پروپوزال روش تحقیق همراه با پنج فصل

مشخصات پروپوزال روش تحقیق و پروژه:
عنوان پروپوزال و پایان نامه : اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، استرس ادراك شده و بهزیستی روان شناختی بیماران قلبی-عروقی
قسمت های یک پروپوزال استاندارد: دارد
منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
نوع فایل: Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات پروپوزال: 24 صفحه
تعداد صفحات پنج فصل کامل پروژه سمینار با فهرست و پرسشنامه ها و منابع فارسی و لاتین : 158 صفحه


متداول ترین دیدگاه درباره ی رابطه ی میان استرس و بیماری این است که استرس به علت تعامل طولانی مدت عوامل فیزیولوژیکی، رفتاری و روان شناختی به بیماری منتهی می گردد. برای مثال، استرس شغلی مزمن می تواند موجب بروز تغییرات فیزیولوژیکی و رفتاری شود که با گذشت زمان به دستگاه قلبی - عروقی آسیب می رسانند. استرس مزمن به ویژه با تصلب شرایین (فرآیند آرام آسیب دیدن شریان ها که خون رسانی به قلب را محدود می کند) ارتباط دارد. به علاوه، این آسیب می تواند در افرادی که آمادگی ژنتیکی خاصی دارند، بیشتر باشد.

این فرآیند مزمن توسط پژوهشهای مؤید ارتباط میان استرس شغلی و بیماریهای قلبی - عروقی تأیید شده است (کاراسک و همکاران، ۱۹۸۱؛ لینچ و همکاران، ۱۹۹۷؛ کیویماکی و همکاران، ۲۰۰۲). این رویکرد با الگوی «آسیب پذیری ارثی - استرس » درباره ی بیماری که توسط لوی (۱۹۷۴) مطرح و در شکل ۴-۲ نشان داده شده است، همگام و همخوان است.

با این حال، این الگوی ارتباط استرس مزمن - بیماری نقاط ضعفی دارد: ١. ورزش کردن از فرد در مقابل فرسایش ناشی از استرس محافظت می کند و افراد با فعالیت بدنی بالاتر در مقایسه با افراد کم تحرک، احتمالا کمتر از بیماریهای قلبی - عروقی می میرند (کیویماکی و همکاران، ۲۰۰۲). با این حال، ورزش هم می تواند منجر به حمله قلبی شود. ۲. فرسایش ناشی از استرس می تواند علت آسیب فزاینده به دستگاه قلبی - عروقی را تبیین کند، اما این الگوی مزمن علت بروز بیماری های عروقی را توضیح نمی دهد. حملات قلبی احتمالا در پی فعالیت ورزشی و خشم، بیدار شدن ناگهانی و بروز تغییرات در ضربان قلب و فشار خون رخ می دهند (مولر و همکاران ، ۱۹۸۵، ۱۹۹۴؛ مولر و همکاران، ۱۹۹۹). حملات قلبی، رویدادهای حادی هستند که پارگی ناگهانی شریان و تشکیل لخته خون را شامل می شوند.

جانستون (۲۰۰۲) معتقد است که این امر بازتاب الگوی حاد رابطه میان استرس و بیماری است، زیرا استرس حاد می تواند موجب بروز مشکل ناگهانی قلبی شود. این الگو توضیح می دهد که چگونه ورزش می تواند در درازمدت به عنوان یک عامل محافظت کننده عمل کند، اما در عین حال برای فرد در معرض خطر یک عامل خطرزا به شمار آید. این الگو همچنین علت و زمان بروز حمله قلبی را توضیح می دهد. با این حال، فرآیندهای حاد و مزمن اساسا در هم تنیده اند. استرس مزمن می تواند ناشی از بروز مکرر استرس حاد باشد، استرس حاد در فرسایش دستگاه قلبی - عروقی نقش دارد و احتمالا منجر به بروز عارضه ی قلبی در فردی می شود که استرس مزمن را تجربه کرده است. به علاوه، هر دو فرآیند حاد و مزمن نقش مهمی در ایجاد تغییرات رفتاری و فیزیولوژیکی ناشی از استرس دارند. در ادامه، این تغییرات را مطرح خواهیم کرد.

استرس و تغییرات رفتاری استرس بیشتر در زمینه ی بیماری های عروق کرونری قلب ۲۹۰ (CHD) مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، مطالعاتی به بررسی رابطه ی میان استرس و بیماری هایی نظیر سرطان، دیابت و بهبودی پس از عمل جراحی پرداخته اند. پژوهش هایی که رابطه میان استرس و بیماریهای قلبی - عروقی را بررسی می کنند، تأثیر استرس بر عوامل خطرزای این بیماری، از جمله افزایش کلسترول خون، فشار خون بالا و مصرف سیگار را مشخص کرده اند. این عوامل خطرزا قوية تحت تأثیر رفتار قرار دارند و نمود گذرگاههای رفتاری میان استرس و بیماری هستند (گرانتز و همکاران ۱ ۲۹، ۱۹۸۱).

در این راستا، برخی پژوهش ها به بررسی تأثیر استرس مصرف سیگار همواره با طیفی از بیماری ها از جمله سرطان ریه و بیماریهای قلبی - عروقی مرتبط بوده است. پژوهش ها حاکی از رابطه ی میان استرس و رفتار سیگار کشیدن، بر حسب متغیرهایی چون آغاز مصرف سیگار، عود و میزان سیگار کشیدن بوده اند. ويلز (۱۹۸۵) معتقد بود که آغاز سیگار کشیدن در نوجوانان با میزان استرس در زندگی آنها مرتبط است. همچنین، این فرضیه که کودکانی که استرس تغییر مدرسه را تجربه می کنند، در مقایسه با آنهایی که در همان مدرسه می مانند، احتمالا بیشتر به سیگار رو می آورند نیز، تأیید شده است (سانتی و همکاران ، ۱۹۹۱).

لیختن اشتاین و همکاران (۱۹۸۶) و کری و همکاران (۱۹۹۳) نشان دادند افرادی که سطوح بالای استرس را تجربه می کنند - در مقایسه با افرادی که استرس کمتری را تجربه می کنند . پس از یک دورهی ترک، به احتمال بیشتری مجددأ شروع به مصرف سیگار می کنند. به علاوه، پژوهش ها نشان می دهند که مصرف بیشتر سیگار می تواند در کاهش استرس مؤثر باشد. پرکینز و همکاران (۱۹۹۲) در یک مطالعهی آزمایشی، افراد سیگاری را در معرض تکلیف کامپیوتری استرس زا یا بدون استرس قرار دادند و از آنها خواستند سیگار بکشند یا وانمود به کشیدن سیگار خاموش کنند. نتایج نشان داد که کل آزمودنیها صرف نظر از سیگار کشیدن واقعی یا وانمود کردن، افزایش میل به سیگار کشیدن در شرایط استرس زا را گزارش کردند. با این حال، این تمایل در سیگاری هایی که به آنها اجازه سیگار کشیدن واقعی داده شد، کمتر بود. این یافته حاکی از آن است که استرس میل به سیگار را افزایش می دهد که به نوبه ی خود می تواند با مصرف سیگار تعدیل شود. در مطالعه ی طبیعی تر، سیگاری ها در یک موقعیت اجتماعی استرس زا حضور یافتند و از آنها خواسته شد که سیگار بکشند و یا سیگار نکشند. کسانی که نمی توانستند سیگار بکشند، موقعیت را پراسترس تر توصیف کردند (گیلبرت و اسپیلبرگر ، ۱۹۸۷).

به همین ترتیب، متکالف و همکاران (۲۰۰۳) به منظور برقراری ارتباط میان استرس و رفتارهای مرتبط با سلامت از مقیاس استرس ریدر استفاده کردند و دریافتند که سطوح بالاتر استرس با مصرف بیشتر سیگار همراه است. این ارتباط در یک مطالعه ی بزرگ مقیاس با بیش از ۶۰۰۰ زن و مرد اسکاتلندی نشان داده شد و مؤيد آن بود که سطوح بالاتر استرس ادراک شده، با مصرف بیشتر سیگار همراه است (هسلوپ و همکاران ، ۲۰۰۱).

مصرف زیاد الكل با بیماریهای قلبی - عروقی، سرطان و بیماری های کبدی ارتباط دارد. پژوهش ها به بررسی ارتباط بین استرس و مصرف الکل پرداخته اند. بسیاری از پژوهشگران نشان داده اند که به ویژه استرس شغلی در افزایش مصرف الکل مؤثر است (به عنوان مثال، هرولد و کانلان ، ۱۹۸۱؛ گوپتا و جنکینز ، ۱۹۸۴). نظریه ی کاهش تنش نشان می دهد که افراد الكل را به دلیل خاصیت آرام بخشی آن مصرف می کنند (کاپل و گریلی ، ۱۹۸۷).

تنش به حالاتی نظیر ترس، اضطراب، افسردگی و آشفتگی اطلاق می شود. بنابراین مطابق با این الگو، خلق های منفی، عوامل استرس زای درونی با پیامد عامل استرس زای بیرونی هستند که موجب می شوند تا مصرف الکل به پیامد مورد انتظار الكل منتهی گردد. برای مثال، اگر فردی به سبب امتحان عامل استرس زای بیرونی عصبی یا مضطرب باشد (حالت درونی و بر این باور است که الكل این تنش را کاهش می دهد ( پیامد مورد انتظار)، برای بهبود خلق خود الکل مصرف خواهد کرد. این نظریه توسط برخی شواهد حاکی از رابطه بین خلق منفی و رفتار مصرف الکل تأیید شده است (ویولانتی و همکاران ، ۱۹۸۳) و نشان می دهد که افراد، هنگام افسرده یا مضطرب بودن احتمالا بیشتر الكل مصرف می کنند.

به همین ترتیب، متکالف و همکاران (۲۰۰۳) و هسلوپ و همکاران (۲۰۰۱) ارتباط میان استرس ادراک شده و مصرف بیشتر الكل را نشان داده اند. به علاوه، یافته ها حاکی از آن است که سبک زندگی دانشجویان پزشکی و بروز مصرف الکل می تواند با میزان استرس تجربه شده توسط آنها مرتبط باشد (ولف و کیسلینگ ، ۱۹۸۴). نظریه ی کاهش تنش در مطالعه ای به صورت تجربی مورد بررسی قرار گرفت و رفتارهای مرتبط با سلامت دانشجویان پزشکی قبل و در طول دوره ی امتحانات استرس زا ارزیابی شد. نتایج نشان داد که دانشجویان افت خلق (اضطراب و افسردگی و تغییرات رفتاری (کمتر ورزش کردن و کمتر غذا خوردن را گزارش کردند (احمدن و متاندباری ، ۱۹۹۷).

با این حال، مصرف الکل نیز در آنها کاهش یافت. بنابراین، پژوهشگران دریافتند که مواجهه ی حاد با استرس منجر به تغییرات منفی در آن دسته از رفتارهایی می شود که صرفأ حداقل تأثیر را بر توانایی دانشجویان برای عملکرد رضایت بخش دارند. بدیهی است که استرس مزمن ممکن است اثرات زیانبارتری بر تغییرات رفتاری طولانی مدت تر داشته باشد. رژیم غذایی از طریق تغییر وزن بدن یا زیاد و کم مصرف کردن مواد غذایی خاص، بر سلامت تأثیر می گذارد. رینو و وینگ ۳۰۸ (۱۹۹۴) در خصوص رابطه بین استرس و تغذیه، دو فرضیه را مطرح کردند: ۱. الگوی اثر کلی که پیش بینی می کند استرس میزان مصرف مواد غذایی را به طور کلی تغییر می دهد و ۲. الگوی تفاوت فردی که پیش بینی می کند استرس صرفأ تغییراتی را در تغذیه ی گروههایی از افراد آسیب پذیر ایجاد می کند. اکثر پژوهش ها بر الگوی تفاوت فردی تمرکز کرده اند و به بررسی این مطلب پرداخته اند که آیا استرس طبیعی یا القایی در آزمایشگاه موجب ایجاد تغییر در تغذیه افراد خاص می شود یا خیر.

