوه بر خصوصیات شخصیتی والدین شناخت و اعتقادات آنان در مورد انگیزه ها و تواناییهای کودکان در روش های انضباطی آنان تاثیر می گذارد. والدین به هنگام تلاش برای اجتماعی کردن فرزندان خود در جهت سالم بودن، پذیرفته شدن و شاد بودن به عنوان عضوی از جامعه معمولا اعمال فرزندان خود را به عنوان عضوی از جامعه معمولا اعمال فرزندان خود را به عنوان خوب، بد، بالغانه، نابالغانه ارزشیابی می کنند و تصمیم می گیرند که رفتاری باید تشویق یا محدود شود(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

بعضی از والدین معتقدند که کودکان، سازنده و یادگیرندگانی خود نظم دهنده اند که از طریق تجربه کردن و آزمایش دانش کسب می کنند. اینگونه والدین درباره بسیاری از مسائل با کودکان حرف می زنند و از آنان سوالات بسیاری می کنند، در نتیجه آنان را در تفکر و استدلال بر می انگیزند. برعکس، والدینی که فکر می کنند که فرزندانشان یادگیرندگان منفعل اند مستقیما آنان را هدایت می کنند و فرمان می دهند و در نتیجه به احتمال کمتری رشد شناختی آنان را تشویق می کنند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

ب) شخصیت و رفتار کودکان اصول روابط دوسویه در تعامل های بین مادر و فرزند کاملا مشهود است: خلق و خوی کودک و خصوصیات او در کمیت و کیفیت مراقبتی که از او می شود تاثیر می گذارد؛ و به همین نحو روش های فرزند پروری در خصوصیات کودک تاثیر می گذارد. کودکی که نا آرام و کم خواب است مراقبت کننده اش را به ستوه می آورد و ممکن است واکنش های خصومت آمیزی را از سوی مراقبت کننده اش بر انگیزد و همین سبب شود که کودک نیز نا آرام تر و تحریک پذیر تر شود.

مادرانی که فرزندان خود را «دشوار» می دانند کمتر با آنان تعامل دارند و نسبت به گریه آنان حساسیت کمتری نشان می دهند. کودکان بیقرار و بسیار فعال بین چهار تا هشت سالگی نسبتا از لحاظ کنترل بر خود ضعیفترند، کمتر سوال می کنند و کمتر از کودکان بهنجار به دستوراتی که به آنان می دهند توجه می کنند. مادران اینگونه کودکان هم در واکنش به آنان بیشتر کنترل شان می کنند، بیشتر به آنان فرمان می دهند و از رفتارشان ایراد می گیرند. رفتار بعضی از مادران احتمالا در نتیجه گرایش اولیه فرزندانشان در جهت بسیار فعال بودن است. رفتار فرزندان هم به نوبه خود احتمالا تحت تاثیر واکنش مادرانشان است(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

ج) زمینه های اجتماعی روابط رضایت بخش و حمایت کننده زناشویی سبب می شود که والدین نقش های خود را راحتتر بپذیرد و روابط رضایت آمیز بین زن و شوهر با فرزند پروری دلسوزانه ارتباط دارد. که همین سبب می شود بین فرزند و والدین دلبستگی توام با احساس ایمنی ایجاد شود. بر عکس مادرانی که از ازدواج خود رضایت کمتری داشتند در مقایسه با همسران خود یا مادران دیگری که از ازدواج خود رضایت بیشتری داشتند، از روش های مثبت تری در آموزش به فرزند خود استفاده می کردند. شاید این دسته از مادران می خواستند جبران ازدواج ناموفق خود را بکنند و بیشتر به فرزند خود نزدیک شوند و یا شاید می خواستند بهتر از همسران خود از فرزندان مراقبت کنند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

2-3-2 نوجوانان و خانواده

ماهیت روابط خانوادگی در دوران نوجوانی کیفیت خاصی پیدا می کند. در دنیای معاصر، وقتی از نوجوان و خانواده او صحبت می شود، تصویر به خصوصی در ذهن تداعی می شود. مثلا این که نوجوان بیشترین اوقات خود را با دوستان سپری می کند، در مقابل خواسته های والدین مقاومت می ورزد و هر نوع مداخله ی والدین در امور زندگی خویش را تهدیدی برای استقلال خود می بیند. به همین دلیل بسیاری از والدینی که فرزندان نوجوان دارند، برای آینده آنان شدیدا نگرانند. آنها احساس می کنند که با فرزندان نوجوان شکاف عمیق دارند و رابطه مطلوب گذشته ی انها خدشه دار شده است. مفهوم «شکاف نسل » برای مدتی توجه بسیاری از متخصصان رشد را به خود جلب کرد. شکاف نسل یعنی اختلاف عمیق میان ارزش ها و نگرش های دو نسل مختلف. هنوز عده ای معتقدند که بخش عمده ای از تعارض میان والدین و نوجوان ناشی از همین پدیده است.

بدیهی است که نوجوان و والدین میانسال، ارزش های مشابهی ندارند و تفاوت میان دو نظام ارزشی تا حدود زیادی به سن آنها مربوط می شود. طبیعی است که یک نوجوان بیشتر به آینده ی خود فکر کند، در حالی که والدین میان سال درگیر حل و فصل مشکلات جاری و ملموس تر زندگی هستند. نوجوان آینده آرمانی را تجسم می کند، در حالی که والدین با مشکلات واقعی زندگی دست به گریبانند. شکاف نسل گاهی ممکن است ذهنیت هر دو نسل را تحت تاثیر قرار دهد(احدی و جمهری، 1389).

2-3-3 رابطه سبک های فرزندپروری و مصرف مواد مخدر: خانواده یکی از مهم ترین عوامل محافظت کننده از اعتیاد و اختلالات مرتبط با مصرف مواد شناخته می شود. سبک های ناکارآمد فرزندپروری، به دلیل تاکید افراطی بر روی یکی از عوامل محبت یا انضباط یا بی توجهی به هریک از موارد، از توانایی و قدرت این نهاد محافظت کننده می کاهند. در این میان تحقیقات نشان داده است که سبک فرزندپروری غافل، بیشترین رابطه را با مصرف مواد دارد و از سوی دیگر، سبک فرزند پروری قاطعانه کمترین همبستگی را با مصرف مواد نشان می دهد (محمد خانی و نوری، 1391).

در این قسمت رابطه هریک از سبک های فرزندپروری غافل، مستبد و سهل گیر با مصرف مواد به اختصار مطرح می شود.

إ) سبک فرزند پروری غافل و مصرف مواد بیشترین میزان مصرف مواد در خانواده های غافل دیده می شود. بنا به دلایل متفاوتی که در این جا ارائه می شود، میزان مشکلات رفتاری از جمله مصرف مواد در خانواده های غافل افزایش می یابد (محمد خانی و نوری، 1391):

1. نبود پیوند هیجانی با والدین: وجود پیوندهای عاطفی قوی با والدین، یکی از عوامل محافظت کننده به شمار می آید. از آن جایی که در این خانواده ها، بین والدین و فرزندان چنین پیوندی وجود ندارد، نیازهای عاطفی و روانی فرزندان را تامین نمی شود و در نتیجه زمینه مناسبی برای آسیب های روانی و اجتماعی، از جمله مصرف مواد مهیا می شود (محمد خانی و نوری، 1391). همچنین پژوهش ها نشان داده است که تعارض خانوادگی شدید و پیوند خانوادگی ضعیف با طیف گسترده ای از رفتارهای مخرب نوجوانان از جمله سوء مصرف مواد ارتباط دارد (بارنز و فارل ، 1992؛ قمری، 1390).

2. نبود نظارت و کنترل رفتاری از سوی والدین بر فرزندان: از آن جایی که الگوی رفتاری اساسی والدین در این خانواده ها، غفلت از فرزندان است، مسلم است که نظارتی بر رفتارهای آنان صورت نمی گیرد. در چنین وضعیتی، فرزندان به حال خود رها هستند و از آن جایی که در دوره نوجوانی، آسیب پذیری نسبت به رفتارهای انحرافی و مشکل زا بیشترمی شود، فرزندان این خانواده ها بیشتر از هر گروه دیگری در معرض این نوع آسیب ها قرار می گیرند (محمد خانی و نوری، 1391). همچنین تحقیقات نشان می دهد که طرد شدگی و فقدان رابطه گرم و عاطفی در بین خانواده های معتادین بسیار بالاست (املکمپ ، 1988).

