رفتار اجتماعی کودک و دلبستگی عاطفی اولیه

رفتار اجتماعی کودک و دلبستگی عاطفی اولیه

رشد اجتماعی اولیه از هنگام تولد به بعد، با یک فرایند فوق العاده سریع یادگیری اجتماعی، در اولین هفته ها و ماه های زندگی کودک رخ میدهد.

دلبستگی یک رفتار اجتماعی کودکان فراسوی طفولیت

دلبستگی یک رفتار اجتماعی کودکان فراسوی طفولیت

همان طور که کودک بزرگتر و مستقل تر می شود، با یک الگوی کاری درونی (منبع : ...) از روابطش با چهره و شخصیت دل بستگی اولیه اش رشد می کند، به این معنا...

هدف از قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

هدف از قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

ادبیات کودکان شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان است. ادبیات کودکان عبارت است از تلاشی هنرمندانه در قالب کلام، برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوهای مناسب و در خور...

روانشناسی قصه گویی و داستان کودک

روانشناسی قصه گویی و داستان کودک

روش های قصه درمانی برای درک رفتار انسان طی سالهای اخیر در حوزه های مختلف روانشناسی فراگیر شده است.

روانشناسی قصه گویی از نظر رودولف اشتاینر

روانشناسی قصه گویی از نظر رودولف اشتاینر

«رودولف اشتاینر» فیلسوف و روانشناسی است که مؤسس مدارس والدورف هم می باشد. (در این مدارس دوره آموزشی ۱۲ سال می باشد که شامل هشت سال دوره ابتدائی و چهار سال دوره متوسطه می...

دلبستگی کودکان به همسالان و دوستان

دلبستگی کودکان به همسالان و دوستان

سرگرمی با همسالان و دوست شدن یک زمینه اصلی رشد اجتماعی کودکان، است.

تعریف قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

تعریف قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

قصه گویی شیوه شگفت انگیزی برای بالا بردن درک رفتارهای شفاهی و عملی و در بر گیرنده باز نمایی هایی از خود، جهان و شخصیتهای مختلفی است که افراد با آنها تعامل برقرار می...

اثر داستان و قصه گویی بر مغز کودکان

اثر داستان و قصه گویی بر مغز کودکان

 بسیاری از روانشناسان معتقدند گفتن قصه در تکامل مغز نوزادان نقش مهمی را ایفا می کند و می توان آن را به دوره دوم جنینی نیز مرتبط دانست.

اختلال استرس پس ازسانحه و ملاک های آن

اختلال استرس پس ازسانحه و ملاک های آن

هنگامی که پس از تجربه یک رویداد آسیب زا، علائم استرس به مدت بیش از یک ماه ادامه پیدا می کند، ممکن است فرد واجد ملاکهای تشخیص اختلال استرس پس از آسیب PTSD باشد.

رشد هیجانی عاطفی در کودکان (مطلب روانشناسی با ذکر منبع)

رشد هیجانی عاطفی در کودکان (مطلب روانشناسی با ذکر منبع)

رشد هیجانی عاطفی به طور جدی در اولین سال های زندگی رخ می دهد.

مطلب روانشناسی با منبع درباره اهمیت قصه گویی برای کودکان

مطلب روانشناسی با منبع درباره اهمیت قصه گویی برای کودکان

قدمت قصه و قصه گویی به قدمت تاریخ بشر است. به گونه ای که بشر زندگی خود را در چهار چوب قصه ها به تصویر کشیده است و قصه ها نیز زندگی بشر را...

اهمیت قصه گویی در رشد اخلاقی کودکان

اهمیت قصه گویی در رشد اخلاقی کودکان

 برخی اندیشمندان قصه گویی را شیوه ای طبیعی برای ساختن جهان میدانند.

نقش قصه و قصه گویی در تربیت کودکان

نقش قصه و قصه گویی در تربیت کودکان

 استفاده از قصه در حکم روشی برای آموزش و پرورش تواناییهای کودکان است.

باورهای فراشناختی و اختلال استرس پس از سانحه

باورهای فراشناختی و اختلال استرس پس از سانحه

 محتوای باورهای فراشناختی در اختلال استرس پس از سانحه چیست؟ باورهای مثبت به سودمندی نگرانی، نشخوار فکری، پایش تهدید، پر کردن شکاف و کنترل افکار مزاحم مرتبط با رویداد سانحه زا مربوط می شوند.

