مشخصات:
موضوع پروپوزال: بررسی سبک دلبستگی و افسردگی دانشجویان دانشگاه ...
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
کاربرد این مطلب: آموزش پروپوزال و پایان نامه نویسی نویسی ، الگوی پایان نامه و پروپوزال نویسی قابل استفاده برای اساتید درس روش تحقیق، آشنایی با منابع آموزشی، آشنایی با اصول تحقیق وپروپوزال نویسی و....

کیفیت : درجه عالی

تعداد صفحه: 87 صفحه
نوع فایل: word شماره 11
برای دانلود این نمونه پایان نامه به ادامه مطلب بروید...

نظریه دلبستگی تنها نظریه تحولی کودک نیست، بلکه نظریه تحول در گستره حیات نیزهست (بالبی ،1969،1973،1980؛ ویس ، 1994). وست وشلدون–کلر ، 1994)، دلبستگی بزرگسالان را به عنوان روابط دو به دویی می دانند که درکنار یک شخص ویژه، دست یافتن به احساس ایمنی را در پی دارد. بالبی (1988) و اینزرث ، بلهر ، واترز و وال (1978) سه سبک دلبستگی ایمن ، اجتنابی و دوسوگرا را تشخیص دادند. دلبستگی ایمن با ویژگیهای ارتباطی مثبت مانند صمیمیت، خرسندی و دلبستگی اجتنابی با سطوح پایین تری از صمیمیت و تعهد و دلبستگی دو سو گرا با شور و هیجان و دل مشغولی در زمینه روابط توام با خرسندی کم مرتبط است (فینی و نولر ، 1990 ).

الگو های حمایت کردن و حمایت خواستن که همراه با سبک های دلبستگی هستند، بر سایر روابط و عملکردها مانند رضایت ، کار نزدیکی و عشق بین دو شریک تاثیر می گذارند (سیمپسون ، راهلز ، نلیگان ، 1992؛ دیتوماسو ، برنان – مک نالتی ، راس و بورگس ،2003).

تندرستی و سلامت روانی از نعمت های بزرگ الهی در زندگی انسان است و آرامش زندگی و بهتر زیستن و سازگاری منطقی مستلزم آن است که به بهداشت روانی افراد توجه فراوانی مبذول گردد ( بیان معمار، 1380 ). از طرفي‏‏ْ، بیماریهای روانی همواره به عنوان خطری انسان و جامعه را تهدید می کند (بیان معمار، 1380 ) . افسردگی رایج ترین اختلال روانی است و اخیرا به شدت رو به افزایش است. افسردگی سرماخوردگی بیماریهای روانی است و تقریباٌ همه حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی کردند ، احساس دمغی، بی حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخوشنودی، همگی تجربیات افسردگی رایج هستند (روزنهان و سلیگمن ، 1981 ).

اختلالات افسردگی طیف گسترده ای دارند که دامنه آن از حالات غم زود گذر که غالباٌ واکنشی به واقعه ای خاص در زندگی است تا اختلالات عاطفی و شناختی شدید نوسان دارد ( نولن- هوکسما ، 1988: به نقل از روزنهان و سلیگمن، 1384 ).

بیان مسئله یکی از مهمترین عوامل مواثر در تعاملات بین فردی نوع سبک دلبستگی است که در دوران کودکی فرد شکل گرفته و با توجه به محیطی که در آن تحول یافته است در سنین بعدی ادامه می یابد. دلبستگی پیوند عاطفی بین کودک – مادر ، تعیین کننده بهداشت و سلامت روانی فرد است (بالبی، 1979 ). بالبی بر این اساس معتقد است بر پایه نوع روابط مراقب با کودک و میزان حساسیت و پاسخ دهندگی او به نیازها، سه سبک اصلی دلبستگی در کودک شکل می گیرد و تا بزرگسالی نیز تداوم می یابد. سه سبک اصلی دلبستگی اجتنابی، ایمن و دو سو گرا نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی بزرگسالی ایفا می کند (بالبی ، 1985، 980 ، 1979، 961 ، 1960 ).

بنابراین سه الگوی دلبستگی، وجود الگوی ایمن و روابط دلبستگی را می توان جستجوی پشتیبانی، اطمینان دوباره و آرامش از سوی فرد به هنگام تنش دانست، جست وجویی که دست آورد آن چیزی جز آرامش و اطمینان خاطر دوباره نیست و در صورتی رخ می دهد که فرد از سوی مراقب حمایت شود و پیوند با وی را سودمند ارزیابی کند (اینزورث، 1991). رنه اشپیتز ، روان پزشک آمریکایی در سال 1946 مشاهده کرد عدم این دلبستگي می تواند برای فرد مشکلاتی به وجود آورد، مرگ مادر قبل از اینکه فرد به 11 سالگی رسیده باشد می تواند فرد را در بزرگسالی مستعد افسردگی کند(روزنهان و سلیگمن،1981).

در واقع‏، اشپیتز حالت روانی افسردگی اتکایی یا انگل واره را توصيف كرد كه برگشت مادر یا جانشین کردن مادری دیگر و همیشگی، این حالت را تغییر می داد. افسردگی در معنای محدود پزشکی به منزله یک اختلال خلقی و در سطح معمولی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است(لوو لو ، 1992؛ بلک برن و کیترو ، 1990) و برخی از علائم آن عبارتند از : غمگینی و تشویش زیاد، احساس بی ارزشی و گناه، دوری گزیدن از دیگران، از دست دادن اشتها و میل جنسی، بی خوابی، از دست دادن علاقه و کسب لذت از فعالیت های عادی روزمره (دیویسون ، کرنیگ و نیل ، 2004). یکی از عوامل بروز افسردگی وجود حوادث تنیدگی زا در حیات انسانها است ( بک ، راش ، شاو ، امری ، 1979).

به طور معمول افسرگی درجات و انواع مختلفی دارد و ممکن است عوامل متعددی آن را به وجود بیاورد، این عوامل عبارتند از: سرشت طبیعی، وراثت، سابقه افسردگی یا اکللیسم در خانواده، اختلال در فعالیت عصبی یا هورمونی، اختلال در «انتقال دهنده های عصبی مغز»، تجارب خانوادگی، از دست دادن یکی از والدین (به خصوص مادر ) در اوایل زندگی (قبل از 11 سال) یا محرومیت از علاقه و محبت والدین، حوادث ناراحت کننده و منفی در سالهای اخیر زندگی، اختلافات زناشویی، یا داشتن همسر عیب جو و متخاصم، نداشتن روابط اجتماعی نزدیک و اطمینان بخش، نداشتن حمایت اجتماعی کافی و بالاخره نداشتن یا از دست دادن حس احترام و حس اعتماد به نفس و فقدان دراز مدت احساس ارزشمندی (بوید و فرایس من ،1982).

با توجه به موارد مطرح شده، هدف این پژوهش بررسی روابط سبک دلبستگی و افسردگی و همچنین تعیین وزن سبک دلبستگی در پیش بینی حالات افسردگی است. با توجه به این هدف سوال پژوهش حاضر این است که آیا سبک های دلبستگی با افسردگی رابطه دارد؟

و تا چه اندازه سبک دلبستگی فرد قادر است میزان افسردگی وی را پیش بینی کند؟ اهمیت و ضرورت پژوهش اهمیت نظری با توجه به اینکه مفهوم الگوهای درونی کار وشیوه های ارتباطی اولیه بر سیر تحولی سلامت روان و نیز آسیب شناسی روانی اثر می گذارد و شیوه های عمده ای که بوسیله فرد با دیگران ارتباط برقرار می کند در اوان کودکی یاد گرفته می شد و تا بزرگسالی ادامه می یابد از لحاظ نظری و بنیادی پژوهش در این مورد ارزشمند است. یکی از مصادیق این الگوهای ارتباطی، دلبستگی است که در واقع بر مقاوم سازی فرد در مقابل اختلالات روانشناسی و یا آسیب پذیری فرد در مقابل اختلالات نقش اساسی دارد و یکی از این اختلالات افسردگی است و همچنین با توجه به پیشینه پژوهش موجودکه نشان می دهد دلبستگی یکی از پیش بینی کننده های افسردگی بالینی است بر آن شدیم تا این حوزه را در مطالعات دانشگاهی خود عاری از پژوهش نگذاریم.

اهمیت كاربردي این پژوهش واجد اهمیت های کاربردی زیادی است، از جمله این مضامین کاربردی می توان به کار بست یافته های چنین پژوهشی در برنامه ریزی درمان های روانشناختی بیماران افسرده، برنامه های آموزشی روانی به منظور پیش گیری از افسردگی و هرگونه برنامه توان بخشی مبتنی بر اختلالات خلقی اشاره نمود. همچنین می توان نتایج چنین پژوهش های بنیادی را به صورت کاربردی در برخی از شیوه های روان درمانی مثل طرحواره درمانی که در واقع اصلاح طرحواره گذشته فرد است به کار بست. همین طور، به تعیین مهمترین عوامل خانوادگی درگیر در ایجاد یا تشدید علائم افسردگی و نقش رابطه مطلوب با والدین در کاهش علائم افسردگی اشاره نمود. به علاوه، اين پژوهش مي تواند در راستاي زمينه سازي براي انجام پژوهش هاي آزمايشي و مداخله اي در اين حوزه باشد.

 

شماره 11