با دانلود یک نمونه فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی که در چند قسمت منتشر شده است کار برای انجام پژوهش برای شما راحت تر خواهد شد.

نمونه فصل دوم پایان نامه روانشناسی- قسمت دوم

دانلود بخش اول

دانلود بخش سوم

عنوان پایان نامه روانشناسی بالینی:

بررسی اثر بخشی آموزش سبک های فرزند پروری در پیشگیر ی از اعتیاد

دانلود قسمت اول

ج) عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افراد معتاد در بین تمام طبقات اجتماعی کشور ها یافت می شود. ولی شیوع آن بسته به سهولت و در دسترس بودن مواد، درجه قبول اجتماع، مذهب ، شعور اجتماعی و طبقاتی، وضع اقتصادی، فرهنگی و اختصاصات گروهی می باشد(میلانی فر، 1389).

بیلز (1964) طی مطالعات خود بر روی جوامع مختلف اظهار می دارد که: «بروز و شیوع اعتیاد در یک جامعه، به سه عامل فرهنگی بسیار مهم وابسته است:

1. میزان تنش و فشار درونی که در اثر فرهنگ به وجود می آید.

2. تشویق مصرف مواد از طریق فرهنگ.

3. میزان آمادگی و شرایطی که هر فرهنگ برای جانشین ساختن احتیاجات ارضاء نشده و سازگاری با تنش و اضطراب آماده می سازد(گلپرور و همکاران، 1382).

دورنوند و دورنوند (1969) در مطالعه ای تطبیقی از یافته های 44 مطالعه که در آنها از روش های زمینه یابی اجتماعی استفاده شده بود، نشان دادند که طبقه اجتماعی- اقتصادی تنها متغیر جمعیت شناختی بوده که به طور پایدار با وضعیت روان شناختی افراد ارتباط داشته است(گلپرور و همکاران، 1382).

مطالعات همه گیر شناسی براساس زمینه یابی های خانوادگی در آمریکا نشان داده که مصرف مواد، در میان بیکاران 18 تا 25 ساله شایعتر از دیگر گروههای سنی است. بنابر همین یافته ها رابطه اعتیاد و بیکاری دو سویه است، بدین معنی که برخی افراد بدلیل بیکاری به گروههایی می پیوندند که مصرف کننده و توزیع کننده مواد هستند و گروه دیگر ممکن است در اثر اعتیاد بیکار شده باشند(گلپرور و همکاران، 1382).

د) عوامل مربوط به خانواده وضعیت نابسامان خانوادگی یکی از عوامل مهم و موثر در ایجاد و گسترش اعتیاد است. خانواده را می توان مهم ترین نهاد اجتماعی، در اکثر جوامع انسانی دانست که تاثیر به سزایی در تکوین و تحول شخصیت فرد دارد. اساس سازگاری فرد در جامعه، در خانواده ریخته می شود. برخی از رفتارهای مارد مثل محبتف حمایت بیش از حد، کمبود محبت، تنبیه بدنی شدید و یا بی اهتنایی، از عوامل ایجاد کننده نارضایتی عاطفی و رفتار های نادرست است که بدون شک در زندگی آینده ی کودک تاثیر دارد و برخی از اثرات آن ماندگار می باشد. اغلب افرادی که در خانواده های اعتیاد متولد می شوند و پرورش می یابند مصرف مواد مخدر را در خانوده امری عادی تلقی می نمایند و ترس از تجربه این مواد دراین خانواده از بین می رود(باوی، 1388).

تحقیقات نشان داده است که اعتیاد بیشتر در نوجوانانی شکل می گیرد که اختلافات خانوادگی بین والدین، اعتیاد والدین وکمبود های عاطفی در خانواده های آنها متداول است و این ویژگی در خانواده های معتادان دیده شده است. بین اعضای خانوده، انسجام کمتری وجود دارد، و نظارت و کنترل کافی بر کودکان و نوجوانان اعمال نمی شود و کودکان از آزادی بیش از حد برخوردارندو به تعلیم و تربیت کودکان توجه نمی شود و اعتقادات مذهبی و پایبندی به سنت های خانوادگی کمتر دیده می شود و خانواده عقاید آزاد گونه ای نسبت به مواد مخدر دارند(باوی، 1388).

