مشخصات این پایان نامه:
 
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
پیوست و پرسشنامه: دارد
فهرست مطالب: دارد
کاربرد این مطلب: نقد پایان نامه، آموزش روش تحقیق، منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی
تعداد صفحه: 108
نوع فایل: word کد Psy062
برای دانلود فایل کامل این پایان نامه به ادامه مطلب بروید...

بخش هایی از فصل پنجم این پایان نامه:

مقدمه

در این فصل پس از بیا ن خلاصه ای از تحقیق سعی می گردد یافته های حاصل از آزمون فرضیه تحقیق مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و سرانجام پیشنهادات مرتبط با این یافته ها بیان گردد.

5-2- بحث ونتیجه گیری

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی در افزایش سازگاری اجتماعی دختران دبیرستانی صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی نتوانسته است سازگاری اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل بطور معناداری افزایش دهد (P>0/05). نتایج پژوهش حاضر همسو با نتایج پژوهش زرگری نژاد (1389) می باشد. زرگری نژاد در پژوهش خود تاثیر آموزش مهارتهای ارتباطی و حل مسئله بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهر اصفهان را ارزیابی کرد. نتایج پژوهش وی نشان داد بین گروه آموزشی مهارت ارتباطی دختران و پسران در سازگاری كلی و اجتماعی تفاوت معنا دار وجود داشته (P<0/05)، بطوریكه این آموزش روی پسران بطور معناداری موثرتر از دختران بوده است در حالیکه آموزش مهارت حل مساله برای افزایش سازگاری كلی ، آموزشی و اجتماعی دختران موثرتر از آموزش مهارت ارتباطی است .

بنابراین این احتمال می رود که ترکیب آموزش مهارت های ارتباطی با مهارت حل مسئله تاثیر بیشتری نسبت به اجرای آموزش مهارت های ارتباطی بطور جداگانه دارد. همچنین نتایج هر دو پژوهش نشان می دهد که جنسیت می تواند عاملی تاثیرگذار در اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی داشته باشد. شیرازی (1387) معتقد است که زنان از مهارت های ارتباطی بالاتری نسبت به مردان برخوردارند، بنابراین آموزش مهارت های ارتباطی برای پسران می تواند تاثیر بیشتری نسبت به دختران داشته باشد. در مقابل نتایج پژوهش ابوالمعالی، مجتبایی و رحیمی (به نقل از احمدی، حاتمی،حمیدرضا؛احدی، و اسد زاده؛ 1392) نشان داد که مردان در حل مساله از جهت گیری مثبت تر و میانگین بالاتری نسبت به زنان برخوردارند. احمدی، حاتمی و اسدزاده (1391) نیز در تحقیق شان به این نتیجه رسیدند كه تفاوت معنی داری بین میانگین سازگاری اجتماعی گروه آزمایش و كنترل وجود دارد.

این تفاوت در نتایج را می توان به تفاوت جنسیتی نمونه ها (تحقیق اخیر در بین پسران دبیرستانی انجام شد)، متفاوت بودن شرایط فرهنگی و معیارهای درنظرگرفته برای ناسازگاری اجتماعی، متفاوت بودن شیوه نمونه گیری و مهارت محقق در اجرای آموزش مهارت های ارتباطی نسبت داد. همچنین نتایج این پژوهش مغایر با نتایج پژوهش هاشمیان، شفیع آبادی و سودانی (1387) می باشد.

نتایج پژوهش محققین اخیر نشان داد که آموزش مهارت کنترل خشم باعث افزایش سازگاری فردی و اجتماعی دختران دبیرستانی می شود. این تفاوت را می توان به گستردگی آموزش مهارت کنترل خشم در پژوهش اخیر که علاوه بر آموزش مهارت های ارتباطی، بازسازی شناختی دختران دبیرستانی را شامل می -شد، نسبت داد. لذا آموزش مهارت های ارتباطی بدون تغییر نگرش و ساختار شناختی نوجوان نسبت به رفتارهایش ممکن است کارایی لازم را نداشته باشد. احدی، میرزایی، نریمانی و ابوالقاسمی (1388) نیز تاثیر آموزش حل مسئله اجتماعی را بر سازگاری اجتماعی دختران کمرو دوره راهنمایی مورد بررسی قرار دادند که نتایج پژوهش آن ها نشان داد که آموزش حل مسئله اجتماعی باعث افزایش سازگاری اجتماعی دختران کمرو می شود.

همچنین پژوهش فورنریس و همکارانش (2007به نقل از زرگری نژاد،1389) در مورد دانش آموزان نشان داد که آموزش مهارتهای ارتباطی از جمله مهارت حل مساله و ارتباطات موثر توانایی های فرد را برای حل مشکل و استفاده موثر از حمایت های اجتماعی آنها افزایش می دهد و به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارتهای ارتباطی قدرت سازگاری با استرس را افزایش می دهد. نتایج هر دو پژوهش فوق مغایر با نتایج پژوهش حاضر است متفاوت بودن شیوه نمونه گیری و استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، استفاده از نمونه ای با حجم بالا (که باعث کاهش خطای نوع دوم می شود)، متفاوت بودن نمونه ها، استفاده از شاخص های دقیق در تعریف متغیر وابسته (سازگاری اجتماعی) و استفاده از روش حل مسئله که آموزش های جامع تری را نسبت به مهارت های ارتباطی دربردارد، می تواند از جمله دلایل متفاوت بودن نتایج این دو پژوهش باشد.

همچنین اجرای دوره آموزشی مهارت های ارتباطی بصورت فشرده می تواند کارایی برنامه را کاهش دهد. اسپنس و برچمن (2000؛ به نقل از گرگور و موریس،2009) بیان می دارند کسانی که ناسازگاری اجتماعی دارند، از دوران کودکی کمبود این مهارت ها را داشته اند بنابراین مشکل کمبود مهارتی که از کودکی وجود دارد، نیازمند اجرای دوره های بلندمدت تر آموزش مهارت های ارتباطی می باشد. همچنین مشخص نبودن معیار مسئولین مدرسه برای ناسازگار بودن نوجوانان ارجاع داده شده می تواند در اثربخش نبودن مهارت های ارتباطی روی ناسازگاری دختران دبیرستانی موثر باشد.

بعضی از مسئولین و معلمین مدارس ممکن است، عملکرد ضعیف درسی و یا رفتارهای شیطنت آمیز و یا جسورانه نوجوانان را بعنوان ناسازگاری اجتماعی در نظر بگیرند. پژوهشگر حاضر بنابر محدودیت های موجود در اجرای پژوهش (مانند محدودیت های اداری و آموزشگاهی) در کنترل متغیرهای مداخله گر یعنی شرایط خانوادگی، وضعیت فرهنگی و اقتصادی ، وضعیت هوشی، و عوامل روحی و روانی با مشکلات و محدودیت هایی مواجه بوده که می تواند سبب کاهش کارایی متغیر مستقل شود. از طرفی دیگر رویدادهای همزمان با اجرای تحقیق مانند رفتارهای مخرب احتمالی مسئولین مدرسه و یا والدین و یا نگرش منفی آن ها نسبت به برگزاری این دوره ها در حین اجرای دوره آموزش مهارت های ارتباطی می تواند اثربخشی متغیر مستقل را کاهش دهد.

همچنانکه نتایج پژوهش های آذین و موسوی (1390) نشان داد که بین عملكرد دبیران، امكانات آموزشگاه و سبك مدیریت با سازگاری اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. نوابی نژاد (1380) نیز معتقد است که نوجوانان ناسازگار متعلق به خانواده هایی هستند که الگوی رفتار غلط، نظام ارزشی نادرست و ناهمگن و عملکردهای نامناسب از ویژگی های آنها است، تنش ها و فشارهای درونی این خانواده ها خود محیط اجتماعی نامطلوبی را ایجاد می کنند که ارضای نیازهای نوجوانان را در جمع خانوادگی دشوار می سازند و آنان را بر می انگیزد تا برای ارضای نیازهای خود مکان ها و موقعیت های دیگر را جست و جو کنند.لذا ناسازگاری نوجوانان را در محیط هایی مانند مدرسه کاهش می دهد. 5-2-1.شاخص مهارت های اجتماعی نتایج تحلیل کوواریانس جدول 4-3 نشان می دهد آموزش مهارت های ارتباطی تاثیر معناداری روی خرده مقیاس مهارت های اجتماعی دختران دبیرستانی ندارد (P>0/05). اگرچه به سطح معناداری نزدیک است (P=0/08).

نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش احمدی، حاتمی و اسدزاده (1391) همخوانی ندارد. در پژوهش محققین اخیرآموزش مهارت های ارتباطی بطور معناداری نمره مهارت های اجتماعی پسران دبیرستانی را افزایش داده است. این ناهمخوانی می تواند ناشی از تفاوت جنسیتی، بالاتر بودن حجم نمونه و کنترل بیشتر متغیرهای مداخله گر باشد. نتایج این پژوهش همچنین مغایر با نتایج پژوهش احدی، میرزایی، نریمانی و ابوالقاسمی (1388) است. نتایج پژوهش آن ها نشان داد آموزش حل مسئله، میانگین خرده مقیاس مهارت اجتماعی در گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل بطور معناداری افزایش می دهد. این تفاوت در نتایج را می توان به متفاوت بودن متغیر مستقل و متفاوت بودن جامعه پژوهشی نسبت داد.

کارتلج و میلبرن (1985؛ به نقل از به پژوه، سلیمانی، افروز و لواسانی، 1389) معتقدند که خانواده و نهادهای اجتماعی مهمترین نقش را در اجتماعی شدن نوجوانان بر عهده دارند. لذا درگیر کردن والدین و مسئولین مدرسه در آموزش مهارت های ارتباطی به دانش آموزان می تواند تاثیرگذاری بیشتری روی دانش آموزان داشته باشد. پژوهش ها نشان می دهد كه حمایت اجتماعی با سازگاری اجتماعی رابطه مستقیم دارد (لمبرت ، 2006؛ به نقل از احمدی، حاتمی و اسدزاده، 1391).

5-2-2.شاخص گرایش ضداجتماعی

مطابق با جدول 4-3 آموزش مهارت های ارتباطی تاثیر معناداری روی خرده مقیاس گرایش ضداجتماعی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل دارد (P<0/05). در واقع آموزش مهارت های ارتباطی موجب کاهش گرایش های ضداجتماعی دختران ناسازگار دبیرستانی شده است.

یافته های فوق همسو با پژوهش احمدی، حاتمی و اسدزاده، (1391)، احدی، میرزایی، نریمانی و ابوالقاسمی (1388)، به پژوه، سلیمانی، افروز و لواسانی (1389)، هاشمیان، شفیع آبادی و سودانی (1387) دارد. سیپورد و سیواک (1980؛ به نقل از عطاری، شهنی ییلاق، کوچکی و بشلیده، 1384 ) در مركز بهداشت روان در فیلادلفیا چنین مطرح كرده اند كه بسیاری از مشكلات مربوط به ناسازگاری رفتاری كه كودكان با آن روبرو هستند احتمالاً تا حدودی نتیجه كمبود مهارتهای شناختی- اجتماعی و ارتباطی در حل مسائل بین اشخاص است.

به این معنا كه كودكان پرخاشگر یا تكانشی یا كودكانی كه از دیگران ترس بسیار دارند ممكن است مهارتهای اساسی ادراك دیگران، كنار آمدن با روابط بین اشخاص را نداشته باشند. در حقیقت ، آموزش مهارتهای نحوه برقراری ارتباط با دیگران از طریق ایفای نقش های مختلف و تقویت نقش های سازنده و مثبت انجام می پذیرد. در نتیجه می تواند از گرایش های ضداجتماعی نوجوانان بکاهد.

5-2-3.شاخص روابط خانوادگی

نتایج جدول 4-3 نشان می دهد که آموزش مهارت های ارتباطی تاثیر معناداری روی خرده مقیاس روابط خانوادگی ندارد. نتایج این پژوهش نیز مغایر با نتایج پژوهش عطاری، شهنی ییلاق، کوچکی و بشلیده (1384) ، احمدی، حاتمی و اسدزاده، (1391) و احدی، میرزایی، نریمانی و ابوالقاسمی (1388) است ولی با نتایج پژوهش مظاهری، آقایی، گل پرور و شایگان نژاد (1386) همسو می باشد. در تبیین معنادار نبودن آموزش مهارت های ارتباطی روی خرده مقیاس روابط خانوادگی می توان به تاثیر مسایل سیستمی خانواده روی نوجوانان اشاره کرد.

زمانی که نوجوانان در حین اجرای دوره آموزش مهارت های ارتباطی و یا حتی بعد از گذراندن دوره آموزش مهارت های ارتباطی مجدداً وارد خانواده می-شوند ، تحت تاثیر چرخه معیوب سیستم خانواده مجدداً میل به نشان دادن رفتارهای ناسازگار اجتماعی در آن ها پدیدار می شود (مینوچین ، 1386). بنابراین به نظر می رسد آموزش والدین همزمان با آموزش نوجوانان تاثیر بیشتر و پایدارتری داشته باشد.

کاربرد این مطلب:

نقد پایان نامه، آموزش روش تحقیق، منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی