یکی از مهمترین و ابتدایی ترین قسمت های پروپوزال های دانشگاهی در هر رشته ای از جمله رشته مدیریت مالی، بخش بیان مسئله می باشد.
در ادامه تلاش می کنیم تا با ارائه بیان مسئله یک طرح تحقیقی شما را با نحوه نگارش این قسمت در طرح های تحقیقی آشنا سازیم.
طرح تحقیق مورد نظر در زمینه موضع زیر می باشد:
بررسی اثر افزایش قیمت حامل های انرژی بر درآمد مالیات ارزش افزوده:
بیان مسئله:
انرژی و حامل های آن به عنوان یکی از عوامل اصلی در تداوم رشد کشورهای صنعتی و تولید اقتصادی اجتماعی سایر کشورها اهمیت بسزایی دارد، این موضوع در ایران به دلیل نقش محوری انرژی به ویژه سهم بالای درآمدهای حاصل از نفت خام و فرآورده های آن در درآمد ملی و نیز سهم بالای یارانه های پرداختی به مصرف حامل های انرژی، مقدار و نحوه پرداخت آن به بخش های تحت پوشش و سایر مسائل مربوطه، طی چند سال اخیر مورد توجه سیاست گذاران و اقتصاددانان بوده است و همواره درجستجوی راهی بهتر برای منطقی کردن امر تخصیص یارانه ها بوده است. زیاد بودن حجم یارانه های پرداختی انرژی باعث افزایش کسری بودجه ملی افزایش نرخ مصرف بی رویه منابع انرژی قاچاق حامل های انرژی، محدود شدن منبع ارزی،توزیع ناعادلانه ثروت های ملی و... شده است. پائین بودن قیمت انرژی در داخل منجر به اقتصادی شدن فن آوری های هدردهنده انرژی می شود. این امر منجر به افزایش شدت انرژی(شدت انرژی نشان می دهد که برای تولید مقدار معینی از کالاها وخدمات چه میزان انرژی به مصرف رسیده است)به نسبت بسیاری از دیگر کشورها منجر می شود. بر اساس آمار ایران پس از ازبکستان، آذربایجان و قزاقستان دارای بالاترین شدت انرژی است و لازم است که با سیاست گذاری مناسب، به اصلاح روند مناسب در کشور پرداخته شود. اما سوالی که مطرح است این است که اصلاح قیمت حامل های انرژی در سطح اقتصاد خرد و کلان چه پیامدهایی به دنبال خواهد داشت. طرح تحول اقتصادی دارای هفت حوزه كلیدی مشتمل بر نظام بهره وری، یارانه، مالیات، گمرك، نظام بانكی، ارزش گذاری پول ملی و نظام توزیع است. یكی از مهم ترین محورهای طرح تحول اقتصادی طرح هدفمند كردن یارانه ها و واقعی كردن قیمت هاست كه به واسطه آثار گسترده آن مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. اصولا یارانه ها یكی از ابزار مهم حمایتی دولت هستند كه برای حمایت از مصرف كنندگان، تولیدكنندگان و صادركنندگان پرداخت می شوند. نظام مالیاتی و نظام یارانهای دو نظام کلیدی مدنظر در طرح تحولات اقتصادی به شمار می روند که اصلاحات هر یک از آنها در قالب برنامه هایی در حال انجام است. به طوریکه، معرفی پایه های جدید مالیاتی(مالیات بر ارزش افزوده) از جمله راهکارهای اصلاح نظام مالیاتی و تصویب قانون هدفمندی یارانه ها نیز به عنوان راهکار اصلاح نظام یارانه ای کشور محسوب می شود که به موجب آن قیمت حاملهای انرژی به عنوان یکی از اقلام خاص مشمول مالیات بر ارزش افزوده، به سمت قیمتهای واقعی حرکت و افزایش یافته است. در سال های گذشته، قیمت گذاری حامل های انرژی در سطحی پایین تر از قیمت جهانی آثار نامطلوبی بر جامعه و اقتصاد برجای گذاشته است. رشد سریع مصرف انرژی، کاهش کارایی، آلودگی محیط زیست، بار هزینه یارانه انرژی بر بودجه دولت، قاچاق و فاصله درآمدی از جمله پیامدهای نامطلوب این سیاست قلمداد می شوند. کاهش قیمت های واقعی انرژی، افزایش مصرف بیش از حد انرژی در ایران را سبب شده است، به طوری که شاخص شدت انرژی در ایران بسیار بیشتر از سایر کشورها می باشد. ( درحالی که در سطح جهانی بطور متوسط برای تولید یک میلیون دلار ارزش افزوده حدود 128 تن معادل نفت خام انرژی مصرف می شود، این رقم در ایران نزدیک به دو برابر است) (ترازنامه ی انرژی در سال 1385). این پیامدها دولت را بر آن داشته است که به صورت جدی سیاست افزایش قیمت حامل های انرژی را پیگیری نماید. انتظار این است که با افزایش قیمت ها، مصارف غیرضروری در کوتاه مدت حذف شده و در بلند مدت بخش های تولیدی به بهبود تکنولوژی استفاده از انرژی اقدام نمایند و خانوارها نیز الگوی مصرف انرژی خود را بهبود بخشند. اگرچه تحول در بازار انرژی به بهبود کارایی منجر خواهد شد، اما دغدغه ی اصلی تصمیم گیرندگان میزان اثر آن بر سایر متغیرهای اقتصادی می باشد. بررسی ظرفیت بالقوه مالیاتی کشور نشان می دهد که بین ظرفیت بالقوه مالیاتی و وصولی های بالفعل، شکاف قابل توجهی وجود دارد و حاکی از آن است که با اتخاذ تدابیری در جهت اصلاح نظام مالیاتی و رفع مشکلات موجود، می توان وصولی های مالیاتی را افزایش داده و اتکا به درآمدهای نفتی را کاهش داد. تأمین کامل مخارج دولت از محل درآمدهای مالیاتی از اهدافی است که همواره مورد تأکید برنامه ریزان و دولتمردان کشورمان بوده و در سند چشم انداز 1404 هجری شمسی و نیز برنامه های چهارم و پنجم توسعه تأکید فراوانی بر آن شده است. در کشور ما از دیرباز مالیات ها سهم ناچیزی از درآمدهای دولت را تأمین کرده است. شاید مهمترین دلیل وجود منبع درآمد سهل الوصول نفت بوده که سیستم اقتصادی کشور را به سمتی هدایت کرده است که مالیات در حاشیه قرار گرفته است. (ارشدی . مهدوی،1390) متاسفانه افزایش درآمدهای نفتی در برخی دوره ها در کنار عدم وجود انضباط مالی در بودجه دولت سبب شده تا با مسئله تأمین هزینه های جاری دولت از محل درآمدهای مالیاتی برخورد مقطعی شود. باتوجه به هزینه های عمومی دولت و نوسانات درآمد نفتی، طبیعی است که دولت برای تأمین این هزینه ها نیاز به درآمد مالیاتی مطلوب و مناسب دارد. یکی از روش های مناسب به منظور ایجاد درآمد مالیاتی مطلوب برای کشور و اصلاح ساختار نظام مالیاتی، استفاده از نظام مالیات بر ارزش افزوده است. مالیات بر ارزش افزوده، رایج ترین شکل مالیات در دنیای امروز محسوب می شود. این مالیات نوعی مالیات چند مرحله ای است که در هریک از مراحل تولید تا مصرف نهایی، برحسب ارزش افزوده ایجاد شده، مشمول مالیات می شود. در واقع مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر فروش است که در اصل بار مالیاتی آن بر دوش مصرف کنندگان نهایی بوده و این مالیات براساس درصدی از ارزش افزوده در هر مرحله ای از تولید اخذ می شود. (کمیجانی، 1374) مالیات بر ارزش افزوده به اید دلیل از مالیات های فروش و غیرمستقیم کاملا متمایز است که در هر مرحله از تولید وضع می شود. سیستم مالیات بر ارزش افزوده را بر مبنای دو اصل مبدا و یا مقصد می توان اجرا کرد. در اصل مبدا، مالیات بر ارزش افزوده روی تمام محصولات مشمول مالیات که در داخل تولید می شوند، اعمال می شود. در اصل مقصد مالیات بر ارزش افزوده روی ارزش افزوده تمام محصولات مشمول مالیات که در داخل مصرف می شوند، اعمال می گردد. مالیات ارزش افزوده دارای توان بالای درآمدزایی برای دولت است، به گونه ای که برخی از آن به عنوان ماشین پول یاد می کنند. این مالیات دولت را با درآمدی باثبات و انعطاف پذیر روبه برو کرده و اتکا به درآمدهای نفتی را کاهش می دهد. از آنجا که مالیات بر ارزش افزوده در حال اجرا در ایران از نوع مصرفی است، لذا افزایش قیمت حامل های انرژی ممکن است منجر به تغییر در مصرف و در نتیجه درآمدهای مالیات بر ارزش افزوده ناشی از آنها که نوعی مالیات غیر مستقیم نیز هست می گردد. براین اساس، هدف اصلی در تحقیق حاضر بررسی هماهنگی یا تعارض اهداف سیاستهای اصلاحی دو نظام کلیدی طرح تحولات اقتصادی از کانال میزان مالیات بر ارزش افزوده ناشی از فرآوردههای نفتی است. با این توضحات در این بخش این سوال مطرح می شود که آیا با افزایش قیمت فرآورده های نفتی به دلیل اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، درآمدهای مالیات بر ارزش افزوده حاصل از آنها افزایش می یابد؟ پژوهش حاضر به دنیال پاسخگویی به این سوال با استفاده از روش های اقتصاد سنجی و آماری است.
با بررسی مواردی این چنینی رفته رفته با روند انجام طرح های تحقیقی آشنا خواهید شد.