مطابق با نظر چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی (DSM-IV) اعضای خانواده فرد مبتلا به وابستگی به مواد مخدر احتمالا سطوح بالاتری از آسیب شناسی بویژه اختلالات مرتبط با مواد دیگر و اختلالات ضد اجتماعی را نشان می دهند (گلپرور و همکاران، 1382).

هارتمن اعتقاد دارد که مصرف کنندگان مواد مخدر مانند اکثر افراد روان نژند دارای مادرانی هستند که دوگانگی را تشدید می کنند. مادران آنها دارای رفتارهایی جاذب و در عیت حال دلهره آمیز هستند و در پسران خود، به ویژه، حالت های انفعالی و علایم روان نژندی بوجود می اورند و این حالت ها با مصرف یا بدون مصرف ماد مخدر بروز می نمایند. به همین دلیل حالت هایی نظیر تثبیت و یا واپس روی دهانی را آن گونه که روان تحلیل گران معتقدند، مشاهده می کنیم(گلپرور و همکاران، 1382).

وجود پدر و مادر معتاد می تواند عامل مهمی در گرایش فرزندان، به اعتیاد باشد. وجود والدین معتاد در خانوده به عنوان یک الگوی رفتاری، که بوجود آورنده زمینه ی تشویق و ترغیب به مصرف مواد مخدر می گردند. وجود آزادی هیی مفرط و معاشرت های بی بند بار، جهل و فقر فرهنگی این والدین، عدم احساس مسولیت آن ها و بی توجهی به تربیت کودکان و کشمکش های ایجاد شده توسط آنان در درون خانوده از نتایج وجود والدین معتاد و عوامل گرایش به اعتیاد فرزندان می باشند و فرزندان خانواده های معتاد، از نظر دریافت مهرف محبت، کنترل، نظارت و بالاخره حمایت پدر و مادر در شرایط گیج کننده و سردرگمی به سر می برند.

زیرا پدر یا مادر معتاد در هنگام مصرف مواد مخدر و ایجاد نشئگی، بسیار خوش خلق و با عطوفت می شوند و نقش نوازشگری بیش از حد آنان؛ چنان است که فرزندان را به خود وابسته می نمایند و در هنگام خماری، چنان لبریز از خشونت و درنده خویی می شوند که کمترین احساس واکنشی به نیازهای اساسی فرزندان خود نشان نمی دهند. در نتیجه کودکانی که در چنین شرایطی و ساختار آسیب زایی قرار دارند و در تفکر کودکانه خود به تجربه در می یابند که بین مهرورزی، عطوفت و هم چنین مصرف مواد مخدر نوعی رابطه لازم و ملزوم وجود دارد و ماده مخدر را روزنه ای به سوی محبت و حضانت خوب انسانی می پندارند و احتمالا چنین است که احساس خوش بینی نسبت به مواد مخدر در این قبیل کودکان شکوفا می شود(باوی، 1388).

2-1-4-1 اختلالات روانی

شیوع اختلال روان پزشکی دیگر بین افرادی که در پی درمان وابستگی به الکل، کوکائین، یا مواد افیونی هستند مشاهده می شود، برخی از مطالعات نشان داده اند که تا 50 درصد معتادین یک اختلال روانپزشکی توام دارند هرچند سوئ مصرف کنندگان مواد افیونی، کوکائین، و الکل مبتلا به مسائل روانپزشکی همزمان احتمال دارد که در پی درمان برآیند، آنهایی که به دنبال درمان نیستند لزوما رهایی از اختلال روانپشکی توام نمی باشند، چنین افرادی ممکن است دارای حمایت های اجتماعی باشند که به آنان کمک می کند تاثیر دارو را بر زندگی خود انکار نمایند، در مطالعه همه گیر شناختی وسیع نشان داده اند که حتی بین نمونه های مصرف جمعیت ها، که واجد ملاک های سوئ مصرف الکل-دارو یا وابستگی به انها هستند احتمال زیادی هست که واجد ملاک های سایر اختلالات روانپزشکی نیز هستند (سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

شایع ترین تشخیص هایی که همراه با اعتیاد عبارتند از:

افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، اختلال وسواس جبری، اختلال پانیک، مانیا، و اسکیزوفرنی، در ضمن گاهی وجود این چنین اختلالاتی، باعث گرایش به مصرف مواد می شود(باوی، 1388).

2-1-5 دلایل مصرف اعتیاد نوجوانان دلایل مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان بسیار متنوع است. همچنین نوجوانان در مصرف این مواد به یک میزان جدی نیستند. یکی از دلایل روی آوردن نوجوانان به مواد مخدر صرفا این است که مواد مخدر در دسترس است. نوجوان طبعا نسبت به دنیای رو به گسترشی که در آن زندگی می کنند کنجکاوترند و بیش از بزرگسالان خطر می کنند. احتمالا دلیل آنها برای انجام چنین کاری بعضا آن است که شجاعت و حس ماجراجویی خودشان را به اثبات برسانند. تا اندازه ای هم دلیل تهور آنها این است که دست کم در آغاز کار اعتقاد ندارند که ممکن است از این طریق به مصیبتی گرفتار آیند. دلایل مصرف مواد در بین نوجوانان را می توان به عوامل زیر نسبت داد(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387): فشار دوستان و همسالان. همسالان در سوق دادن نوجوانان به مصرف مواد نقش موثری دارند(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387؛ احدی و جمهری، 1389).

در واقع می توان به یقین پیش بینی کرد که در صورتی که دوستان فرد نوجوانی و به ویژه نزدیک ترین دوست آن فرد موادمخدر مصرف کنند خود آن فرد نیز به مصرف چنین موادی روی خواهد آورد(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387). وقتی نوجوانان مصرف برخی از مواد مخدر را تایید نکنند، همسالان آنها نیز به مصرف چنین موادی کم تر گرایش نشان می دهند (احدی و جمهری، 1389).

در سال های اخیر نوجوانان به خصوص محصلان مخالف مصرف مواد مخدر از جمله ماری جوانا شده اند. البته در میان نوجوانابی که مدرسه نمی روند و در محلات فقیر نشین زندگی می کنند قضیه طور دیگری است. در همین نواحی است که مصرف کرک و سایر مواد خطرناک و به تبع آن خشونت و جنایت افزایش یافته است(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

روابط خانوادگی. یکی از عوامل موثر در ایجاد اعتیاد، نوع رابطه ی نوجوانان با والدین اوست. در خانواده های مقتدر و اطمینان بخش که والدین به تدریج به فرزندان خود استقلال عطا می کنند، گرایش به مواد مخدر کمتر است. بر عکس، در خانواده های مستبد و متخاصم و سهل انگار، موارد اعتیاد افزایش می یابد. برخی از نوجوانان مصرف مواد را به عنوان راهی برای عصیان یا جلب توجه والدین انتخاب می کنند(احدی و جمهری، 1389). گریز از فشارهای زندگی. یکی دیگر از دلایلی که نوجوانان در مورد روی آوردن به مصرف مواد مخدر ذکر می کنند کوشش برای گریز از تنشها و فشارهای زندگی و از کسالت و بی حوصلگی است(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

برخی از نوجوانان برای فرار از وظایف عمده ی رشدی، یعنی کسب مهارت های اجتماعی، شغلی و شناختی به مواد مخدر روی می آورند. بدین ترتیب، اعتیاد برای بسیاری از نوجوانان نوعی اجتناب از مسئولیت های زندگی است(احدی و جمهری، 1389). آشفتگی عاطفی. در مورد نوجوانان دیگر، به ویژه کسانی که از انواع گوناگونی از مواد مخدر مصرف می کنند، وابستگی به مواد مخدر احتمالا مبین آشفتگی های عاطفی است(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

در این قبیل نوجوانان، احساس طرد شدگی از سوی والدین، فقدان پذیرش از سوی همسالان، احساس انزوا و عزت نفس ضعیف مشاهده شده است. در موارد زیادی این قبیل نوجوانان ویژگی های یاد شده را تحت لوای اعتیاد کتمان می کنند(احدی و جمهری، 1389). بیگانگی یا طرد شدگی. در برخی موارد مصرف مواد مخدر به وسیله نوجوانان حاکی از احساس بیگانگی و در نتیجه گرایش درونی به دنیای شخصی است که به واسطه مصرف مواد حاصل می شود(ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1387).

از خود بیگانگی یعنی نفی عمیق ارزش های جامعه، یا کناره گیری از مردم در حدی که فراتر از هنجارهای معمول در بین نوجوانان است. گاهی از خود بیگانگی منجر به احساس بی تفاوتی، پوچی و طرد شدگی می شود. این قبیل نوجوانان نسبت به آینده مایوس اند و در نتیجه ممکن است تلاش آنها برای کسب یک هویت منسجم و اهداف معنادار با موفقیت همراه نباشد. چنین شرایطی زمینه را برای استفاده از مواد مخدر فراهم می کند(احدی و جمهری، 1389).

در مجموع می توان گفت که مصرف مواد در بین نوجوانان دلایل گوناگونی دارد: گاهی فراموشی تنش های زندگی، گریزهای موقت و حتی به ادعای برخی از نوجوانان درک زیباتری از جهان. باید اذغان کرد که مصرف مواد مخدر به هیچ عنوان به تندرستی یا آگاهی بیشتر کمک نمی کند، باعث افزایش خلاقیت و توان جنسی نمی شود، یا توانایی یک نوجوان را در مقابله با مشکلات زندگی افزایش نمی دهد. حجم عمده تحقیقات نشان می دهد که مصرف مواد برای هریک از ویژگی های یاد شده نه تنها مفید نیست، بلکه یقینا زیان آور است(احدی و جمهری، 1389).

2-2 پیشگیری از اعتیاد

لغت «پیشگیری»، یعنی جلو گیری از وقوع یک اتفاق. از نظر بهداشتی، پیشگیری عبارت است از مداخله ای مثبت و اندیشمندانه برای مقابله با شرایط مضر قبل از اینکه منجر به اختلال یا ناتوانی شود. به عبارت دیگر، پیشگیری شامل کلیه تدابیر و فعالیت هایی است که از پیدایش و افزایش بیماری ها در جامعه جلوگیری می کند (میلانی فر، 1389). پیشگیری از اعتیاد، یعنی به کار گیری اقداماتی که منجر به کاهش ابتلای افراد به اعتیاد می شود. پیشگیری شامل اقداماتی است که برای کاهش عواملی که افراد را در معرض خطر قرار می دهد و افزایش عواملی که افراد را از مصرف مواد حفظ می کند. بنابراین شناسایی کامل این عوامل در هر منطقه، به موثر بودن فعالیت های پیشگیری کمک خواهد کرد(اسعدی، 1380).

مهم ترین شیوه های پیشگیری از اعتیاد عبارتند از:

• آگاه کردن جامعه از خطرات و مضرات مواد مخدر؛

• تقویت فعالیت های جایگزین؛ افزایش مهارت های زندگی، مانند مهارت حل مشکل، مقابله با مشکل و مقاومت در برابر مصرف مواد؛

• ارتقای فرهنگی؛ به این خاطر که برنامه پیشگیری مناسبی برای جمعیت مورد هدف اتخاذ شود، متخصصین پیشگیری به تعریف مجدد رویکردهای پیشگیری، مبنی بر گروههایی که برنامه پیشگیری برای شان طراحی شده پرداخته اند آن ها به این نتیجه رسیدند که سه نوع رویکرد پیشگیری مستقل وجود دارد(یونسی و محمدی، 1380):

1. پیشگیری جامع یا کلی: این نوع پیشگیری در واقع در بر گیرنده راهبردهایی برای پیشگیری از نشانه های اولیه مصرف مواد با شروع مصرف آن در جمعیت عمومی است (برای همه دانش آموزان مدارس).

2. پیشگیری برگزیده: این روش در واقع شامل آن نوع از راهبردهای پیشگیری است که برای گروههای هدف یا زیر مجموعه هایی از جمعیت عمومی طراحی شده است، مثل فرزندان والدین مصرف کننده مواد و یا محصلین بی بضاعت مدارس.

3. پیشگیری الزامی: راهبردهای ایجاد شده در این نوع پیشگیری برای آن دسته از شرکت کنندگان برنامه پیشگیری است که در حال حاضر دارای شواهدی از مصرف مواد یا نشانه های پیشرونده مصرف مواد هستند و یا عوامل خطر در آنان زیاد است، مثل اختلالات سلوک، هیجان طلبی و خطر جویی زیاد، پرخاشگری و بی مبالاتی جنسی.

از نظر محتوایی، کوشش هایی را که تاکنون در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد انجام گرفته می توان به پنج نوع راهبردتقسیم کرد(بوتوین، گرافین و ویلیامز ، 2001؛ بوتوین، گرافین، دیز ، میلر و ویلیامز، 1999؛ بوتوین، اپستن ، باکر ، دیز و ویلیامز، 1997)که عبارتند از:

إ) رویکرد افزایش اطلاعات (II) این رویکرد بر مبنای الگوی شناختی مصرف و سوء مصرف مواد بنا نهاده شده است، یعنی فرض براین است کسانی که از داروها و مواد غیر مجاز استفاده می کنند از عوارض نا مطلوب آنها بی اطلاعند، لذا این رویکرد افزایش آگاهی در مورد مصرف مواد، آثار آنها، پیامدهای مصرف مواد، تقویت نگرش های ضد مصرف مواد را شامل می شود و به وسیله دستورالعمل آموزشی، بحث های گروهی، نمایش فیلم، نمایش مواد مخدر، پوستر، جزوه و برنامه های آموزشی انجمن اولیا و مربیان مدرسه اعمال می شود(بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

ب‌) رویکرد آموزش عاطفی این رویکرد در دهه 70 میلادی و با این فرض که باورها و نگرش ها و عوامل شخصیتی عمده ترین عامل در گرایش نوجوانان به سوء مصرف مواد هستند، روش هایی را مطرح ساخت و تاکید اصلی خود را بر رشد شخصیتی و اجتماعی دانش آموزان قرار داد. این رویکرد شامل افزایش عزت نفس، اتکا به خود، تصمیم گیری مسئولانه، رشد روابط بین فردی، و استفاده کم یا عدم استفاده از اطلاعات در مورد مصرف مواد است و به وسیله دستورالعمل آموزشی، تمرین حل مساله گروهی و هم اندیشی و روان درمانی گروهی اجرا می شود(بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

ت‌) رویکرد جایگزین یا بدیل این رویکرد شامل ارائه کردن فعالیت های جایگزین مصرف مواد، و کاهش احساس بی حوصلگی یا بیگانگی می گردد. برنامه هایی مانند تاسیس مراکز جوانان، فعالیت های تفریحی و ورزشی، شرکت در طرح های سرویس جامع، و آموزش حرفه ای، این رویکرد را عملی می سازد(بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

ث‌) رویکرد نفوذ اجتماعی رویکرد شامل افزایش آگاهی از فشار اجتماعی برای مصرف مواد، افزایش دانش در مورد پیامدهای کوتاه مدت مصرف مواد در اثر فشار همقطاران، و پایه گذاری هنجارهای عدم مصرف مواد است که به وسیله بحث کلاسی و گروهی، آموزش مهارت های مقابله، تمرین رفتاری، روش های جرت آموزی بسط تمرینات از طریق تکلیف خانگی و استفاده از رهبران همتا یا همسال در برنامه های آموزشی محقق می شود (بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

ج‌) رویکرد تالیفی نفوذ اجتماعی و افزایش توانایی این رویکرد شامل افزایش تصمیم گیری، تغییر رفتار شخصی، کاهش اضطراب، افزایش مهارت های قاطعیت ورزی اجتماعی و ارتباط، و کاربرد مهارت های عمومی برای مقابله با فشار اجتماعی است که به وسیله بحث گروهی یا کلاسی، آموزش مهارت های رفتاری-شناختی (آموزش، تمرین، بازخورد، تقویت، برهان و دلیل) عملی می گردد(بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

ح‌) برنامه آموزش مهارت های زندگی (LST) این برنامه بر ایجاد مهارت ها به عنوان ابزار اولیه پیشگیری تاکید دارد. بوتوین و همکارانش در انستیتو مرکز طبی دانشگاه کرنل نشان دادند رویکر پیشگیری رفتاری شناختی، که مهارت ها مقاومت را آموزش می دهد در کاهش شیوع مصرف مواد در بین نوجوانان بسیار موثر است. نحوه ارائه این برنامه مرکب از روش های مختلف آموزشی مثل نمایش، تمرین رفتاری، بازخورد، تقویت و تکالیف خانگی است. نتایج بررسی پیگیری نتایج این برنامه بعد از 6 سال نشان داده است که این برنامه در کاهش و پیشگیری مصرف مواد موثر واقع شده است (بخشانی، 1381؛ بوتوین و همکاران، 2001، 1999، 1997).

علاوه بر آن پروژه آموزش مهارت های زندگی یکی از برنامه های بهداشت روانی «سازمان بهداشت جهانی» برای نسل جوان در مدارس است. این برنامه ها که در سطح محلی و ملی و بین المللی در جهان اجرا می شود شامل رشد و گسترش آموزش مهارت های زندگی است، از جمله مهارت های ارتباطی، تصمیم گیری، تفکر انتقادی، همدلی و مقابله با استرس. آموزش مهارت های زندگی برای پیشبرد و افزایش سلامت روانی در مدارس طرح ریزی می شود. اولین برنامه آموزش به کودکان و نوجوانان کمک می کند تا مهارت های مورد نیاز برای برخورد با نیازها و چالش های زندگی جدید را کسب کنند. این مهارت ها آن ها را در مقابل استرس ها و فشارهای زندگی که ممکن است سلامتی آن ها را در معرض خطر قرار دهد، محافظت می کند (ثاقبی، 1385).

خ‌) رویکرد آموزش مهارت های اجتماعی (SRSE): در این روش ها تاکید بر آموزش مهارت هایی برای مقاومت در برابر فشار اجتماعی است (مهارت های امتناع، مقاومت اجتماعی، مهارت های مقاومت). این روش ها متکی بر دیدگاه اجتماعی بندورا هستند و تاکید اصلی بر فشار ناشی از همسالان و رسانه های گروهی ات. نتایج پژوهش های نشان داده است که استفاده از این روش ها توانسته است در مقایسه با کنترل 30% تا 50% کاهش ایجاد کند (نیدا ، 2002).

د‌) آموزش مهارت های اجتماعی و شخصی (PSSE) روش های مصون سازی روان شناختی و آموزش مهارت چنین فرض می کردند که نوجوان خود واقعا نمی خواهد ماده مخدر مصرف کند و عملا می خواهد در برابر دیگران پاسخ «نه» بدهد، ولی به علت فشار همسالان و فقدان مهارت های مقاومت، در برابر فشار گروه تسلیم می شود، ولی برخی از تحقیقات نشان داده است که در بعضی از نوجوانان تمایل به مصرف مواد وجود دارد و استفاده از مواد به معنای تسلیم در برابر فشار گروه نیست بلکه در بسیاری مواقع نقش ابزاری دارند،یعنی ممکن است اضطراب نوجوان را کاهش دهند، اعتماد به نفس او را بالا ببرند و او را در موقعیت های اجتماعی، آرام تر و خونسردتر کنند(نیدا، 1997).

ذ‌) برنامه آموزش مقاومت در برابر سوء مصرف مواد مخدر (DARE) برنامه آموزشی (DARE) که در آمریکا به کار رفته ممکن است درس های مهم متعددی را برای برنامه های پیشگیری اولیه در مدارس داشته باشد. هدف عمده برنامه آموزشی DARE این است که مهارت های مهم متعددی را برای برنامه های پیشگیری اولیه در مدارس داشته باشد. هدف عمده برنامه آموزشی DARE این است که مهارت های لازم برای مقاومت در برابر درخواست یا فشار همسالان را از طریق ارائه مجموعه ای از شیوه های «نه گفتن به ماد مخدر» به دانش آموزان یاد دهند. گسترش سریع این برنامه نشان می دهد که به طور گسترده ای به عنوان تازه ترین و بهترین الگوی پیشگیری اولیه در مدارس مورد قبول قرار گرفته است. اما در یک ارزیابی که در سال 1994 انجام گرفته اشاره شده که «به طور کلی، ضعف های روش شناختی این ارزش یابی ها بسیار چشمگیر است و شامل استفاده از طرح های تجربی غیر تصادفی، عدم استفاده از اندازه گیری های قبل از مداخله، استفاده از نمونه های کوچک و وسایل اندازه گیری فاقد روایی و فقدان کنترل های آماری در تجزیه و تحلیل نتایج می گردد(آقایی، 1377).

