مشخصات:
موضوع پروپوزال: بررسی تاثیر بازی درمانی شناختی-رفتاری برمهارت های ارتباطی کودکان درخودمانده 10-7 ساله با عملکرد بالا
منابع: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
کاربرد این مطلب: آموزش پروپوزال و پایان نامه نویسی نویسی ، الگوی پایان نامه و پروپوزال نویسی قابل استفاده برای اساتید درس روش تحقیق، آشنایی با منابع آموزشی، آشنایی با اصول تحقیق وپروپوزال نویسی و....

کیفیت : درجه عالی

تعداد صفحه: 20 صفحه
نوع فایل: word شماره 131
برای دانلود این نمونه پروپوزال به ادامه مطلب بروید...

قسمت هایی از این پروپوزال :

مهارت های ارتباطی، توانایی اختصاصی هستندکه فرد به آنها نیاز دارد تا بتواند هنگامی که پیام هایی را که به گونه نمادین به شخص دیگری می رساند، با کفایت عمل کند. این مهارت ها اغلب مشتمل بر مهارت های گوش دارن، صحبت کردن، ابراز وجود، مدیریت هیجان هستند(برتشتاین ، 1982؛ به نقل از زاده هفت تنیان، 1386).

با این حال برخی از انسان ها در برقراری ارتباط، کارآمد عمل نمی کنند. لذا در چند دهه اخیر توجه به مهارت های ارتباطی و آموزش آنها به عنوان یکی از راهبرهای کاهش مشکلات ارتباطی و بهبود کیفیت زندگی مطرح شده است( ملکی، 1386).

با توجه به مطالعات انجام شده، یکی از گروه هایی که در مهارت های ارتباطی به طور موثر عمل نمی کنند، و در طبقه بندی اختلالات فراگیر رشد قرار می گیرند، اختلال درخودماندگی است. درخودماندگی عمده ترین گروه از اختلالات رشدی فراگیر است که کودکان درخودمانده، و خانواده هایشان را در شرایط ویژه ای قرار می دهد. کودکان مبتلا به اختلال درخودماندگی، غالبا علاقه شدید و خاصی به دامنه محدودی از فعالیت ها نشان می دهند، در مقابل تغییر مقاومت نشان می دهند و پاسخ متناسب به محیط اجتماعی، ابراز نمی کنند. این اختلال ها بر زمینه های مختلف رشد اثر می گذارد، در اوایل کودکی ظاهر می گردد واختلال مستمری در کاردکرد های طبیعی به وجود می آورد. اختلال درخودماندگی با آسیب های شدید و گسترده ای در زمینه های گوناگون رشدی مانند اختلال در مهات های اجتماعی، مهارت های ارتباطی، علاقه و فعالیت های کلیشه ای، مشخص می شود( میرسچات ، 2010).

یکی از زیر مجموعه های این نوع اختلال، درخودماندگی با عملکرد بالا است. این اصطلاح در مورد کودکانی به کار می رود که اختلال درخودماندگی دارند، اما مهارت های فکری و یادگیری آنها در سطح طبیعی است. حداقل یک چهارم تا یک سوم کودکانی که دارای اختلال درخودماندگی هستند در این طبقه قرار می گیرند( اوزنوف ، 1996؛ ترجمه ی شریفی درآمدی، 1385).

با توجه به موارد ذکر شده در مورد اهمیت مهارت های ارتباطی افراد در جامعه و همچنین نقص این مهارت در کودکان مبتلا به اختلال درخودماندگی باعملکرد بالا، برنامه ها و مداخلات مختلفی برای این کودکان پیشنهاد و اجرا شده است. که بیشتر این برنامه ها مستلزم مداخلات نظام دار و رسمی هستند که معمولا در بستر برنامه-های آموزشی در مدارس و درمانگاه های درمانی ارائه می شوند( اصغری نکاح، 1390).

شایان ذکر است که در این مداخلات از ابزارها و وسایل مختلفی استفاده شده است، و هر کدام به نوعی می کوشند زمینه ی ایجاد انگیزه، تغییر رفتار و تسهیل ارتباط و تعامل بین فردی را فراهم آورند که وسایلی نظیر اسباب بازی های رایج، کتاب و تصاویر، رایانه، تجهیزات سمعی و بصری، وسایل موسیقی و استفاده از ربات های مناسب سازی شده برای بازی یا ارتباط با کودکان درخودمانده از جمله ابزار ها و وسایل به کار گرفته شده در این مداخلات آموزشی و توان بخشی هستند. همچنین مرور مداخلات توان بخشی و درمان کودکان درخودمانده نشان می دهد که بازی درمانی به عنوان یک درمان ایمن و همساز با ویژگی های رشدی و شرایط کودکان درخودمانده همواره سهمی از مداخلات آموزشی، روان شناختی و توان بخشی این کودکان را به خود اختصاص داده است(اصغری نکاح، 1390).

یکی از بازی درمانی های موثر، بازی درمانی با رویکرد شناختی -رفتاری است. بازی درمانی شناختی رفتاری قادر به هماهنگ سازی مداخلات رفتاری و شناختی در بازی درمانی است. این مدل بر پایه تعامل شناخت، عواطف و رفتار شکل گرفته است. در بازی درمانی شناختی رفتاری، تاکید فراوانی بر درگیری کودک در فرآیند درمان نسبت به سایر درمان ها برای کودکان کم سن وجود دارد. بازی درمانی شناختی-رفتاری کودک را از طریق بازی، با درمان درگیر می کند. این نوع بازی درمانی ترکیبی از تکنیک های سنتی بازی-درمانی با تکنیک های رفتاری-شناختی است. بازی درمانی شناختی-رفتاری، با ترکیب اقدامات شناختی و رفتاری در یک الگوی بازی درمانی ایجاد شده، توسط نل ( 1995) به ادبیات روان درمانی معرفی شد(مارک-ای ، 1998).

بازی درمانی شناختی رفتاری یک درمان نفوذ پذیر توسعه یافته است که بر قابلیت انعطاف کودکان کوچکتر تکیه می کند، انتظار برای بیانات شفاهی با کودکان را کاهش داده و اعتماد به رویکرد تجربی را افزوده است. بازی درمانی شناختی رفتاری اقتباس نسبتا منحصر به فردی از درمان شناختی-رفتاری ویژه بزرگسالان است که برای کودکان پیش دبستانی و سال های اول مقطع دبستانی توسعه یافته است. پیش از آغاز آن، بیشتر تکنیک های بازی ردمانی یا مبتنی بر تئوریهای روان پویشی یا درمانجو محور بودند. با هر دو دیدگاه نظری پیشین، بازی درمانی ساختار نیافته و توسط کودک هدایت می شد. بازی درمانی شناختی-رفتاری یک دیدگاه نظری جدید در روان درمانی کودک فراهم می کند، که در آن ها مهم ترین تفاوتها بین این نوع بازی درمانی و بازی درمانی های دیگر شامل ساختار آن، اجرا روانی-تربیتی، و دیدگاه های معطوف بر هدف و مشارکتی می باشد یعنی، هم توسط کودک و هم درمانگر هدایت می شود( نل، 2006).

چارچوب نظری این درمان شناختی مبتنی بر مدل شناختی اختلالات هیجانی است. این مدل بر پایه ی تعامل شناخت، هیجانات و رفتار قرار دارد. رفتار آشفته بیانگر تفکر غیر منطقی است و درمان بر اساس تغییر شناختی است. در زمان کار با کودکان با استفاده از این مدل، مداخلات متمرکزند بر کمک به کودک برای فرمول بندی تفکراتی که باید با موقعیتشان سازگار شوند، نه این کودک را وادار کند همانند یک بزرگسال بیاندیشد.(امجدی فر، 1385).

بازی درمانی شناختی-رفتاری به طور شاخص یک مدل سازی ترکیبی از مهارتهای مقابله ای سازگارانه است. در طول استفاده از بازی، تغییر شناختی به طور غیرمستقیم مورد مکالمه قرار می گیرد و بیشتر رفتارهای سازگارانه به کودکان معرفی می شود. این طرح برای استفاده با بسیاری از مداخلات شناختی و رفتاری ویژه فراهم آمده است. در ترکیب های این نوع بازی، نتیجه کلی و پیشگیری از عود، از ویژگی های مهم به شمار می روند. با اصلاحات و تغییرات جزئی بسیاری از اصول درمان شناختی همانند آنجه برای استفاده با بزرگسالان طراحی شده برای بچه های کوچکتر هم قابل استفاده است(نل، 1998).

چنین رویکرد هایی در رشد مهارت های حل مسئله و مهارت های اجتماعی مفید و موثر واقع شده است. بازی درمانی شناختی-رفتاری، امکان تعامل کودک را با همسن و سالان خود فراهم کرده، مشارکت فعال وی را در درمان خود می طلبد و در نتیجه، مزایایی که در این رویکرد وجود دارد نقایص سایر رویکردها را تا حد زیادی برطرف می کند. به علاوه یکی از مزایای بازی شناختی-رفتاری این است که اهداف و روش های درمانی کاملا اختصاص یافته ای دارد. در زمینه ی موفقیت بازی درمانی شناختی -رفتاری، اکثر بازی درمانگران معتقداند که در هشتاد درصد موارد، درمان های آنها موفقیت آمیز بوده است.

مکانیزم های تاثیر این رویکرد از طریق اصلاح تصورات ناسازگار و تغییر عقاید و نگرش های مرتبط نشانه های بیماری صورت می گیرد و تعامل دوجانبه و پیچیده بین شناخت ها، هیجان ها، رفتار و محیط را مورد توجه قرار می دهد( گرالد ، 1999).

کودکان مبتلا به اختلال درخودماندگی، گاه به عنوان افرادی که در محدودیت های شدید گفتاری و نماد سازی دارند، و از بازی درمانی نمی توانند بهره ای بگیرند، معرفی می شوند، اما کودکان مبتلا اختلال درخودماندگی که دارای عملکرد سطح بالاتری باشند می توانند از شیوه های بازی درمانی بهره گیرند. این افراد هرچند مبتلا به اختلال درخودماندگی هستند، اما عملکرد هوشی آنها بالاتر از افراد دیگر است که دارای اختلال درخودماندگی کلاسیک می باشند(صمدی،1389).

 

شماره 131