میشو و همکاران (۱۹۹۰) نشان دادند که اضطراب امتحان با پرخوری در دختران همراه است، اما در پسران این طور نیست. بوکوم و آیکن (۱۹۸۱) دریافتند که استرس سبب پرخوری در افراد تحت رژیم غذایی و دارای اضافه وزن می شود و کولز و همکاران (۱۹۹۲) نشان دادند که استرس صرفا با نحوه ی تغذیه ی افراد تحت رژیم غذایی ارتباط دارد. بنابراین، جنسیت، وزن و رژیم غذایی ظاهرا پیش بینی کننده های مهم رابطه میان استرس و تغذیه هستند. با این حال، یافته های پژوهش ها همیشه با این نتیجه گیری همخوان و همسو نبوده اند. برای مثال، کانر و همکاران (۱۹۹۹) به بررسی رابطه میان گرفتاری های روزمره و تغذیه در ۶۰ دانشجو پرداختند که در هفت روز متوالی نحوهی تغذیه و گرفتاری های خود را یادداشت می کردند. نتایج حاکی از رابطه ی مستقیم بین افزایش گرفتاری های روزمره و افزایش مصرف مواد غذایی بود، اما جنسیت یا رژیم غذایی تأثیری در این میان نداشت.

استون و برونل (۱۹۹۴) این ناهمخوانی در ادبیات پژوهشی را «تناقض در تغذیه ی ناشی از استرس » نامیده اند تا توضیح دهند که چگونه استرس گاهی سبب پرخوری می شود و گاهی بدون هیچ الگوی مشخصی موجب کم خوری می گردد. استرس از طریق تغییر رفتار و یا تأثیر مستقیم بر فیزیولوژی فرد، سلامت و بیماری وی را تحت تأثیر قرار می دهد. مسیرهای رفتاری و فیزیولوژیکی تاکنون به طور جداگانه ارائه شده اند، اما این کار موجب ساده سازی بیش از حد می گردد. استرس می تواند سبب ایجاد تغییراتی در رفتارهایی نظیر سیگار کشیدن و رژیم غذایی شود که از طریق تغییر فیزیولوژی فرد، بر سلامت وی تأثیر می گذارند. به همین ترتیب، استرس می تواند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی نظیر افزایش فشار خون شود، اما این مسئله اغلب در افرادی به چشم می خورد که رفتارهای ناسالم نشان می دهند (جانستون، ۱۹۸۹).

درواقع، ارتباط استرس و بیماری از طریق تعامل پیچیده میان عوامل رفتاری و فیزیولوژیکی صورت می گیرد. به علاوه، جانستون (۱۹۸۹) معتقد است که این عوامل تجمعی هستند؛ به این معنی که هر چه عوامل بیشتری توسط استرس تغییر داده شوند، استرس احتمالا بیشتر به بیماری می انجامد. تفاوت های فردی در رابطهی استرس - بیماری هر کسی که استرس را تجربه می کند، لزوما بیمار نمی شود. این امر تا حدی ناشی از نقش متغیرهایی نظیر مقابله، کنترل، شخصیت و حمایت اجتماعی است. با این حال، پژوهش ها نشان می دهند که این تغییر پذیری، ناشی از تفاوت های فردی در واکنش به استرس، بهبودی پس از استرس، بار آلوستاتیک و مقاومت در برابر استرس است.


بعد از پرداخت ، پروپوزال به همراه پنج فصل پایان نامه همین پروپوزال بلافاصله قابل دانلود است.


کد فایل: zp256