الگوهای شیوه فرزند پروری مک کابی و مارتین

مقتدرانه و قابل اعتماد :

انتظارات و توقعات سطح عالی از رفتار و بالیدگی ( پختگی ) کودک، حد و مرزهای مذاکره ای پایدار و تزلزل ناپذیر، گفتگوهای مطلوب و سطوح بالایی از :مستبدانه و سلطه جویانه توقعات و انتظارات سطح بالا .

 رفتار و بالیدگی کودک، تعیین حد و مرزها و حد و میزان انضباطی شدیدتر و سختگیرانه تر، سطوح اندک و نامطلوب تر- تفاهم وگفتگو.

مسامحه آمیز و سهل انگارانه :

گفتگو و ارتباط، محبت، صمیمیت و تفاهم مطلوب، انتظارات کم از رفتار و بالید گی، حد و مرزها و ملاک و میزان انضباطی کمتر و ناپایدارتر.

بی توجه و غافل

رها و بی اعتنا :

سطوح ضعیف و نامطلوبی از تفاهم و گفتگو، توقعات و انتظارات سطح پائین از رفتار و بالیدگی، فقدان حد و مرزها و کنترلها.

شیوه فرزند پروری ممکن است بر حسب سن و سال و ویژگیهای هر کودک در خانواده متفاوت باشد؛ یا ممکن است در طول زمان، بر حسب تغییرات در ترکیب و شرایط و موقعیت خانواده، تغییر کند.

به هر حال، والدین احتمالاً یک شیوه بارز و حاکم فرزند پروری دارند که می تواند با یکی از چهار الگوی ذکر شده ارتباط داشته باشد.

تعدادی از مطالعات از آن زمان تا کنون از این دیدگاه حمایت کردهاند که فرزند پروری مقتدرانه و قابل اعتماد، در حالی که پاسخ دهی به نیازهای کودک، با توقعات و انتظارات سطح بالایی از بالیدگی و رفتار، دست در دست هم پیش میرود، برحسب پیامدهای اجتماعی برای کودک، موفق ترین شیوه است.

مطالعات نشان میدهند که سطوح بالاتری از محبوبیت، علاقه و توجه و مهارتهای مطلوب اجتماعی به فرزند پروری مقتدرانه و قابل اعتماد مربوط می شود ( د کوویگ و جانسنز ۸۴، ۱۹۹۲).

ماری ، سه ساله برگردد و کتش را بیاورد، ماری فریاد میزند، نه . مادر ماری دوباره از او پرسید، در کجا جا گذاشته ای؟ ماری روی بازوی مادرش میزند و سر او داد میزند، برو . مادر ماری، او را بلند می کند و به آرامی، اما بسیار جدی میگوید، شما خیلی خسته هستید، بنابراین ما هر دو با هم میرویم و کت را بر می داریم، اما این کار درستی نیست که سر من فریاد بزنی و روی دست من بزنی ماری روی شانه مادرش کمی گریه میکند و سپس میگوید، متأسفم مادر آنها با یک دیگر کت را از کودکستان می آورند و ماری با کمک مادرش به آرامی آن را می پوشد.

شیوه فرزند پروری سلطه جویانه و مستبدانه، نتایج مثبت و مطلوب کمتری دارد، با احتمال زیاد اینکه کودک، مشکلات بیشتر اجتماعی، پیامدهای آموزشی ضعیفتر و اعتماد به نفس پائین تری خواهد داشت.

والدین سلطه جو و مستبد احتمالاً با کودکان خود کمتر مذاکره می کنند و به احتمال بیشتر آنها را تحت کنترل قرار داده و خواستار اطاعت و پیروی هستند.

تری با والدینش در حال خرید از یک مرکز خرید بزرگ سر پوشیده در خارج از شهر است.

آنها، به جز یک استراحت کوتاه برای نوشیدنی، حدود چهار ساعت است که در حال قدم زدن در اطراف مغازه ها هستند.

تری خسته است، خسته و تشنه و پاهایش درد می کنند. او شروع به احساس ناراحتی می کند، درخواست نوشیدنی به خانه خواهند رفت.

وقتی که تری شروع به گریه کرد، او یک ضربه در پشتش دریافت کرد و بر سر او داد زده شد که ساکت شود و درست رفتار کند.

 

شیوه فرزند پروری مسامحه آمیز و سهل انگارانه (آسانگیر):

به احتمال زیاد کودکان را طوری عمل می آورد که کمتر احساس استقلال می کنند، بی تجربه تر و پرخاشگرتر هستند و در مدارسی کمتر خوش رفتاری می کنند.

جیمز چهارساله جیمز با دوستانش، بعد از مدرسه، در حال دویدن در اطراف پارک هستند. او با دوستانش شروع به بازی گرگم به هوا می کند، اما هر زمان که او شروع می کرد با به شدت زدن به پشت کودکان دیگر برای آنها اسم می گذاشت، آنها را مسخره می کرد و بر سر آنها داد می کشید، بازنده، بازنده . مادر جیمز، همان طور که روی نیمکت می نشیند و با والد دیگری شروع به صحبت می کند، صحنه را میبیند، اما دخالت نمیکند و زمانی که والد دیگری رفتار جیمز را به او متذکر می شود، او میگوید همه چیز مرتب است، او فقط دارد بازی می کند. بعد از مدت کوتاهی سایر کودکان از آنجا به طرف والدین خود یا گروه های کوچک می روند و بازی خاتمه پیدا میکند.

شیوه فرزند پروری کردن با بی توجهی و سهل انگاری معمولا تاثیرات دراز مدتی بر پیامدهای آموزشی و روابط اجتماعی کودکان، بسته به میزان و گستردگی بی توجهی و سهل انگاری، دارد.

ارتباط نزدیکی بین دلبستگی ضعیف یا ناایمن در اوان طفولیت و شیوه فرزند پروری با بی توجهی و سهل انگاری، وجود دارد.

کودکانی که به صورت ضعیفی دلبسته و فراموش شده هستند، احتمالاً به آنها فرصت داده نشده تا نیازهای عاطفی شان تماس و برخورد داشته باشند و ممکن است در هر دو، هم رشد عاطفی و هم رشد اجتماعی، مشکلاتی داشته باشند.

ایساک ، شش ساله:  ایساک امروز با لباس های کثیف و بدون اینکه صبحانه صرف کند، به مدرسه آمد. پدرش از تخت خواب بلند نشد تا خارج شدن او را ببیند یا برای آماده شدن و رفتن به مدرسه به او کمک کند. ایساک به تنهایی، قدم زنان به مدرسه رفت، از عرض دو جاده اصلی گذشت و خیلی زود به مدرسه رسید. او خیلی لاغر است و مدتی است که موهایش را اصلاح نکرده است. ایساک در مدرسه زیاد صحبت نمیکند و مایل است در گوشه و کنار زمین بازی فوتبال، پرسه بزند. وقتی به خانه می رود، پدرش احتمالاً هنوز هم بیرون از خانه با دوستانش در رستوران سرگرم است و ایساک مجبور خواهد بود با کلیدی که در زیر حصیر است خود را به داخل خانه برساند. او برای غذا درون یخچال را جستجو می کند و به تنهایی تلویزیون تماشا خواهد کرد. زمانی که پدرش به خانه می آید، ممکن است سیب زمینی سرخ کرده بیاورد یا نیاورد، اما بعید است با ایساک درباره آن روز مدرسه اش صحبت کند یا قبل از خواب با او کتاب بخواند. ایساک تخت خوابی ندارد، اما زمانی که تماشای تلویزیونش تمام شود، میخوابد.

 

تأثیرات بر شیوه فرزند پروری

مطالعات در شیوه فرزند پروری و پیامدهای رشدی آن، این دیدگاه را مورد حمایت قرار می دهد که رشد کودکان از رفتار و نگرش های والدین تأثیر می پذیرند.

به هر حال، رهیافتهای فرزند پروری به صورت مستقل رشد و توسعه نمی یابند، اما اغلب به وسیله گستره ای از عوامل تحت تأثیر قرار می گیرند. بلسکی الگویی را بسط و گسترش داد که تعاملات بین تأثیرات متفاوت شیوه فرزند پروری را بروز داده و نشان می داد. او دریافت که تأثیرات عمده و اصلی عبارتند از: 

منابع روانشناسی 

خاص والدین ( ثبات و پایداری ، توانایی از عهده کاری برامدنی، تجارب خاص فرزند پروری و دلبستگی).

• پشتیبانی اجتماعی والدینی ( دوستانی، خانواده، منابع جامعه ).

۰ ویژگیهای کودک / مزاج / (خلقی و خوی)، سالامانی، هوش و استعداد

این عوامل می توانند بر گسترهای که در آن والدین می توانند کودکانشان را مورد پشتیبانی قرار دهند، تأثیر بگذارد، زمانی را برای گفتگو با آنها پیدا کنند، محبت و صمیمیت را نشان دهند و به نیازهای آنان واکنش نشان دهند.

برای مثال، والدینی که خودشان رفتار پدرانه و مادرانه ضعیفی داشته اند، ممکن است برایشان دشوارتر باشد که محبت و صمیمیت نشان دهند، یا نیازهای کودکانشان را تشخیص داده و به آنها واکنش نشان دهند.

همچنین، مدارک و شواهدی وجود دارد، مادرانی که از افسردگی رنج می برند، ممکن است بیشتر بی توجه و سهل انگار باشند، زیرا آنها نسبت به نیازهای فرزندانشان کمتر پاسخده و تأثیر پذیر بوده و کمتر آگاهی دارند.

یکی از مسائل مهمی که بلسکی تشخیص داد این است که کودکان در فرایند فرزند پروری، منفعل و بی تفاوت نیستند.