3. ضعف در درونی سازی ارزش ها و آرمان های والدین و اجتماعی شدن: به دلیل ضعف پیوند عاطفی با والدین، مسلم است که ارزش ها و آرمان هایی که معمولا والدین با فرزندان خود در میان می گذارند در این خانواده ها مطرح نمی شوند. از سوی دیگر، به دلیل فقدان نظارت بر رفتارهای فرزندان، رفتارهای مشکل دار آنان در حوزه های اجتماعی نه شناسایی و نه اصلاح می شود که خود زمینه مناسبی را برای رفتارهای مشکل آفرین و پرخطر آماده می کند (محمد خانی و نوری، 1391).

4. بدرفتاری و آزار فرزندان: بی توجهی نسبت به نیازهای روانی اجتماعی فرزندان، یکی از انواع بدرفتاری و آزار کودکان و نوجوانان محسوب می شود. غفلت از فرزندان، ویژگی اساسی سبک فرزند پروری غافل است. همچنین، پژوهش های مختلف نشان داده اند، بین بدرفتاری و آزار فرزندان با مصرف مواد رابطه معناداری وجود دارد. به همین دلیل، بسیار طبیعی است که مصرف مواد در فرزندان این خانواده ها افزایش یابد. تامین نشدن نیازهای روانی فرزندان، منجر به ناپختگی های روانی، نافرمانی ، عدم پیروی از قوانین و مقررات و به خصوص رفتارهای ضد اجتماعی و پیوستن به گروههای ضد اجتماعی می شود که کلیه موارد از جمله عوامل خطرمصرف مواد می باشند (محمد خانی و نوری، 1391).

علاوه بر آن تعداد زیادی از والدین افراد معتاد، صلاحیت خانوادگی کمی دارند، با فرزندان خود بد رفتاری می کنند و یا از آنها غفلت می کنند (بارنزو فارل، 1992).

ب‌) سبک فرزندپروری سهل گیرانه و مصرف مواد فرزندان خانواده های سهل گیر نیز به شدت در معرض خطر مصرف مواد هستند. تحقیقات بسیار زیادی آسیب پذیری فرزندان این خانواده ها را تایید کرده است. از عواملی که منجر به چنین آسیب پذیری در فرزندان این خانواده ها می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد (محمد خانی و نوری، 1391).:

1. محافظت بیش از حد والدین و نبود فرصت برای رشد توانایی های روانی و اجتماعی: توانایی های روانی اجتماعی فرزندان این خانواده ها به شدت ضعیف است و چنین شرایطی، از توان مقابله آنان با موقعیت های زندگی می کاهد. همچنین، ضعف مهارت های ارتباطی، ناپختگی های رفتارهای آنان، رفتارهای تکانشی و مواردی از این قبیل، هریک به تنهایی نیز خطر مصرف مواد در این عده را افزایش می دهد (محمد خانی و نوری، 1391).

2. عدم موفقیت تحصیلی، ناکامی ها و شکست های مکرر در زندگی شخصی: از آنجایی که والدین، مرتبا برای مشکلات فرزندانشان دیگران را محکوم و مقصر دانسته اند، این فرزندان در زمان مناسب، ناکامی های زندگی را تجربه نکرده اند و برای آن آماده نمی باشند، بر این اساس از محیط خانواده می آیند، شکست ها، محدودیت ها و ناکامی هایی را تجربه می کنند که برای مقابله با آن، از توانایی مناسب بر خوردار نبوده و احتمال مصرف مواد به عنوان روشی برای تنظیم هیجانی افزایش می یابد (محمد خانی و نوری، 1391).

3. نبود نظارت، محدودیت و هدایت: نبود نظارت، محدودیت و ضعف والدین در هدایت فرزندان، احتمال انجام رفتارهای پر خطر را در آنان افزایش می دهد. علاوه بر این، ضعف والدین در اعمال انضباط پایدار، استوار و ثابت نیز از قدرت آنان در هدایت فرزندان شان می کاهد. در چنین شرایطی، والدین ناتوان از اعمال قدرت و هدایت فرزندان خود به روش های سالم می باشند و به همین دلیل بر میزان خطر در اطراف این فرزندان افزوده می شود (محمد خانی و نوری، 1391). والدینی که نمی توانند فرزندان خود را از نظر عاطفی حمایت کنند به احتمال بیشتری فرزندانی خواهند داشت که الکل یا مواد مصرف می کنند (نارکو و لرنر ، 1996).

برای این عده از والدین، به شدت ضروری است که مهارت های فرزندپروری آموزش داده شود. همچنین ضروری است باورهای اشتباه آنان در زمینه پرورش فرزندان اصلاح شود.

ت‌) سبک فرزندپروری مستبدانه و مصرف مواد با آن که ظاهرا به نظر می رسدد فرزندان خانواده های مستبد، به دلیل کنترل و محدودیت شدیدی که والدین بر آنان اعمال می کنند کمتر در خطر مصرف مواد هستند ولی چنین نیست. مهم ترین عواملی که زمینه مصرف مواد در فرزندان این خانواده ها را مهیا می کنند، از این قرارند (محمد خانی و نوری، 1391):

ب‌) اختلالات افسردگی: میزان ابتلا به افسردگی در فرزندان خانواده های مستبد بالاست. به عبارت دیگر، والدینی که در ارتباط با فرزندانشان روش کنترل بدون محبت استفاده می کنند عزت نفس و خودکارآمدی فرزندان خود را پایین آورده و زمینه بروز افسردگی را در آنها فراهم می آورند ( الیور و پال، 1995؛ به نقل از دانش ، تکریمی و نفیسی، 1386).

این در حالی است که افسردگی، خود یکی از عوامل خطر مصرف و وابستگی به مواد است. ناتوانی در مقابله با افسردگی و گاهی خود درمانی افسردگی از دلایلی است که ممکن است فرزندان این خانواده ها به سوی مواد کشیده شوند. از سوی دیگر اختلات افسردگی، خود منجر به مشکلات، آسیب ها و استرس های بی شماری دیگری نیز در زندگی می شوند از جمله: شکست های تحصیلی، شغلی، اجتماعی، ارتباطی و خانوادگی، افزایش میزان استرس های زندگی، نیز به نوبه خود بر احتمال روی آورد به مواد می افزاید (محمد خانی و نوری، 1391).

ت‌) وابستگی به والدین برای کنترل، راهنمایی و هدایت: از آن جایی که فرزندان خانواده های مستبد به شدت تحت کنترل و هدایت والدین خود هستند، مهارت های زندگی مستقلانه که پایه های پختگی فرد را تشکیل می دهند در وی شکل نمی گیرد از جمله:

تصمیم گیری، برنامه ریزی، هدف گزینی، شناخت خود و مواردی از این قبیل. چنین وضعیتی، فرد را در شرایطی قرار می دهد که قادر به مقابله صحیح با استرس های زندگی نباشد. به ویژه آن چه در بحران ها یا استرس های هنجار زندگی و مراحل تغییر زندگی روی می دهد از خانواده جدا شود و روی پای خود بایستد. مسلم است که در چنین شرایطی، احتمال افسردگی و سایر اختلالات روانی افزایش می یابند که به صورت غیر مستقیم می تواند مصرف مواد بیانجامد (محمد خانی و نوری، 1391).

ث‌) سبک فرزندپروری قاطعانه به عنوان سالم ترین سبک فرزندپروری مقایسه سبک های فرزندپروری نشان می دهد که پیامدهای مثبت شناختی، اجتماعی، تحصیلی و سازگاری بهتر فقط در خانواده های قاطع وجود دارد. زیرا، چنین خانواده هایی به نیازهای فرزندان خود چه در زمینه موارد هیجانی و ارتباطی و چه در زمینه نظارتی و هدایتی به درستی جواب می دهند. توجه والدین قاطع به استدلال و بیان کردن منطق قواعد و قوانین برای فرزندان کمک می کند تا بتوانند پیامدهای رفتارهای خود را به درستی متوجه شوند و در نتیجه میزان بالایی از قضاوت های صحیح برخوردار شوند (محمد خانی و نوری، 1391).

به عبارت دیگر، کاهش تنبیه در خانواده، به کار گیری مهارت های والدینی و بهبود ارتباطات خانوادگی امکان ابتلا به اعتیاد را کاهش می دهد(طهرانی، 1382). نتایج مثبت فرزندپروری مقتدرانه با دو ویژگی اساسی در ارتباط است:

1. در نظر گرفتن محدودیت های رفتاری کودک؛

2. پاسخ دادن به نیازهای و اعمال او با صمیمیت و مهر ورزی؛ بدین ترتیب نتیجه نهایی شیوه های فرزندپروری مقتدرانه، کودکی شایسته است که سازگاری روانی موثر و نتیجه بخشی از خود بروز می دهد. همچنین این روش دارای ترتیبی است که به لحاظ عاطفی مطمئن می باشد پدر و مادر محیط ثابت و محکمی ایجاد می کنند که کودک در این محیط پیام هایی را دریافت می کنند که او را به عنوان فردی دارای حقوق فردی ارزیابی می کند (محمد خانی و نوری، 1391).

2-4 مروری بر پژوهش های انجام شده در خارج و داخل کشور:

2-4-1 پژوهش های انجام شده در خارج کشور: هارتمن و همکاران (2015) در پژوهش خود به بررسی ارتباط مستقیم و غیر مستقیم سبک های فرزند پروری و نوشیدن و وابستگی به الکل به این نتیجه دست یافتند که سبک فرزند پروری استبدادی غیر مستقیم موجب افزایش مصرف الکل و مشکلات مربوط به الکل می شود. متج وایس ؛ جوانویس و لازاراویس (2014) پژوهش تحت عنوان "عملکرد روابط خانوادگی و سبک های فرزند پروری در خانواده های نوجوانان وابسته به سوء مصرف مواد" انجام دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که سبک های فرزند پروری در خانواده هایی که نوجوانان وابسته به مواد دارند از خانواده هایی که نوجوانان شان وابسته به مواد نیست متفاوت است و سبک های فرزند پروری آن خانواده ها بیشتر با طرد و بیش کنترلی مشخص می شود.

کالافت و همکاران(2014) در پژوهش خود به بررسی اینکه کدام سبک فرزند پروری (استبدادی، مقتدرانه، سهل گیر و غفلت) نوجوانان را در برابر سوء مصرف مواد محافظت می کند به این نتیجه دست یافتند که سبک های فرزند پروری مقتدرانه و سهل گیر به خوبی نوجوانان را در برابر سوء مصرف مواد محافظت می کند. ونگ ، کریش نکیومر و نارینی (2014) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که شیوه های فرند پروری جزئ مهم برنامه های پیشگیری و مداخله برای سیگار کشیدن نوجوانان است.

اجیل چی و رضایی کارگر (2013) در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی مهارتهای فرزندپروری در افسردگی دانش آموزان پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که آموزش مهارت های فرزند پروری بعد از 8 جلسه افسردگی دانش آموزان را کاهش می دهد. پیکو و بالاس (2012) به برسی نقش شیوه های فرزند پروری مقتدرانه در مصرف سیگار و مشروبات در نوجوانان پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که شیوه فرزند پروری مقتدرانه به عنوان محافظ نوجوانان در برابر مصرف مواد می باشد.

غلامعلی لواسانی، برهان زاده، افضلی و حجازی (2011) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که شیوه های فرزند پروری مستبدانه و سهل گیر با سلامت روان رابطه منفی دارد.

ساندرز ،ماتسو ، مارکی-ددسند ، کارین و ترنر (2010) در پژوهشی برنامه فرزندپروری منحصر به فرد و حمایت از خانواده را برای کاهش شیوع مشکلات رفتاری کودکان طراحی کردند و نتایج نشان داد که آموزش به والدین می تواند بر کاهش شیوع مشکلات رفتاری در کودکان موثر واقع شود.

در پژوهشی که هافمن (2003) در زمینه بزهکاری انجام داد، دریافت جوانی که در خانواده هایی به سر می برند که وقایع استرس زا را تجربه می کنند و همچنین والدین آن ها نظارت کمی بر اعمال و رفتار آنان دارند، احتمال اینکه به رفتارهای بزهکارانه سوق یابند بیشتر است. ساکر ، ایدین ، رمزی ، یاسر و سلیمان (2005) در پژوهشی 165 نوجوان مجرم را از طریق مصاحبه مورد مطالعه قرار دادند، دریافتند که اغلب نوجوانان بزهکار دارای خانواده های پر جمعیت، نابسامان، مهاجرر و به لحاظ اقتصادی و آموزشی در سطح پایینی هستند و کنترل و نظارت کافی در خانواده آنان وجود ندارد.

2-4-2 پژوهش های انجام شده در داخل کشور

بحرینی بروجنی، قائدامینی هارونی، سعید زاده و سپهری بروجنی (1393) در پژوهش شان به بررسی اثربخشی چهار روش آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد پرداختند.

نتایج پژوهش آنها نشان داد که از بین روش های پیشگیری در تغییر نگرش، روش های شرکت حضوری در کلاس های آموزشی مهارت های زندگی و آموزش از طریق فلیم اثر معناداری( 05/0p<) نسبت به آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ و ارسال پیامک از طریق تلفن همراه همراه داشتند ( 05/0< p). همچنین مشخص شد که هرچه چایه تحصیلی دانش آموزان کمتر باشد، تاثیر آموزش های مربوط به پیشگیری از اعتیاد بیشتر خواهد بود. نتایج پژوهش حسینی دولت آبادی، سعادت و قاسمی جوبنه (1392) نشان داد که بین سبک فرزندپروری اقتدار طلبانه با نگرش مثبت به بزهکاری ارتباط منفی و معنادار و بین سبک های فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه با نگرش مثبت به بزهکاری، رابطه مثبت و معنادار به دست آمد )

بلالی و آقایوسفی (1390) پژوهشی تحت عنوان اثر بخشی آموزش والدین بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان انجام دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که آموزش والدین موجب کاهش مشکلات رفتاری کودکان شد. نتایج پژوهش فیضی (1389) نشان داد که بین شیوه تربیتی والدین مستبد و نگرش مثبت نوجوانان به رفتارهای بزهکارانه رابطه معنادار مشاهده نشد؛ بین شیوه تربیتی والدین مقتدر و نگرش مثبت نوجوانان به رفتارهای بزهکارانه رابطه معکوس و معنی دار مشاهده شد؛ بین شیوه تربیتی والدین آسان گیر و نگرش مثبت نوجوانان به رفتارهای بزهکارانه رابطه مستقیم و معنادار مشاهده شد.

صادقی، عابدی و فاتحی زاده (1388) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که آموزش مهارت های فرزند پروری مادران بعد اقتدار را افزایش داده و بعد آزاد گذاری و استبدادی را کاهش داده است. فرزاد فرد و هومن (1387) در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های فرزند پروری در کاهش مشکلات رفتاری کودکان انجام دادند. نتایج پژوهش انها نشان داد که پس از مداخله کودکان مادران گروه ازمایشی از کودکان مادران گروه کنترل مشکلات رفتاری کمتری نشان دادند. نتایج پژوهش موسوی نژاد (1378) نشان داد که بین شیوه تربیت استبدادی، میزان پایبندی مذهبی والدین با گرایش به مواد مخدر رابطه معنادار وجود دارد.

سهرابی، هادیان ودائمی(1387) در پژوهشی با هدف اثر بخشی برنامه آموزشی رفتارهای سالم در نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد به این نتیجه دست یافتند که برنامه ی آموزشی «ساخت رفتارهای سالم» موجب تقویت نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد می شود. دانش و همکاران (1386) به بررسی نقش شیوه های فرزند پروری والدین در میزان افسردگی فرزندانشان پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که انواع شیوه های فرزند پروری بر میزان افسردگی دانش آموزان دختر و پسر تاثیر متفاوتی دارد و شیوه های فرزند پروری مستبدانه و بی اعتنا بیش از شیوه های فرزند پروری قاطعانه و سهل گیرانه موجب افسردگی دختران و پسران می شود.

نتایج پژوهش راهب (1380) در زمینه بزهکاری نوجوانان دختر در شهر تهران نشان می دهد که شیوه تربیتی مستبدانه و غفلت و بی توجهی والدین، در گرایش نوجوانان به بزهکاری موثرند. شکوهی (1385) در پژوهشی تحت عنوان اثر بخشی شیوه های نوین فرزندپروری به والدین، به این نتیجه دست یافتند که این کارگاه ها به بهبود مهارت های فرزند پروری منجر شده و مشکلات رفتاری کودکان را کاهش می دهد.

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

 


 

تماس با ایران پژوهش

سفارش جدیدترین موضوعات پایان نامه ... اینجا

با رادیو ایران پژوهش همراه باشید

خدمات ما در دو گروه علمی روانشناسی و گروه علمی مدیریت

گروه علمی روانشناسی و علوم رفتاری (روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی و گرایش های مرتبط)
گروه علمی مدیریت (مدیریت دولتی و ورزشی و منابع انسانی و گرایش های مرتبط)
- انتخاب جدیدترین موضوعات پایان نامه | اینجا کلیک کنید
- انجام تخصصی پروپوزال و پایان نامه و مقاله با موضوع شما و با تضمین همانندجویی
- انجام خدمات ایرانداک و پژوهشیار و رفع همانندجویی
شماره تماس: 09011853901
ارسال سریع پیام    تلگرام | واتساپ | ایتا
تنها موسسه تخصصی پژوهش های روانشناسی و مدیریتی با تیم تحصیلکرده و وقت شناس (با مدیریت جدید)