مشخصات این پایان نامه:
موضوع پایان نامه: مقایسه میزان افسردگی و اضطراب در بین معلمان زن زن مدارس استثنایی و عادی در شهر کرج
اضطراب و افسردگی دو وضعیت خاص روانی هستند كه بر چگونگی نگرش ما نسبت به دنیای اطراف تأثیر می‌گذارند. اگرچه بروز این حالت‌های روانی گاهی اوقات در زندگی انسان امر عادی و طبیعی هستند اما اگر استمرار پیدا كرده و دائمی شوند، توان لذت بردن از زندگی را از انسان سلب می‌كنند.
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
پیوست و پرسشنامه: دارد
فهرست مطالب: دارد
تعداد صفحه: 135
نوع فایل: word کد Psy282
برای دانلود فایل کامل این پایان نامه به ادامه مطلب بروید...

بخش هایی از فصل پنجم این پایان نامه:

مقدمه :

اضطراب و افسردگی دو وضعیت خاص روانی هستند كه بر چگونگی نگرش ما نسبت به دنیای اطراف تأثیر می‌گذارند. اگرچه بروز این حالت‌های روانی گاهی اوقات در زندگی انسان امر عادی و طبیعی هستند اما اگر استمرار پیدا كرده و دائمی شوند، توان لذت بردن از زندگی را از انسان سلب می‌كنند. افسردگی از پیامدهای اصلی ناكامی در روابط، امور مالی و سلامتی است.

آمارها نشان می‌دهد كه بیش از 120 میلیون نفر در جهان به افسردگی مبتلا هستند. بیماری افسردگی قابل درمان است و کسانی که دچار آن هستند کاملا" بهبود خواهند یافت. این بیماری اغلب پس از دست دادن عزیزی، شغلی، موقعیتی یا سایر بحران های زندگی که ضربه روحی شدیدی به فرد وارد آمده باشد بروز می-کند.

علائم این بیماری عبارتند از: غمگین یا تحریک پذیر بودن، احساس تأسف به حال خود، بی حالی، کسلی، احساس درماندگی که زندگی فرد را مشکل می سازد. اضطراب عبارت است از یک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پریشانی فکر و گاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی می شود.

در فرآیند اضطراب بر خلاف ترس طبیعی، یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمی دچار احساس خطر می شود و هر گاه ذهن در اثر تنش های روانی و استرس های عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی مکرراً برایمان رخ می دهد از روال عادی خارج شود و حساسیت بیش از حد به رخداد های آتی و احتمالی پیدا کند دچار اضطراب می-شویم.

بهترین راه کمک به این گونه افراد نشان دادن علاقه و توجه به آن هاست، آن ها را درک کنیم و به حرف هایشان گوش دهیم تا از مسائل و احساسات آن ها مطلع شویم، با آن ها همدلی و هم فکری کنیم تا احساس تنهایی نکنند و به مرور به زندگی عادی و طبیعی خود باز گردند.

5-2 یافته های پژوهش

5-2-1 نتایج آمار توصیفی

در این پژوهش تعداد 200 معلم انتخاب شدند که از این تعداد 56 نفر معلمان زن مدارس استثنایی و 144 نفر معلمان زن مدارس عادی بودند. میانگین کل نمرات افسردگی معلمان زن 16.60و انحراف استاندارد آن 8.97 به دست آمد. میانگین مؤلفه هوشیاری نسبت به خود کل معلمان زن 46/12 و انحراف استاندارد آن 67/2 به دست آمد. میانگین مؤلفه نیروی من کل معلمان زن 04/7 و انحراف استاندارد آن 04/1 به دست آمد.

میانگین مؤلفه گرایش به پارانویا معلمان زن 41/4 و انحراف استاندارد آن 74/0 به دست آمد. میانگین مؤلفه گرایش به احساس گناه معلمان زن 39/6 و انحراف استاندارد آن 96/0 به دست آمد. میانگین مؤلفه تنش ارگی كل معلمان زن 79/8 و انحراف استاندارد آن 47/1 به دست آمد. میانگین کل نمرات افسردگی معلمان زن 60/16 و انحراف استاندارد آن 97/8 به دست آمد.

5-2-2 نتایج آمار استنباطی نتایج بررسی فرضیه ها را می توان به صورت خلاصه به شرح زیر نوشت:

- بین میزان افسردگی معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه افسردگی معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

- بین میزان اضطراب معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

- بین افسردگی و اضطراب رابطه معنی داری وجود دارد. یعنی با افزایش اضطراب، افسردگی معلمان زن عادی نیز افزایش یافته است.

- بین افسردگی و اضطراب معلمان زن مداری استثنایی رابطه معنی داری وجود. یعنی با افزایش اضطراب، افسردگی معلمان زن استثنایی نیز افزایش یافته است.

- بین میزان هوشیاری نسبت به خود معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد.

- بین میزان نیروی من معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد بطوری كه نیروی من معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

- بین میزان گرایش به پارانویایی معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد.

- بین میزان گرایش به احساس گناه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه گرایش به احساس گناه معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

- بین میزان تنش ارگی معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه تنش ارگی معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

5-3 بحث و نتیجه گیری

فرضیه های در نظر گرفته شده برای این مطالعه توسط نرم افزار مورد تحلیل استنباطی قرار گرفتند که نتایج به شرح زیر است:

فرضیه اول- نتایج بررسی فرضیه اول پژوهش نشان داد که:

مقدار t برای مقایسه دو گروه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی 023/5 به دست آمد که این مقدار با درجه آزادی 198 در سطح (0.000>p) معنی دار می باشد. بر این اساس می توان بیان نمود که این فرضیه تحقیق تأیید شده است.

به عبارت دیگر بین میزان افسردگی معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه افسردگی معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل این فرضیه با نتایج به دست آمده از پژوهش آیلار وفایی (1377) که بیانگر استرس شغلی زیاد در بین معلمان زن است، هم خوانی دارد. فرضیه دوم- مقدار t به دست آمده از تحلیل فرضیه دوم برای مقایسه دو گروه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی 82/2 بدست آمد که این مقدار با درجه آزادی 198 در سطح (0.005>p) معنی دار می باشد.

بر این اساس می توان بیان نمود که این فرضیه تحقیق تأیید شده است. به عبارت دیگر بین میزان اضطراب معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است. در تحقیقی که توسط زونگ در کشور کره در سال 1996 انجام شد نیز وضعیت سلامت روان معلمان زن سنجیده شد. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که یکی از مشکلات بین فردی در معلمان زن اضطراب آن-هاست.

در واقع می توان این طور نتیجه گرفت که شرایط محیط شغلی معلمان زن بر روی ابتلای آن ها به اضطراب تأثیرگذار است.

فرضیه سوم- مقدار ضریب همبستگی بین نمرات افسردگی و اضطراب معلمان زن عادی در فرضیه سوم پژوهش عدد 581/0 بدست آمد که این مقدار با درجه آزادی 124 در سطح (000/0p<) معنی-دار می باشد. بر این اساس می توان گفت که فرضیه ی سوم تحقیق تأیید شده است. به عبارت دیگر بین افسردگی و اضطراب رابطه معنی داری وجود دارد.

با توجه به علامت ضریب همبستگی در می یابیم که همبستگی بین این دو متغییر مستقیم است. یعنی با افزایش اضطراب، افسردگی معلمان زن عادی نیز افزایش یافته است. و می توان بیان کرد که با نتایج پژوهشی که توسط احمدی و فروتن در سال 1378 انجام شده است، همسو است.

فرضیه چهارم- یافته های بدست آمده از تجزیه و تحلیل فرضیه چهارم پژوهش حاکی از آن است که مقدار ضریب همبستگی بین نمرات افسردگی و اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی 517/0 به دست آمد که این مقدار با درجه آزادی 74 در سطح ( 000/0p<) معنی دار می باشد.

بر این اساس می توان گفت که سؤال چهارم تحقیق تأیید شده است. به عبارت دیگر بین افسردگی و اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی رابطه معنی داری وجود دارد. با توجه به علامت ضریب همبستگی در می یابیم که همبستگی بین این دو متغییر مستقیم است. یعنی با افزایش اضطراب، افسردگی معلمان زن استثنایی نیز افزایش یافته است.

همچنین در پژوهش سعیده شکوهی (1386) نیز ثابت شد که میزان افسردگی و اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی با یکدیگر رابطه ی مستقیم دارند. در نتیجه، نتایج این پژوهش با نتایج به دست آمده از سوال چهارم پژوهش حاضر هم سو است.

فرضیه پنجم- در تحلیل فرضیه پنجم، مقدار t برای مقایسه دو گروه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی 245/0 به دست آمد که این مقدار با درجه آزادی 198 در سطح (0.806p>) معنی دار نمی باشد. بر این اساس می توان بیان نمود که این فرضیه تحقیق تأیید نشده است. به عبارت دیگر بین میزان هوشیاری نسبت به خود معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد.

در پژوهش مونا امیری (1389) ابزار پژوهش استفاده شده برای سنجش میزان اضطراب معلمان زن، آزمون اضطراب کتل بوده است. در مورد عامل هوشیاری نسبت به خود وی این طور اظهار کرد که افراد مضطرب در تبیین رویدادهای ناخوشایند یکسان عمل می کنند و معلمان زن در ضوابط اجتماعی شان هوشیاری نسبت به خود دارند و این مسئله که در چه مدرسه ای در حال تدریس هستند باعث ایجاد تفاوت در بین آن ها نمی شود.

در مورد این سوال نتایج هر دو پژوهش یکسان است. فرضیه ششم- مقدار t برای مقایسه دو گروه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی مطابق با فرضیه ششم پژوهش، 96/4 به دست آمد که این مقدار با درجه آزادی 198 در سطح (0.000>p) معنی دار می باشد.

بر این اساس می توان بیان نمود که این فرضیه تحقیق تأیید شده است. به عبارت دیگر بین میزان نیروی من معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری كه نیروی من معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است. عامل نیروی من که یکی از مهارت های کنترل اضطراب است در پژوهش مهربانی و یوسفی (1385) نیز مورد توجه قرار گرفته است.

نتایج این تحقیق نشان داد که معلمان زنی که از شرایط محیطی محل کارشان دچار فرسودگی شغلی می شوند از نظر عامل نیروی من در وضعیت نامطلوبی قرار دارند و در واقع یکی از نتایج این تحقیق بیانگر این مطلب است که این عامل ارتباط مستقیمی با محل کار معلمان زن دارد. می توان این طور نتیجه گرفت که این دو پژوهش در این مورد با یکدیگر همسو نیستند.

فرضیه هفتم- نتایج بررسی فرضیه هفتم نشان داد که مقدار t برای مقایسه دو گروه معلمان زن مدارس عادی و مدارس كودكان استثنایی 376/0 به دست آمد که این مقدار با درجه آزادی 198 در سطح (0.714p>) معنی دار نمی باشد. بر این اساس می توان بیان نمود که این فرضیه تحقیق تأیید نشده است. به عبارت دیگر بین میزان گرایش به پارانویا معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس كودكان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد.

یکی از موارد مهم در افرادی با گرایش به پارانویا این است که فرد احساس تهدید مالی از محیط دارد. در پژوهشی که توسط ارشادی در سال 1384 انجام گرفت نتایج نشان داد یکی از مشکلاتی که بر فرسودگی شغلی معلمان زن می افزاید مشکلات مالی آن هاست. وی در پژوهش خود این طور اظهار می دارد که معلمان زنی که احساس امنیت مالی در آن ها به وجود نمی آید مستعد ابتلا به اضطراب، فرسودگی شغلی، افسردگی و ... هستند و این مسئله ارتباطی با نوع مدرسه محل تدریس (عادی بودن یا استثنایی بودن) آن ها ندارد.

در واقع نتایج برگرفته از این پژوهش با نتایج به دست آمده از تحلیل سوال هفتم این پژوهش هم خوانی دارد.

کاربرد این مطلب:

نقد پایان نامه، آموزش روش تحقیق، منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی