01.jpg02.jpg03.jpg04.jpg05.jpg06.jpg
مشخصات پروپوزال:
موضوع پروپوزال: پیش بینی هوش معنوی براساس تاب آوری و امیدواری در میان زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری
منابع فارسی و لاتین: دارد
تعداد صفحه: 22 صفحه
نوع فایل: word شماره 126

 

برای دانلود به ادامه مطلب رجوع کنید...
 
 

در هر جامعه ای بچه دار شدن و مادری کردن، بخشی از هویت یک زن محسوب می شود. بنابراین ناباروری به صورت یک عامل استرس زا، زنان را از نظر هیجانی و اجتماعی تحت تاثیر قرار می دهد (سودها و همکاران، 2011). ناباروری می تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یک علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه هستی گرایانه و آمیزه ای از همه اینها در نظر گرفته شود (دیموند و همکاران، 1999).

سازمان بهداشت جهانی (WHO) ناباروری را باردار نشدن یک زوج پس از یک سال روابط زناشویی بدون استفاده از روش ضد بارداری تعریف می کند (زیگر-هوچسچایلد و همکاران، 2009). براساس مطالعه ها، 80-50 میلیون نفر از افراد در جهان یک نوع از ناباروری را تجربه می کنند (اسپکتور ، 2004).

نیمی از افرادی که با مشکلات ناباروری مواجهه می شوند، امکان دارد که هرگز بچه دار نشوند (واینا و همکاران، 2001). عدم توانایی زنان برای داشتن فرزند منجر به احساس درماندگی و تجربه عواطف منفی در آنها می گردد (اندرسون و همکاران، 2003). استرس، احساس انزوا، افسردگی، خشم، اضطراب، گناه و ناکامی هیجان هایی هستند که در نتیجه ناباروری در زنان ایجاد می گردد (مررری و همکاران، 2002).

بنابراین ناباروری یک مشکل چند جانبه است و خسارت متعددی را برای زن ایجاد می کند. به همین خاطر زنان نابارور نیاز به توجه و مراقبت های جامعه و همه جانبه دارند. مراقبت های جامعه تنها توجه به نیازهای روان شناسی، اجتماعی و فرهنگی فرد نیست بلکه باید نیازهای معنوی نیز مورد توجه قرار گیرد. زنان نابارور ممکن است از عقاید مذهبی خود برای مقابله با بحران و یافتن معانی و امید در درد و رنجشان استفاده کنند (رودسری و همکاران، 2007).

سازه هوش معنوی ، یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه و علاقه جهانی روان شناسان به حوزه دین و معنویت، مطرح شده و توسعه یافته است(خدا بخشی کولائی و همکاران، 1392). از نظر امونز (2000) هوش معنوی، سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند و به عنوان کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی با هدف تسهیل حل مسائل روزمره و دستیابی به هدف عمل می کند.

وقان (2002)معتقد است که هوش معنوی، یکی از انواع هوش های چندگانه است که به طور مستقل می توان رشد و توسعه یابد. هوش معنوی نیازمند شیوه های مختلف شناخت و وحدت زندگی درونی ذهن و روح با زندگی در دنیای هستی است. هوش معنوی می تواند به وسیله تلاش، جستجو و تمرین پرورش یابد. انسان برای کسب قدرت تشخیص در تصمیم گیری هایی که به رشد سلامت نفس و روان کمک می کند، نیازمند هوش معنوی است.

مک شری و همکاران (2002) تاکید می کنند که هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که سبب اثرگذاری بر عملکرد وی می شود، به گونه ای که شکل واقعی زندگی را قالب بندی می کند. هوش معنوی باعث افزایش قدرت انعطاف پذیری و خود آگاهی انسان شده است؛ به طوری که در برابر مشکلات و سختی های زندگی، بردباری و صبوری بیشتری دارند. در واقع، هوش معنوی ظرفیتی برای الهام است و با شهود و نگرش کل نگر به جهان هستی، در جستجو پاسخی برای پرسش های بنیادی زندگی و نقد سنت ها و آداب و رسوم می باشد.

 

شماره 126


 

20000تومان

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

Menu
Go to top
تمام حقوق این سایت محفوظ می باشد .

مدیریت و سفارش خدمات: 09011853901