مشخصات:
موضوع پروپوزال: اثربخشی آموزش مهارت ارتباط موثر و حل مسئله بر رضایت زناشویی زوجین منطقه یک شهر ...
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
کاربرد این مطلب: آموزش پروپوزال و پایان نامه نویسی نویسی ، الگوی پایان نامه و پروپوزال نویسی قابل استفاده برای اساتید درس روش تحقیق، آشنایی با منابع آموزشی، آشنایی با اصول تحقیق وپروپوزال نویسی و....

کیفیت : عالی

تعداد صفحه: 25 صفحه
نوع فایل: word شماره 88
برای دانلود این نمونه پروپوزال به ادامه مطلب بروید...

ازدواج یک مولفه بسیار مهم و با ارزش در حیات انسان تلقی می گردد. ازدواج یک نهاد اجتماعی است که پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می دهد. به واسطه ازدواج مرد و زن از طریق یک نیروی ناشی از غرایز، آیین محبت و عشق به هم جذب می شوند، به طور آزادانه و کامل متعهد یکدیگر شده تا واحد پویایی را به عنوان خانواده ایجاد نمایند (احمدی و همکاران، 1384).

در شرع مقدس اسلام خانواده محیطی مقدس و به تعبیر قرآنی محل آرامش واقعی است و در آیات الهی آمده است که «خداوند از جنس خودتان برایتان همسرانی آفرید تا با هم انس گیرید و میان شما مودت و مهربانی برقرار ساخت» (سوره روم، آیه 21). همچنین سعادت و سلامت خانواده و وجود ارتباطات سالم میان زوج ها بستگی دارد و چنانچه پایه خانواده استحکام لازم را نداشته باشد؛ پیامد آن انواع مشکلات جسمانی و روانی است (ستیر، 1384).

شایان ذکر است که کسانی در روابط صمیمانه خود موفق می شوند که مهارت های ویژه ی از جمله مهارت های زندگی را داشته باشند (موسوی زاده و همکاران، 1391). مهارت زندگی یعنی انجام دادن رفتار سازگارانه به گونه ای که فرد بتواند با ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید (بوتوین ، 2004).

آموزش مهارت های زندگی (مانند ارتباط موثر، مهارت های حل مساله و ..) به عنوان بخش مهم و کلیدی در جامعه پذیری افراد در سراسر دنیا مطرح است. پژوهش های متعددی نشان داده است که ویژگی هایی که فرد در این آموزش کسب می کند او را قادر می کند که فرصت های زندگی را مغتنم شمارد و برای مقابله با خطرات احتماعی آماده شود (فتی و همکاران، 1385).

البته نباید تصور کرد که پایه اختلافات صرفاً در سوء نیت و بد ذاتی طرفین یا یکی از آن هاست، بلکه ناآگاهی افراد و اطلاع ناکافی از راه های سازگاری با مشکلات، پدید آورنده اختلاف میان افراد از جمله زوج ها است (اصلانی، 1383).

ارزیابی و مقایسه کارایی خانواده میان زوج های راضی از زندگی زناشویی و زوج های ناراضی از زندگی و در حال طلاق نشان می دهد که آشنایی نداشتن هر یک از زوج ها با مهارت برقراری ارتباط موثر، ابراز عواطف، حل مسائل مربوز به خود و پذیرش نقش های خانوادگی در سوق دادن زوج ها به طلاق نقش چشم گیری دارند (بهاری، 1380). همچنین زندگی اغلب زوج ها که امیدوار هستند ازدواج موفق و ایده الی داشته باشند به دلیل ناآگاهی از مهارت های زندگی به یک رابطه سرد و بدون صمیمیت منتهی می شود (فتحی، 1385).

ارتباطات زناشویی می تواند دست مایه شادی و یا منبع بزرگ رنج و تالم باشد. عشق از امید شروع می شود. امید به زودی که احساس فرد درک شود یا پذیرفته شود و ارتباط دلپذیری به وجود آید. ارتباط به زن و شوهر این امکان را می دهد که با یکدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند، مشکلاتشان را حل کنند و از نیازهای هم آگاهی پیدا کنند. زوج هایی که نتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند در یک وضعیت نا مشخص قرار می گیرند (یانگ و لانگ ، 1998).

برنامه آزموش روابط موثر، بجای درمان به آموزش می پردازد این برنامه به جای درمان با حل مشکل مشخص بر یادگیری مهارت های مشخص از جمله (چگونگی غنی کردن رابطه، خود ابزاری، درک خود و افراد نزدیک خود، گوش دادن ... ) تاکید می کند. (مک کی و همکاران، ترجمه قراچه داغی، 1383).

آموزش ارتباط موثر می تواند برای حل صدمات گذشته، عمل کردن به صورت موثر در زمان حال و مواجه شدن با شکست های زندگی در آینده مورد استفاده قرار گیرد (میلر و همکاران، ترجمه بهاری، 1385).

از طرف دیگر اغلب مشکلات زناشویی از نداشتن و به کاربردن مهارت های حل مساله ناشی می شوند و مهارت های حل مساله مهارت های سازنده ایی است که می تواند مشکلات رابطه ای همسران را کاهش دهد. صاحب نظران واکنش هیجانی افراد را از مهم ترین مشخصه های موقعیت های مسئله آفرین، از جمله تعارض همسران می دانند. آنها عقیده دارند اولین قدم در کلیه مسائل زندگی مگر ساده ترین آنها «مکث کردن و فکر کردن» است. اگر افراد در هنگام مواجهه با مشکل فوراً پاسخ دهند ممکن است وقت کافی برای پاسخ های شناختی باقی نگذارند، پاسخ هایی که به شخص در انتخاب سلسله اقدامات موثر کمک می کنند (دیوسیون و گلدفرید، ترجمه ماهر، 1381). لذا شیوه حل مساله می تواند در واکنش های هیجانی موثر باشد(موسوی زاده، 1391).

شایان ذکر است که حل مساله، مهارتی مقابله ای و عملی است که موجب افزایش اعتماد به نفس می شود و با سازگاری شخصی خوب ارتباط دارد که شامل پنج گام است؛ ادراک خویشتن، تعریف مسئله، تهیه فهرستی از راه حل های مختلف، تصمیم گیری در مورد مناسب ترین راه حل و امتحان کردن راه حل انتخابی (بل و دزوریلا ، 2009).

مهارت حل مساله فرایندی شناختی-رفتاری است که افراد بوسیله آن راهبردهای موثر مقابله با موقعیت مساله ساز در زندگی را کشف و شناسایی می کنند (کسیدی و لانگ ، 1996). دزوریلا و گلد فرید (1971) حل مسئله را فرایندی رفتاری، خواه از نوع آشکار یا شناختی تعریف کرده اند که الف) انواع پاسخ های متناوب بالقوه سودمند را برای مقابله با موقعیت های دشوار در دسترس قرار می دهد. ب) احتمال انتخاب موثرترین پاسخ را از میان شقوق متفاوت افزایش می دهد (محمدی و صاحبی، 1380).

 

شماره 88