مشخصات این پایان نامه:
 
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
پیوست و پرسشنامه: دارد
فهرست مطالب: دارد
کاربرد این مطلب: نقد پایان نامه، آموزش روش تحقیق، منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی
تعداد صفحه: 171
نوع فایل: word کد Psy096
برای دانلود فایل کامل این پایان نامه به ادامه مطلب بروید...

بخش هایی از فصل پنجم این پایان نامه:

این فصل در دو بخش تنظیم شده است که به تفصیل به آن ها پرداخته می شود. در بخش اول یافته-های به دست آمده مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. در بخش دوم به محدودیت های پژوهش اشاره خواهد شد و در نهایت پیشنهادهایی برای علاقه مندان به پژوهش در این زمینه ارائه می شود.

5-1 بررسی فرضیه های پژوهشی

5-1-1 بررسی فرضیه ی 1 هوش هیجانی، سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیش بینی می کند. نتایج پژوهش حاکی از این مطلب بود که هوش هیجانی سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیش بینی می کند. به این ترتیب که افرادی که هوش هیجانی بالاتری داشتند، از سلامت روان بالاتری نیز برخوردار بودند. این نتایج با نتایج به دست آمده در پزوهش های احمدی رق آبادی (1383)، محرابیان (2000)، فرزانه (1388)، امینی و همکاران(1378) و خسروی کبیر و همکاران (1386) همخوانی دارد.

همچنین نتایج به دست آمده در این فرضیه با پژوهش های خارجی انجام شده در این زمینه از جمله انجل برگ و اسجوبرگ (2004) و سیاروچی و همكاران (2002) همسو می باشد. در حالی كه ضریب هوش IQ در طول عمر تقریباً ثابت است ولی هوش هیجانی را می توان یاد گرفت و آن را تقویت كرد. دانیل گلمن معتقد است سازمان ها می توانند هوش هیجانی را تمرین و آموزش دهند همچنین مدارس. بسیاری از روان شناسان معتقدند دیدگاه گلمن به مرور زمان زمینه ساز رشد راهكارهای مربوط به مهارتهای هوش هیجانی است در حالی كه تعدادی از روان شناسان این نظریه را تأیید نكردند. تعدادی از تئوری ها می گویند هوش هیجانی تعریف شده را می‌توان یاد داد. در حالی كه بعضی معتقدند مهارتهای فنی و شناختی موجب تربیت افراد و آمادگی آنان برای زندگی بهتر است و كمك می‌كند كه در زندگی خود نیاز موافق كامیابی از دیگران باشد.

ادوارد گوردون (2000) معتقد است: هوش هیجانی بستگی زیادی به شخصیت و خلق و خوی افراد دارد خیلی قابل تغییر نیست و میزان سواد و مهارتهای تحلیلی افراد به مهارتهای هیجانی متفاوت است. اما بهترین روش افزایش سلامت روانی غالباً شناختی هستند. در این فرضیه می توان به این نتیجه دست یافت كه هر چه افراد از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند، سلامت روانی مناسبی نیز دارند و شاید نشانه های مرضی جسمانی كمتری (افسردگی، اضطراب، ناامیدی، بی خوابی، ... ) آنها را تهدید كند. یکی دیگر از تحقیقاتی كه در این زمینه صورت گرفته و می توان به ان اشاره نمود، پژوهش كافتسیوس (2003) است.

در این پژوهش جهت بررسی قابلیت های هوش هیجانی و دلبستگی در مسیر زندگی آزمون هایی را بر روی 239 بزرگسال بین سنین 19 تا 66 ساله انجام شد. در این مطالعه رابطه بین ادراك و تشخیص دلبستگی و هوش اجتماعی و مهارت اجتماعی به آزمون گذشته شده است. از قبیل مجموعه توانایی های مدیریت، ادراك، مهارت اجتماعی، تسهیل درك و فهم هیجانات. پس از تحلیل نتایج مشخص شد كه هوش هیجانی پیش بینی کننده همه ی مؤلفه های سلامت روان است. با توجه به نتایج این پژوهش فردی كه از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد، از سلامت روان برخوردار است و سلامت روانی مناسبی دارد.

به طور خلاصه می توان گفت بین سلامت روان و جسم رابطه وجود دارد. همین طور بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه وجود دارد. وقتی هوش هیجانی بالا باشد فرد توانایی بالایی در حل مسائل و مشکلات اجتماعی خواهد داشت، به این ترتیب فرد سلامت روان بالاتری نیز خواهد داشت. اگر هوش هیجانی بالا باشد و توانایی حل مسئله اجتماعی وجود داشته باشد افراد موفق می شوند تا آسیب پذیری روانی اجتماعی را كاهش دهند. به عبارت دیگر هوش هیجانی در افزایش میزان توانایی حل مسئله اجتماعی و سلامت روانی می تواند موثر باشد.

در سطح تجربی هر دو این ساختار به هم ارتباط داشته و در بهبود و یا در بیماریهای جسم و روان موثر است. مدیریت هیجان ها این مهم است كه بتوانیم تشخیص بدهیم كه پشت احساس ها چه عقایدی وجود دارد چرا كه عقاید بر توانایی یك عمل تأثیر می گذارد. ممكن است كه افراد بر اساس نگرش ها خود پیغام‌های منفی دریافت كنند، بنابراین متغیر سلامت روانی و می تواند مهم باشد همین طور شیوه برخورد با عصبانیت، ترس، اضطراب و غمگینی از اهمیت خاصی برخوردار است. مهم ترین ویژگی دیگر این شاخص تسهیل هیجانی است.

تسهیل هیجانی شامل توسعه‌ی عواطف جهت تسهیل در امر تصمیم گیری، روند حل مسئله و خلاقیت است. در این شاخه هیجان به عنوان ضایع اطلاعاتی و انگیزشی وارد نظام شناختی شده و آن را تحت تأثیر قرار می دهد بدین ترتیب افراد می توانند از حالات هیجانی و اثرات آن جهت رسیدن اهداف مطلوب استفاده كنند. برای مثال خلق شاد و احتمال وقوع نتایج مثبت را دست یافتنی می كند در حالی كه خلق منفی را واقعی تر نشان می دهد. بنابراین هیجانات چهارچوب ذهنی متفاوت و سبك گوناگونی برای پردازش اطلاعات ایجاد می كند مثلاً خلق شاد چهارچوب ذهنی ایجاد می كند كه برای فعالیت های خلاق همراه با ایجاد ارتباط جدید بین عوامل مختلف مفید است، در حالی كه خلق غمگین چهارچوب ذهنی ایجاد می كند كه در آن مسایل با توجه به عمق جزئیات به شكل كندتری حل می كند.

5-1-2 بررسی فرضیه ی 2 حمایت اجتماعی، سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیش بینی می کند. به منظور آزمون فرضیه ی فوق از تحلیل رگرسیون استاندارد استفاده گردید، نتایج نشان داد که حمایت اجتماعب به صورت معناداری سلامت روان را در کل گروه پژوهش پیش بینی می کند. این نتیجه با نتایج به دست آمده در پژوهش های باقری(1387)، علی پور و همکاران (1387)، حاجبی و فریدنیا (1388) و میرسمیعی و ابراهیمی قوام (1387) همسو می باشد. همچنین با پژوهش های خارجی انجام شده در این زمینه از جمله پژوهش بندورا (1997) و سیوکاچنگ و استفان (2000) نیز هماهنگ می باشد.

در توجیه این نتایج می توان گفت روابط اجتماعی تقریبا در همه حال می توانند به عنوان سپری در برابر حوادث و رویدادهای فشارآور عمل کند و شخص را در مقابل حوادث فشارآور مصون بدارد و فقدان آن می تواند برای شخص اضطراب آور باشد. و مشکلاتی را سبب شود. بنابراین حمایت اجتماعی در تقویت سلامت روانی و جسمانی نقش مستقیمی دارد، زیرا حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی مهمی را دربرمی گیرد و انزوا را کاهش می دهد. فرد احساس عزت نفس و ارزشمندی می-کند. همچنین وجود سیستم حمایتی از تأثیرات استرس زا می کاهد. در جهان کنونی هر فرد در زندگی روزمره به شکلی استرس را تجربه می کند. و به ناچار سعی می کند با اتخاذ شیوه ای منحصر به فرد به آن عوامل پاسخگو باشد.

اکثر مطالعات به اثرات سودمند حمایت اجتماعی بر روی سلامت و احساس خوب بودن افراد تمرکز می کند به گونه ای که حمایت اجتماعی اثرات محافظتی در مقابل استرس دارد و عوارض ناشی از یک تجربه ی ناخوشایند را به حداقل می-رساند. حمایت اجتماعی به انواع مختلفی تعریف شده است، زیرا زمینه های متفاوت و ابزارهای مختلفی برای ارزیابی آن به وجود آمده است. به عنوان مثال کاسل (1976) حمایت اجتماعی را به عنوان یک همبستگی اجتماعی تعریف می کند. و کوب (1976) حمایت اجتماعی را به عنوان یک عامل محافظت کننده در مقابل استرس بیان می کند، به طوری که اثر قابل توجهی بر روی سلامت و عملکرد اجتماعی دارد. وی بیان می کند که حمایت اجتماعی باعث می شود فرد احساس کند که مورد علاقه است، از وی مراقبت می شود، ارزش و احترام دارد و متعلق به یک شبکه ی ارتباطات است.

همچنین نتایج پزوهش نشان داد که حمایت اجتماعی می تواند خرده مقیاس های سلامت روان را پیش بینی کند. چو و همکاران (2001) در مطالعه ی خود اثر وقایع استرس زای زندگی را بر روی ایجاد افسردگی در هنگ هنگ بررسی کردند. آنان دریافتند که افزایش حمایت اجتماعی اثر وقایع استرس زای زندگی را در ایجاد افسردگی کاهش می دهد. پولموتر و هال (1992)، معتقدند افراد مسنی که قادر باشند شبکه های اجتماعی شان در طول دوره ی زندگی حفظ کنند، احساسی از کنترل زندگی و اعتماد به نفس در آنان شکل می گیرد به نحوی که آن ها قادرند مشاجرات اجتماعی، تنهایی یا جدایی از دوستان و بستگان را تحمل کنند. در یک مطالعه نشان داده شد این شکل از اطمینان خاطر می توانست سطوح حمایت اجتماعی افراد مسن را در سنین بعد پیش بینی نماید، در حالی که برای فقدان آن اطمینان، افسردگی پیش بینی می شد.

کاربرد این مطلب:

نقد پایان نامه، آموزش روش تحقیق، منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی