حسادت و غبطه نقاط مشترک زیادی با تشویش و ناکامی دارند. حسادت و غبطه مانند تشویش احساس ناامنی و ضعف در زمانهایی است که سعادت، شادی و رفاه در معرض خطر قرار می گیرد.
حسادت و غبطه مانند ناکامی و شکست با خصومت همراهند. حالت بی ثباتی نوعی تنیدگی هیجانی است که کمابیش مانند تشویش بروز می یابد. حسادت و غبطه در رفتار فرد مشهود است و معمولا با تشویش و احساس ناکامی همراه می شود. درست است که حسادت و غبطه معمولا با هم اند؛ اما حالات هیجانی مجزا و متمایزی اند. افراد فقط به انسانها حسادت می کنند و غبطه می خورند در صورتی که علاوه بر انسانها، اشیاء هم باعث تشویش و ناکامی می شوند. حسادت سه گروه را شامل می شود؛ اما غبطه فقط شامل دو گروه است. به طور کل حسادت قبل از غبطه شکل می گیرد. دلیل حسادت این است که فرد قادر به درک ارزشها، مفاهیم و ایده آلهای اخلاقی نیست، از طرف دیگر دلیل ایجاد غبطه درک ارزشها، مفاهیم و ایده آلهای اخلاقی از سوی فرد است. اگر چه تشویش و ناکامی در ایجاد حسادت نقش دارند؛ ولی معمولا نقش تشویش پر رنگ تر است. در غبطه بر خلاف حسادت نقش سرخوردگی پر رنگ تر است و فرد بد بیاری و بدشانسی هم می آورد. در غبطه حالاتی از تشویش بروز می یابد. تشخیص حسادت از غبطه دشوار است، مخصوصا وقتی که حسادت و غبطه با هم در ایجاد استرس نقش داشته باشند. همانطور که در بخش تشویش و ناکامی توضیح داده شد، افراد بنابر تجربه های گذشته خود می دانند کدام یک از روشهای بروز احساس حسادت و غبطه بهتر است و کدام یک بالاترین حد رضایت اجتماعی را در پی دارد. یعنی هر کس شیوه خود را در بروز تنیدگی هیجانی دارد.
موضوع پیشنهادی پروپوزال روانشناسی (ایده 320) :
بررسی رابطه تنظیم هیجان (حسادت و غبطه) با استرس و ویژگی های شخصیتی از منظر قرآن کریم