موسیقی درمانی در روانشناسی و نقش آن در تسهیل ارتباطات

موسیقی درمانی در روانشناسی و نقش آن در تسهیل ارتباطات

موسیقی درمانی به شیوه ای خاص از موسیقی استفاده می کند تا توانایی ارتباط و ابراز را با نواختن ساز، آواز خواندن یا گوش...

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

از جمله اهداف موسیقی درمانی اثرات هیجانی آن است.

نقش موسیقی درمانی در روانشناسی

نقش موسیقی درمانی در روانشناسی

موسیقی به ما امکان می دهد حالتهای روزمره هوشیاری خود را به تعالی برسانیم، به قلمرو دوردست حافظه خود سفر کرده و تخیلی خود...

رفتار اجتماعی کودک و دلبستگی عاطفی اولیه

رفتار اجتماعی کودک و دلبستگی عاطفی اولیه

رشد اجتماعی اولیه از هنگام تولد به بعد، با یک فرایند فوق العاده سریع یادگیری اجتماعی، در اولین هفته ها و ماه های زندگی...

مزایای موسیقی درمانی در روانشناسی

مزایای موسیقی درمانی در روانشناسی

همه می توانند از موسیقی درمانی استفاده کند. اگرچه از لحاظ درمانی این شیوه برای کسانی استفاده می شود

فواید موسیقی درمانی برای کودکان و نوزادان

فواید موسیقی درمانی برای کودکان و نوزادان

از نظر روانشناسی موسیقی توانایی ابراز هیجان، ارتباط برقرار کردن و جنبش های ریتم دار و موزون را در کودکان تقویت می کند.

مهم ترین موارد موسیقی درمانی در روانشناسی

مهم ترین موارد موسیقی درمانی در روانشناسی

مهم ترین موارد و زمینه های موسیقی درمانی در روانشناسی به یک یا چند زمینه محدود نمی شود و در اینجا به برخی از...

اثر موسیقی درمانی بر هیجانات و مغز

اثر موسیقی درمانی بر هیجانات و مغز

موسیقی هماهنگی و هارمونی جهان آفرینش را به عالم صغیر وجودمان می آورد.

موسیقی درمانی در پزشکی (مطلب با ذکر منبع)

موسیقی درمانی در پزشکی (مطلب با ذکر منبع)

موسیقی از راه گوش وارد بدن می شود و استخوانها مثل چنگال در حال ارتعاش، از خود آهنگ تولید می کنند.

موسیقی چگونه در درمان بیماری ها موثر است؟

موسیقی چگونه در درمان بیماری ها موثر است؟

برای درک اینکه چگونه موسیقی میتواند به طور کلی بیمار را شفا دهد و اینکه چرا اثر موزارت نقش درمانی ویژهای برای بسیاری از...

موسیقی درمانی در روانشناسی چیست و چه زمانی تجویز می شود؟

موسیقی درمانی در روانشناسی چیست و چه زمانی تجویز می شود؟

موسیقی درمانی حرفهای درمانی است که در آن موسیقی نیازهای فیزیکی، روانی، فکری و اجتماعی افراد را برطرف می سازد.

موسیقی درمانی نوزادان در روانشناسی

موسیقی درمانی نوزادان در روانشناسی

 نتایج موثر موسیقی درمانی باعث شدند ایمان بسیاری از متخصصان، مانند دکتر فرد شوارتز ، به موسیقی و ارزش های آن در نوزدان تقویت...

دلبستگی یک رفتار اجتماعی کودکان فراسوی طفولیت

دلبستگی یک رفتار اجتماعی کودکان فراسوی طفولیت

همان طور که کودک بزرگتر و مستقل تر می شود، با یک الگوی کاری درونی (منبع : ...) از روابطش با چهره و شخصیت...

هدف از قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

هدف از قصه گویی برای کودکان در روانشناسی

ادبیات کودکان شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان است. ادبیات کودکان عبارت است از تلاشی هنرمندانه در قالب کلام، برای هدایت کودک به...

روانشناسی قصه گویی و داستان کودک

روانشناسی قصه گویی و داستان کودک

روش های قصه درمانی برای درک رفتار انسان طی سالهای اخیر در حوزه های مختلف روانشناسی فراگیر شده است.

روانشناسی قصه گویی از نظر رودولف اشتاینر

روانشناسی قصه گویی از نظر رودولف اشتاینر

«رودولف اشتاینر» فیلسوف و روانشناسی است که مؤسس مدارس والدورف هم می باشد. (در این مدارس دوره آموزشی ۱۲ سال می باشد که شامل...