ر‌) برنامه توانمند سازی خانواده (SEP) برنامه توانمندسازی خانواده براساس نظریه سوء مصرف مواد کامفر و دی ماش (1985) و مدل بوم شناسی اجتماعی سوء مصرف مواد نوجوانان (کامفر و ترنر، 1991) طراحی شده است. این مدل های نظری تصریح می کند که محیط خانواده عامل مهمی برای بازداری استفاده از الکل و / یا سایر مواد برای نوجوانان است.

وضعیت خانواده و عوامل مربوط به والدین، مهم ترین عامل تعیین کننده اعتماد به نفس می باشد. اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، ارتباط تنگاتنگی با روابط او در مدرسه و انتخاب دوستان در اجتماع دارد. از آن جایی که محیط خانواده پیش زمینه ی موثری برای انتخاب دوستان کودک است. روشن است که بهبود رابطه والد و فرزند، باید هدف اساسی هر برنامه پیشگیری مداخله ای باشد. به علاوه مشخص شده است که محیط خانوادگی مثبت ه در آن روابط حمایت کننده والد/فرزند، تربیت و سرپرستی خوب، برقراری ارتباط و ارزش های خانوادگی وجود دارند، در حفاظت از جوانان قومیت ها در برابر استفاده از مواد موثرتر هم است. براساسمدل کامفر و همکاران سه عامل در بهبود «محیط خانواده» عبارتند از(محمد خانی و نوری، 1391):

1. همبستگی خانوادگی، یا روابط یا پیوند مثبت والد/فرزند؛

2. نظارت و اعمال انضباط از سوی والدین یا سرمایه گذاری در پرورش فرزند؛

3. تبادل ارزش های خانوادگی، هنجارها و انتظارات آن؛ بر این اساس مشخص شده کودکانی که عضو خانواده هایی نیرومند هستند کمتر احتمال دارد با همتایانی که مواد مصرف می کنند رابطه برقرار کرده یا تحت تاثیر آنان قرار گیرند. این مدل نظری نشان می دهد که تاثیر همتایان اولین دلیل استفاده از مواد در جوانان می باشد اما تاثیر مثبت خانواده اولین دلیل استفاده نکردن آن ها از مواد است (محمد خانی و نوری، 1391).

دانلود بخش اول

دانلود بخش سوم

 


 

 

تماس با ایران پژوهش

سفارش جدیدترین موضوعات پایان نامه ... اینجا

با رادیو ایران پژوهش همراه باشید

خدمات ما در دو گروه علمی روانشناسی و گروه علمی مدیریت

گروه علمی روانشناسی و علوم رفتاری (روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی و گرایش های مرتبط)
گروه علمی مدیریت (مدیریت دولتی و ورزشی و منابع انسانی و گرایش های مرتبط)
- انتخاب جدیدترین موضوعات پایان نامه | اینجا کلیک کنید
- انجام تخصصی پروپوزال و پایان نامه و مقاله با موضوع شما و با تضمین همانندجویی
- انجام خدمات ایرانداک و پژوهشیار و رفع همانندجویی
شماره تماس: 09011853901
ارسال سریع پیام    تلگرام | واتساپ | ایتا
تنها موسسه تخصصی پژوهش های روانشناسی و مدیریتی با تیم تحصیلکرده و وقت شناس (با مدیریت جدید)

مقالات برگزیده

موضوعات جدید پایان نامه

مبانی نظری و پاورپوینت ها

دسته های سایت