شخصیت و رفتار کودک، ترتیب تولد، سلامت و دیگر ویژگی ها، بر اینکه چگونه والدین به آنها واکنش نشان می دهند، تأثیر خواهد گذاشت.

شاید به همین دلیل باشد که چرا کودکان در یک خانواده یکسان، ممکن است تجارب فرزند پروری متفاوتی داشته باشند.

خلق و خوی کودک، مانند یک کودک عصبانی و تندخو ، ممکن است بر چگونه واکنش نشان دادن والدین به آن ها، تأثیر پذیرد؛ اما دلایل و شواهدی وجود دارد که اگر والد نیز، سطوح پائینی از پشتیبانی داشته باشد و فاقد ثبات و پایداری باشد، این امر می تواند تنها یک عامل منفی معنی دار باشد.

تجارب شخصی شیوه فرزند پروری و دلبستگی والدین، تجارب دوران کودکی خودشان، موقعیت تحصیلی و اجتماعی آن ها، همچنین، مؤثر و ذی نفوذ هستند.

والدینی که خانواده شایسته، مطلوب و مهربانی دارند و دارای شبکه های پشتیبانی اجتماعی می باشند، احتمالا شیوه های فرزند پروری مثبت و مفیدتری را بسط و گسترش میدهند، زیرا والدینی هستند با مدارک تحصیلی بهتر و روابط خانوادگی مطلوب تر. عوامل محیطی در تأثیرگذاری بر شیوه فرزند پروری و تجارب مستقیم کودک چشمگیر و قابل توجه است.

عوامل اصلی محیطی عبارتند از : فقرا ، کار و شغل، منابع جامعه ، دسترسی به مراقب کودک کیفی و آموزش دارای کیفیت بالا برای کودک و شبکه های پشتیبانی اجتماعی . برانفن برنرا ، الگوی سیستم های زیست محیطی را بسط و توسعه داد که نشان میدهد چگونه این سیستم ها و دیگر عوامل بر یک دیگر تأثیر متقابل می گذارند تا تجربه و مهارت کودک را مشخص و معلوم کنند و بر رفتار والدین تأثیر بگذارد.

برای مثال، والدی که با فقر دست و پنجه نرم می کند ممکن است سردتر و غیر دوستانه تر رفتار کند، نگران تر باشد، با تحمل کمتر و استرس و فشار بیشتر.

فقر، همچنین، میتواند به معنای محله و اهل محل ناامن و غیر سالم و کیفیت نامطلوب تر مسکن باشد.

این امر به این معنا است که یک والد مجبور است ساعتهای طولانی کار کند یا ممکن است بیکار باشد و احتمالاً از افسردگی رنج ببرد.

این والد ممکن است وقت کمتری برای بازی و گفتگو با فرزندش داشته باشد. ممکن است امکانات جامعه و منابع اجتماعی کمتری در دسترسش وجود داشته باشد و دستیابی کمتری برای مراقبت و آموزش کیفی مطلوب وجود داشته باشد.

به هر حال، عوامل محیطی به تنهایی شیوه فرزند پروری را تعیین و مشخص نمی کند.

خانواده های فقیر بسیاری، با وجود مشکلاتی که ممکن است با کمبود منابع و امکانات مواجه باشند، به صورت موفقیت آمیزی فرزند پروری می کنند.

این مجموعه و ترکیبی از مهارتهای موفق شخصی، سطوح پشتیبانی و محیط است که رهیافت و شیوه فرزند پروری را تعیین می کند.

این عواملی، همچنین، میتوانند در طول زمان و بر حسب رویدادهای زندگی تغییر کنند.

برای مثال، طلاق  ، مصیبت  ، از دست دادن شغل یا شروع یک کار جدید، تولد یک بچه در خانواده یا نقل مکان به یک جامعه جدید، همه، می توانند حداقل به صورت موقتی بر شیوه فرزند پروری تأثیر بگذارند.

برای مثال، مدارک و شواهدی موجود است که والدین تازه طلاق گرفته ممکن است برای دوره ای از زمان، از شیوه های فرزند پروری مثبت و مفید کمتری استفاده نمایند.


کد این مطلب : 0238


 

مطلب مفید

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

از جمله اهداف موسیقی درمانی اثرات هیجانی آن است.

فواید موسیقی درمانی برای کودکان و نوزادان

فواید موسیقی درمانی برای کودکان و نوزادان

از نظر روانشناسی موسیقی توانایی ابراز هیجان، ارتباط برقرار کردن و جنبش های ریتم دار و موزون را در کودکان تقویت...

مهم ترین موارد موسیقی درمانی در روانشناسی

مهم ترین موارد موسیقی درمانی در روانشناسی

مهم ترین موارد و زمینه های موسیقی درمانی در روانشناسی به یک یا چند زمینه محدود نمی شود و در اینجا...

Go to top
زوم تک
سه شنبه 30 آبان 1396.
امروز