هرمان رورشاخ فرزند یک خانواده کهن سوئیسی ایالات تورگوی است، که در سال 1884 در شهر زوریخ متولد شده است. وی پسر ارشد یک دبیر نقاشی بود.

یک برادر و یک خواهر داشت و پس از آنگه پدر وی به دنبال وفات مادرش با خواهر زن خود ازدواج کرد، رورشاخ صاحب یک ناخواهری نیز شد.

پدر وی به سال 1903 زندگی را بدرود گفت. درآن هنگام رورشاخ تحصیلات متوسطه خود را در شهر شافهوز در دبیرستانی که پدر او از سال 1884 به تعلیم اشتغال داشت بخوبی به پایان رساند.

به علت استعداد خارق العاده ای که در نقاشی داشت در انتخاب یک حرفه ی هنری یا تحصیلات پزشکی مردد مانده بود .

هکل زیست شناس بزرگ وی را به تحصیلات پزشکی مصمم ساخت. رورشاخ طبق رسوم آن زمان تحصیلات خود را در چندین دانشگاه من جمله نوشاتل ، برلین، برن و خصوصاً زوریخ (از 1904 تا 1909) بپایان رسانید.

چون دانشجوی برجسته ای بود وقت کافی برای بازدید از نمایشگاه های هنری و خواندن کتب مختلف و بحث درباره مسائل انسانی داشت.

نسبت به زبان و ادبیات روسی راغب شد و در سالهای 1906و1910 تعطیلات خود را در روسیه گذراند. در سال 1910 با یکی از همکاران روسی خود به نام اولگا استمپلن ازدواج کردو به فکر این افتاد تا در روسیه مستقر گردد.

او از دسامبر 1913تا ژوئن1914 در این کشور کار کرد اما به دلائل ناشناخته برای همیشه به سوئیس بازگشت.

در این فاصله وی مجذوب کلینیک روان پزشکی دانشگاه زوریخ که ریاست آن را بلولر بر عهده داشت شده بود. در همین کلینیک بود که یونگ مخترع تست همخوانی کلمات می درخشید و رای اولین بار مفاهیم روان تحلیل گری را در مورد روان گسستگی ها به کار می بستند.

وی در این کلینیک متخصص شد و سپس در چند بیمارستان روانی من جمله مونسینگن به خدمت پرداخت و از سال 1915 تا سال 1922 در بیمارستان روانی هریسو با سمت معاون بیمارستان خدمت کرد.

وی صاحب دو فرزند یک دختر و یک پسر بود. رورشاخ رساله پزشکی خود را در سال 1912 درباره توهمات بازتابی و پدیده های وابسته بپایان رسانیده بود. در این رساله کوشیده بود حضور و کنش ادراک های جنبشی را در « در خواب دیده » ها و توهمات تبیین کند. اما رورشاخ بیش از پیش به روان تحلیل گری راغب شد و با آن که خود تحلیل آموزشی نشده بود چیزی که در آن زمان نادر بود ، معذلک روان تحلیل کری را در مورد بیماران خود به کار می بست و به درک بیماری روانی آنان نائل می آمد.

با گروه روان تحلیل گران زوریخ (از 1902تا1912) یعنی بلولر، یونگ، مدر ، بینس وانگرو و فیسر مراوده داشت و مقالات و یادداشتهایی در مجله مخصوص آنان منتشر می کرد. اما جدا شدن یونگ از این جنبش محدود و سپس وقوع جنگ جهانی اول گروه را پراکنده کرد.

و هنگامی که جمعیت سوئیسی روان تحلیل گری در 1919 با همکاری اوبر هلتزر ، زولیگر ، فیستر وسایرین تشکیل گردید، رور شاخ نائب رئیس جمعیت شد و در جلسات این جمعیت چندین گزارش درباره تست خود ارائه داد و اوبرهلتز و زولیگر را پیرو خود ساخت.

رورشاخ دارای شخصیتی نافذ و دلچسب، ملایم، اندکی خجول و فرهنگ یافته بود و به محض آنکه بحثی مورد علاقه وی قرار می گرفت درخشان و عمیق بود. در اولین برخوردهایش محافظه کار می نمود، اما نسبت به کسان و دوستانش نیک خواه بود.

وی درست نمونه بارز نوع درونگر خلافی که خود توصیف کرده است به نظر می آمد. اثر بزرگی که پس از اتمام رساله اش به آن پرداخته بود، و با به وجود آمدن آن تست «روان تشخیص گری » در بوته تعلیق افتاد، روان شناسی مذهبی بود.

وی تألیف وسیعی بین مشاهدات مرضی و پژوهشهای اجتماعی که در باره پاره ای از فرقه های سوئیسی انجام یافته بود به عمل آورد. یکی از بنیان گذاران این فرقه ها را در بیمارستان روانی مونسینگن بستری کرده بودند (وی آلت جنسی خود را برای پیروان خود مقدس ساخته بود و در مراسم تطهیر، ادرار خود را به جای آب مقدس به کار می برد و شیاطین را به اجماع می راند).

ریشه این فرقه ها از قرون وسطی به جا مانده بود و همواره این آیین مذهبی در همان خانواده های نساجهمان نواحی رایج بود.

پیامبران این فرقه ها که زنا با محارم را می ستودند. به نظر رور شاخ در شمار افراد روان آزردو روان گسسته بودند که تاریخ اساطیر بطرز رسایی وجود عقده های شخصی و دیرینه ریخت های ناهشیار را در آن بیان می کرد. کتاب «روان تشخیص گری » رور شاخ در 1921 منتشر شد و چندی بعد در آوریل 1922 رور شاخ در اثر یک بیماری شدید (پریتونیت غیر قابل عمل) پس از 24 ساعت رخت از جان بر ببست.

کشف روش روان تشخیص گری دور از دانشگاهها و کتاب خانه های بزرگ در یک بیمارستان روانی کوچک ، توسط مردی که نه روانشناسی خوانده بود و نه در کنگره جهانی شرکت جسته بود ونه به کسب عناوین رسمی نائل آمده بود، یعنی رورشاخ، صورت گرفت معذلک همگرایی تأثیرهایی چند، راه این کشف را هموار ساخته است. نخست آنکه قریحه هنری و بالینی رورشاخ با یک چم ذهنی فرافکن تکمیل شده بود.

وی به نمایشگاههای نقاشی علاقه مند بود اما شوق وافری به دانستن واکنش افراد مختلف نسبت به تابلو های خود بروز می داد. وی در نقاشی کردن آدمیان در حال حرکت مهارتی خاص داشتاما خود را آن طور که دیگران دیده بودند نقاشی می کرد. دستور داده بود برای بیمارستان روانی هرسیو میمونی بخرند تا واکنشهای روان گسیخته ها را در مقابل حرکات این حیوان مشاهده کند.

فکر فرافکنی آن زمان حتی از لحاظ روان تحلیل گران پا در هوا و نااستوار بود از زمانی که یونگ هم خوانی کلمات را به وجود آورده بود شیلبر همخوانی های ناهشیار آزمودنی های خود را با لکانومانسی (طریقه قدیم مقدس کردن که به حوضی پر از آب مدتی باید به طور ثابت نگریست) بر می انگیخت و نتایج آن را با تست یونگ مقایسه می کرد.

فیستر نیز به مراجعین خود کلمات و صفحات خط خطی شده بی معنایی را نشان می داد و بر اساس همخوانی های آنها به کشف عقده هایشان می پرداخت. رورشاخ نیز به گفته همسرش یک روز که با هم مشغول خواندن کتاب روسی دیمتری مرژکوفسکی درباره لئوناردوداوینچی بودند بهت زده شد. به قسمی از کتاب رسیده بودند که بولترافیو نقل میکرد چگونه استاد خود را یک شب زیر باران در حالی که مشغول تماشای دیواری بود که روی آن بر اثر رطوبت لکه ای نقش بسته بود غافلگیر کرد.

آنگاه لئوناردو داوینچی به توصیف غول افسانه ای دهان باز کرده ای که فرشته ای مهربان بر دوش آن سوار است، پرداخت حتی پیرامون آن چیزی را که توصیف کرده بود با انگشت نشان دادسپس برای شاگرد خود شرح داد غالباً برای وی اتفاق می افتد صحنه ها و مناظری را در ترک های دیوار یا در چین های سطح آبهای راکد یا در قشر نازک خاکستری که اخگری را پوشانیده استو یا در شکل ابر ببیندو یا در صدای زنگی که از دور به گوش می رسد انسان می تواند نام کسی و یا کلماتی را که دوست دارد به آنها فکر کند، لئوناردوداوینچی اعتراف می کند که پیش از وی بتی چلی چنین فکری داشته است.

خانم رورشاخ آنگاه حکایت کرد که وقتی کودک بود، به اتفاق دوستانش به نگریستن ابرها و یافتن نیمرخ هایی در پهنه آنها خود را سرگرم می کرد.

در این باب شوهر وی احتمالاً در فکر عمیقی غوطه ور می شد. اما به عکس بنظر می رسد رورشاخ از جریان نظریه گشتالت که کشف آن اندکی پیش از کشف وی به وقوع پیوسته استو منطقاً بایستی وی را تحت تأثیر قرار داده باشد، چیزی نمی دانسته است.

دیگر اینکه فکر ایجاد تست به کمک لکه های مرکب متعلق به رورشاخ نیست و بینه و هانری که خود را صریحا از طرفداران لئوناردو داوینچی می دانستند، این فکر را در «سالنامه روان شناختی » در 1895 پیشنهاد کرده بودند و چنین تستی را وسیله آزمون تخیل می دانستند.

از آن پس روانشناسان متعددی به تهیه چنین آزموتی پرداختند. در آمریکای شمالی دیربورن اولین ردیف لکه های تجربی را درست میکند، که به کمک آنها خود و کیر کپاتریک و شارپ ، به تحقیق می پردازند.

وایپل در 1910 به استاندارد کردن یک ردیف بیست تایی از این لکه ها می پردازد و بر خلاف متقدمان خود زمان نشان دادن لکه ها را محدود نمی کند ، واز این راه تفاوتهای فردی را مشخص می سازد .

همچنین در 1910 روان شناس روسی ریباکف اطلسی از 8 لکه می سازد و با آنها نیروو، غنا و تیزی تخیل و همچنین واقعیت تصویرهای درون را می سنجد بالاخره در انگلستان بارتلت 1916 برای اولین بار مسئله رنگ را در روش لکه ها به کار می بندد، به هر حال این طور بر می آید که رورشاخ در جریان تحقیقات خود چیزی از متقدمان خود نشنیده است. و این گفته که رورشاخ در سال 1913 با ریباکف در مسکو کار کرده و با این نوع تست آشنا شده تأیید نگردیده است.

اما بدون شک، رورشاخ مانند تمام کودکان هم عصر خود کناب «لکه نگاری »کرنر را خوانده بوده است. کتابی که از 50 لکه به شکل های شوم ترکیب شده است و شاعر به کمک اشعاری حزن انگیز آنها را توصیف کرده است. بدون شبهه رورشاخ با الهام از این اثر با بازی چکاندن لکه های مرکب بر یک صفحه کاغذ و تاکردن آن کاغذ از وسط یعنی همان کاری که «کرنر » کرده است، تا بدین ترتیب شکل چیزی یا حیوانی پدید آید، خود را سرگرم کرده است عجیب تر آنکه در 1903 هنگامی که رورشاخ آخرین سال متوسطه خود را طی می کرد، هم شاگردی هایش به او لقب «کلکس » یعنی لکه مرکب را داده بودند. آیا کنایه از پدر وی بود کا کاغذ ها را سیاه میکرد و یا اشاره از ذوق سرشار پسر به نقاشی... و یا علاقه وی به لکه نگاری؟ بعدها می بینیم که رورشاخ به عنوان روانپزشک لکه های مرکب را به بیمارانش نشان می دهد. اما با روحیه ای علمی به این کار اقدام می کند.

در 1911 با همکاری یکی از همشاگردی های سابق شبه نام «گهرینگ » که دبیر یکی از شهرهای مجاور شده است تست خود را درباره شاگردان وی به کار می بندد.

هدف این تحقیق که با شکست مواجه شد این بود که ماهرترین شاگردان را از بی استعدادترینشان ، از راه سرشاری تخیل متفاوت سازد. گاهی به این آزمودنی ها هم لکه های آماده شدهای را نشان داده بودند و از آنان خواسته بودند که لکه هایی بسازند.

همچنین رورشاخ از لکه های عجیب و غریب گربه سبز، قورباغه قرمز، هیزم شکن دست چپ برتر و نظایر آن به عنوان محرک استفاده میکرد. افسوس که نخستسن لوح های رورشاخ ازدست رفته اند. دیگر آنکه محرک قطعی رورشاخ رساله ای بود که یک دانشجوی لهستانی به نام شیمن هنس در1917 در پایان تحصیلات پزشکی خود در زوریخ زیر نظر بلولر تدوین کرده بود. هنس به کمک ده لوح که آنها را منقوش کرده بود هزار کودک و صد بزرگسال بهنجارو یکصد تن روان گسیخته را آزمایش کرده بود. هدف وی بررسی آنان بود و فقط به تحلیل محتوی پاسخها پرداخته بود.

