مشخصات پروپوزال:
موضوع پروپوزال پایان نامه: پیش بینی کیفیت زندگی براساس راهبردهای تنظیم هیجان و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان شاغل
منابع فارسی و لاتین: دارد
تعداد صفحه: 24 صفحه
نوع فایل: word شماره 94
برای دانلود این پروپوزال باکیفیت به ادامه مطلب بروید...

شاخه جدید علم روان شناسی و دیدگاه نوینش تحت عنوان «رویکرد روان شناسی مثبت نگر» درصدد بررسی ظرفیت ها و قدرت های روان شناختی به جای آسیب شناسی روانی است. اعتقاد اساسی در دیدگاه جدید این است که ویژگی های مثبت قابل اندازه گیری می توانند به عنوان سپری افراد را در برابر حوادث نامطلوب خظرزا محافظت نمایند (سلیگمن و سیکسزنت میهالی ، 2000).

از اهداف این رویکرد شناسایی و تعرف مفاهیمی است که به تامین سلامتی و شادکامی افراد و بهرمندی آنها از یک زندگی سالم کمک کند. یکی از این مفاهیم کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی به تامین سلامتی و شادکامی در افراد و بهرمندی آنها از یک زندگی سالم کمک می کند. کیفیت زندگی مفهومی است که در سه دهه گذشته، تلاش های زیادی برای تعریف و اندازه گیری عینی آن انجام شده است (هاگرتی و همکاران، 2001).

اما با وجود پژوهش های گسترده ای که در زمینه کیفیت زندگی انجام شده است اما هنوز تعریف واحد و مورد توافق همگان درباره کیفیت زندگی ارائه نشده است. برخی از محققان کیفیت زندگی را با رویکرد عینی تعریف کرده اند و موارد آشکار و مرتبط با معیارهای زندگی از جمله سلامت جسمانی، شرایط شخصی، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی را با کیفیت زندگی معادل دانسته اند (لیو ، 2006). در مقابل این رویکرد، رویکرد ذهنی وجود دارد که کیفیت زندگی را مترادف با شادی یا رضایت فرد در نظر می گیرد و بر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تاکید دارد (لیو، 2006).

بین دو رویکرد عینی و ذهنی رویکرد جدیدی به نام کل نگر وجود دارد که نظریه پردازان آن معتقد هستند کیفیت زندگی همانند خود زندگی، مفهوم پیچیده و چند بعدی است و در بررسی آن هر دو مولفه عینی و ذهنی را در نظر می گیرند (مالکینا-پیخ و پیخ ، 2008). در حال حاضر کیفیت زندگی یکی از نگرانی های عمده سیاستمداران و متخصصان علم پیشگیری است و به عنوان شاخصی برای اندازه گیری وضعیت سلامت در تحقیقات شناخته شده به کار می رود(حسینیان، قاسم زاده و نیکنام، 1390). به لحاظ اهمیت و دامنه فراگیر کیفیت زندگی در حوزه روان شناسی مثبت نگر، عوامل موثر بر آن مورد کنکاش بسیار قرار گرفته است(احدی و علیزاده اصلی، 1390).

یکی از عوامل روان شناختی که نقش موثری در سلامتی و کیفیت زندگی دارد، هیجان است. هیجان نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی نظیر سازگاری با تغییرات زندگی و رویدادهای استرس زا ایفا می کند، بنابراین تنظیم هیجان، یک اصل اساسی در شروع، ارزیابی و سازمان دهی رفتار سازگارانه و همچنین جلوگیری از هیجان های منفی و رفتار ناسازگارانه محسوب می شود(گارنفسکی ، کرایج و اسپینهاون ، 2001 ؛ گارنفسکی، لگرستی ، کریج، وان دن کومر و تریدز ، 2002).

تنظیم هیجان وجه ذاتی گرایش های پاسخ هیجانی است (آمستادتر ، 2008). در واقع، تنظیم هیجان به اعمالی اطلاق می شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می رود. در متون روان شناختی، این مفهوم اغلب به منظور توصیف فرآیند تعدیل عاطفه منفی به کار رفته است. هرچند تنظیم هیجان می تواند در برگیرنده فرایندهای هشیار باشد، الزاما نیازمند آگاهی و راهبردهای آشکار نیست (گروس و مونوز ، 1995).

تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند (سارنی ، مومه و کمپوس ، 1998). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (تامپسون ، 1991؛ اوکسنر و گروس ، 2004، 2005).

به عبارت دیگر، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد. پژوهش های پیشین نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی را به صورت مفهومی شناسایی کرده اند ملامت خویش ، پذیرش ، نشخوارگری ، تمرکز مجدد مثبت ، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی ، ارزیابی مجدد مثبت ، دیدگاه پذیری ، فاجعه انگاری و ملامت دیگران (گارنفسکی و همکاران، 2001 ، 2002). شواهد نشان می دهند که راهبردهای شناختی مانند نشخوارگری، مقصر دانستن خود و فاجعه انگاری به صورت مثبت با افسردگی و سایر جنبه های آسیب شناختی همبسته می باشد؛ ضمن این که، در راهبردهایی نظیر ارزیابی مجدد مثبت، این همبستگی منفی است (گارنفسکی و همکاران، 2002؛ گارنفسکی، تیردس، کرایج، لگرستی، وان دن و کومر، 2003).

یکی دیگر از عواملی که در میزان رضایت و کیفیت زندگی افراد نقش دارد طرحواره ها می باشد (دهقانی، ایزدی خواه، محمدتقی نسب، رضایی، 1393). طرحواره ها از ابتدای زندگی شکل گرفته و در تمام طول زندگی، فرد را تحت تاثیر قرار می دهند (یانگ و همکاران، 1999).

اما طرحواره ها اولیه باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند، و به طور معمول از ارضا نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای عاطفی در دوران کودکی سرچشمه می گیرند (زانگ و هه ، 2010).

در واقع طرحواره های ناسازگار اولیه در طول زندگی ثابت و پا برجا هستند و اساس ساخت های شناختی فرد را تشکیل می دهند. این طرحواره ها به شخص کمک می کنند تا تجارب خود را راجع به جهان پیرامون سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند (مالتبی و دی ، 2004؛ تیم ، 2010). زمانی که این طرحواره ها فعال می شوند، می توانند بر ادراک، واقعیت و پردازش شناختی فرد اثر بگذارند (کرمیرا و همکاران، 2010).

 

شماره 94