نتیجه اصلی این بود که بین افراد بهنجار و بیماران هیچ تفاوتی وجود نداشت. هنس در پایان رساله خود چند سؤال مطرح کرده بود که خواندن آنها اثر قاطعی در رورشاخ باقی گذارده بود. هنس نوشته بود: پاره ای از آزمودنی های تمام لکه ها را تعبیر کرده اند پاره ای دیگر فقط قسمتهایی از آن را ، آیا این معنایی در بر دارد؟ و چون تمام لکه های وی سیاه و سفید بودند از خود پرسیده بود ، لکه های رنگی چه نتایجی به بار خواهند آورد؟

ممکن است روزی بتوان این روش را در تشخیص روان گسیختگی ها به کار برد... عمل بدیع رورشاخ در حقیقت در اینست که معنای لکه های مرکب را نه به تست تخیل بلکه به تست شخصیت تعبیر کرده ایتو کلید این روش جدید تفسیر را به دست داده است.پاسخ هایی که متضمن حرکت هستند «درون نگری » آزودنی را بیان میکنند و پاسخهایی که بر پایه رنگ هستند «برون نگری » وی را. این کشف را رورشاخ آرام آرام در ذهن خود به ثمر رسانده بود. بی شک ازریخت شناسی یونگ که «درونگرد » و «برونگرد » را در مقابل هم قرار داده بودآگاهی داشت.اما مفاهیم رور شاخ با مفاهیم یونگ متفاوتند.

مبنای آنها در خوابی است کا رورشاخ دیده است. همانطور که کشف روان تحلیل گری توسط فروید بر پایه خواب تزریق به «ایرما » است. رور شاخ نیز هنگامی که دانشجو بوده است در یک جلسه کالبد شکافی حاظر میشود. شب ضمن دریافت های حسی مشخص خواب می بیبند که مغزش را برشهای عرضی داده اند واین برشها یکی پس از دیگری به جلو می افتند. مسئله خواب دیدن نقطه شروع رساله پزشکی اوست.

رور شاخ به طرح سؤالاتی که فروید درباره خواب و معنای آن پیش از وی مطرح کرده است نمی پردازد. وی تفسیرهای مبتنی بر روان تحلیل گری را در این باب میداند. شاید می داند که فروید تصمیم دارد کتاب «تعبیر خواب دیده ها »ی خود را، پس از آن که خواب دیده است لگن خاصره وی مورد تشریح قرار کرفته منتشر کند. اما خواب رور شاخ جهت علمی کارهای عصبی روانی وی را اعلام می کند، یعنی کوشش وی در تجزیه کردن شخصیت به عناصر اصلی آن. اما رورشاخ به طرح مطالب دیگری می پردازد:

چگونه ممکن است در خواب حرکت را حس کردو حال آنکه در واقعیت کنونی، حرکتی که با آن دریافت حسی مطابقت کند وجود ندارد؟ چگونه ادراکهای نوع معینی می توانند به ادراکهای نوع دیگر (مربوط به حوزه حسی دیگر) تبدیل شوند:

مثلاً ادراک بصری به ادراک جنبشی، به ادراک سمعی و بلعکس مبدل گردد؟ پاسخ این است که انسان واجد دفتر ثبت تصاویری است وصیع تر از آنچه در زندگی روزمره بکار میبردو در کنار طریقه ارتباط بین یک ادراک و ادراکی دیگر از راه تداعی، طریفه مستقیم تری نیز هست، و آن دستگاه جنبش است. ادراکهای بصری درست در زیر آستانه هوشیاری به شکل تصاویر جنبشی باقی می مانند، این ادراک ها را یا می توان هشیارانه به منزله ادراکهای جنبشی از نو تجربه کردو یا به صورت نا هشیار آنها را به تصویر بصری برگرداند.

لکه های مرکب به منزله آینه ای خواهند بودکه در آن محرکهای بصری ، تصاویری جنبشی آزمودنی را فعال می سازند. این تصاویر جنبشی در لکه ها فرافکنده می شوند وبه نوبه خود به صورت بازتابهای آنهای ادراک می گردند. وقتی کتاب مورلی ورد درباره خواب بین سالهای 1910و1912 منتشر شدبرای رورشاخ فرصتی پیش آمد که گامی فراتر نهد. مورلی مورد زندگی خود را وقف مطالعه تجربی نتایج حس کردنهای لمسی و عضلانی خوابها کرده بود، مثلاً از 19 نفر از دانشجویان خواسته بود که دستمالی دور قوزک پای چپ خود ببندند و بخوابند در تمام خوابهای آنها وجود صحنه های جنبشی آشکار بود.

بین این خوابها ایت صحنه ها وجود داشتند: شکارچیان خرگوشهایی را که در جست و خیز بودند دنبال می کردند، دو برادر گله گاوی را که به طرف تپه میگریختند دنبال می کردند، صعود از قله صعب العبور، پرواز از فراز خیابانها و نظایر آن. رورشاخ پاره ای از نتایج مورلی ولد را می پذیرد:من جمله ادراکهای جنبشی قسمت مهمی از شخصیتها را تشکیل می دهند. این ادراک ها چون در حالت بیداری توسط زمینه هشیار پس رانده شده اند خوابهای انسان را تغذیه می کنند.

اینها برابر نهاده های حرکات واقعی هستند. خواب بینندهه می تواند خوابهای خود را در ذهن خود نگاه دارد ، اگر به هنگام بیداری خود را کاملاً بی حرکت نگاه دارد. با نخستین حرکت خواب ناپدید می شود. هر چه حرکت عضلانی بیشتر دچار وقفه و رکود باشد، تصویرهای جنبشی بیشتر فعال می شوند. خواب بیننده هنگامی که خواب حرکات تصویری خود و یا دیگران ویا حتی حیوانات رامی بیندتصاویر جنبشی خود را فرا می افکند.

به نظر رورشاخ تصاویر رمزی خواب در تقاطع ادوات فعالیت جنبشی آنطور که مورلی ولد توصیف می کند و عوامل پوششی فروید مبرهن ساخته اند قرار می گیرد . مصالح ناشی از حس جنبش در رمزهای خواب، در توهمات بازتابی پیسکوز، در پاسخهای جنبشی در برابر لکه های مرکب و در فعالیتهای خلاق فرافکنده می شوند. فردی که زمینه جنبشی در او غلبه دارد و یا درون نگر است، آدمی در خود مانده است، حرکات واقعی خود را متوقف می سازد، هوش او فردی شده است، ظرفیت تخیل و آفرینش وی زیاد شده است زندگی درونی وی عمیق و غنی است واکنشهای عاطفی او پایدارند روابط وی با دیگران اگر متعدد نیست، عمیق اند. به اندازه کافی نسبت به طبیعت و ماهیت خود هشیار است.

رورشاخ مرتبط ساختن پاسخهای رنگی و زندگی عاطفی را مدیون فرانک هاوزر است که همکار وی در بیمارستان والدو بود. فرانک هاوزر نخستین کسی بود که بین رنگها و عواطف یک نظام مشابهت ابداع کرده بود. رورشاخ بر اساس این نظام رنگ قرمز را به برافروختگی و رنگ آبی را به خود داری مرتبط می سازد. برون نگر فردی است که نسبت به رنگ حساس و دارای هوش باز پدید آورنده است، سازش پذیرتر است. ماهرتراست، بیشتر عمل میکند، واکنشهای عاطفی او متغیرند و روابط او با دیگران سطحی است.

درون نگری آفریننده و برون نگری باز پدید آورنده بر خلاف ریخت شناسی یونگ دو نوع سرشت متفوات نیستند، بلکه به منزله دو کنش روانی اند که در درجات مختلف بسط و تمرکز، همزیستی دارند. ریخت طنین باطنی یا توازن که با تست رورشاخ تعیین می کند.رورشاخ می گوید که درون نگری بنیاد فرهنگ و برن نگری بنیاد تمدن را تشکیل می دهند. میتان قرابتی نیز بین نظر رورشاخ و خوی شناسی هیمانس و ویرسما برقرار ساخت. برون نگر بلا فاصله از خود واکنش نشان می دهد، طنین باطنی وی نخستین(سرراست واکنش) است، در حالی کهاین طنی در درون نگر، ثانوی (پیچیده واکنش )است.

در سال 1918 رور شاخ لوح های خود را تهیه می بیندو آنها را در مورد بیماران بیمارستان هریسو بکار می بندد. بین آنها 15 لوح لوح را که پاره ای سیاه و پاره ای قرمز و سیاه هستندو پاره ای به رنگ های مختلف انتخاب می کند مشکلات چاپ تعداد لوح ها به ده تقلیل می دهددر 1919 رورشاخ کاربرد تست خود را دنبال می کندو به پرداخت نظریه خود می پردازد. کتاب وی تحت عنوان «روان تشخیص گری » که در1920 آماده است زودتر از 1921 به زیور طبع آراسته نمی گردد.

در طول این مدت رورشاخ از داشتن لوح ها محروم است ولی یکی از پیروان خود را در تهیه یک مجموعه موازی کمک می کند. چاپ لکه های اصلی با صانحه ناگواری روبه رو می شود، قطع آنها تقلیل یافته است ، رنگها عوض شده اند، قسمتهای سیاه فاقد شکل ورنگ باخته اندو به سایه های خاکستری روشن وتیره تبدیل شده اند. نبوغ رورشاخ از این سانحه پیروزی جدید کسب می کند، وی فوراً حدس می زند که پاسخهای سایه روشن یک بعد تکمیلی بر تعبیر خواهند افزود.

وی این نکته را طی گزارشی که در فوریه 1922 به جمعیت سوئیسی روان تحلیل گری تسلیم کرده، خاطر نشان ساخته است در این زمان رور شاخ در زمینه تجدید نظر درباره تست خود دو وسعت بخشیدن به نظریه خویش فعالیت می کردکه ناگاه کوشش های او با خشونت مرگ در هم شکست. انتشار کتاب رورشاخ با شکستی کامل روبه رو شد، همان طور که کتاب «تعبیر خواب » فروید با شکست مواجه گردیده بود.

بی اعتنایی و دشمنانگی، مستقبلین این دو کتاب بودند. تنها هسته کوچکی از وفاداران نسبت به رورشاخ کاربرد تست او را در سوئیس ادامه دادند و شاگردانی چند پروردند. این تست ده سال پس از مرگ مخترع آن راه اشاعه را در پیش گرفت. یک متخصص سوئیسی به نام بیندر پاسخهای تیره –روشن را به فهرست پاسخ ها افزود. بک آن را به کشورهای متحده آمریکا شناسانید. انتشار نشریه «مبادله پژوهشی نتایج رورشاخ » که بعدها نام مجله روشهای فرافکنی به آن داده شد در سال 1936 آغاز گردید.

کلاپفر به تأسیس مؤسسه رورشاخ در نیویورک در سال 1939 پرداخت و در رأس مکتب آمریکایی تست رورشاخ قرارگرفت، مکتبی که نحوه تفسیر تست رورشاخ را دگرگون کرد. تست رورشاخ پس از جنگ جهانی دوم در فرانسه نیز رواج یافت و امبرودان وکانیوه برای تفسیر آن نمادها و اصطلاحات سوئیسی و نظام نمادها و اصطلاحات نو آوران آمریکایی است.

در سوئیس متخصص معروف و جهانی تست رورشاخ خانم لوزلی اوستری استاد دانشگاه ژنو در تکمیل و ترویج این تست سهم مهمی دارد. تست رورشاخ معرف ترین تست فرافکتی جهان است و تاکنون بیش از هزار اثر تحقیقی در مورد این تست در دنیا انتشار یافته است.

 

منبع: کتاب ساخت، پدیدائی و تحول شخصیت مولفان: می لی و ربرتو مترجم: دکتر محمود منصور

 


 

مطلب مفید

موسیقی درمانی در روانشناسی و نقش آن در تسهیل ارتباطات

موسیقی درمانی در روانشناسی و نقش آن در تسهیل ارتباطات

موسیقی درمانی به شیوه ای خاص از موسیقی استفاده می کند تا توانایی ارتباط و ابراز را با نواختن ساز، آواز...

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

اهداف موسیقی درمانی در روانشناسی

از جمله اهداف موسیقی درمانی اثرات هیجانی آن است.

نقش موسیقی درمانی در روانشناسی

نقش موسیقی درمانی در روانشناسی

موسیقی به ما امکان می دهد حالتهای روزمره هوشیاری خود را به تعالی برسانیم، به قلمرو دوردست حافظه خود سفر کرده...

Go to top
زوم تک
سه شنبه 30 آبان 1396.
امروز