پروپوزال روش تحقیق همراه با پنج فصل

مشخصات پروپوزال روش تحقیق و پروژه سمینار:
عنوان : رابطه دلبستگی به والدین و همسالان و فاصله روانشناختی بررسی نقش واسطه ای هویت معنوی
قسمت های یک پروپوزال استاندارد: دارد


منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
نوع فایل: Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات پروپوزال: 28 صفحه
تعداد صفحات پنج فصل کامل پروژه سمینار با فهرست و پرسشنامه ها و منابع فارسی و لاتین : 135 صفحه
بارها به عنوان مادر، با تلخی احساس می کردم که دخترم به دوستان خود نسبت به من بسیار بیشتر فکر می کند. اگر چه این کار او را زیاد دوست نداشتم اما این که دغدغه بیشتری نسبت به آنها نشان میداد ہی علت نبود. از موقعی که به مدرسه رفت زمان بیشتری را با دوستانش نسبت به والدین می گذراند و دلایل بسیار بیشتری هم برای ارتباط با آنها داشت. شاید مطمئن بود که ما هرگز او را رها نمی کنیم یا با او دشمنی نمی کنیم و یا رفتار غیر منتظره ای با او نخواهیم داشت، اما دوستی ها بسیار فراتر بودند و نگرانی و ترس بیشتری را ایجاد می کردند و بدون شک هیجان و صمیمیت بیشتر و نیز حمایت سودمندتر و بیشتری از جانب آنها وجود داشت. هنگامی که به دوران کودکی بسیار دور خودم نگاه می کنم رفاقتها و پشت پا زدنها را حداقل به روشنی تجربیات خانوادگی به یاد دارم و احساسم این است که تأثیر خانواده ام روی من اگر چه آرام اما مداوم و قوي و لكن تأثيرات دوستانم سرنوشت سازتر، هیجان انگیزتر و بعضأ تلخ تر بوده اند.

نظریه روانشناسی گزارشهای مکرری درباره چرائی اهمیت روابط همسالان ارائه کرده است. هنگامی که وجود هم سالان عامل مهمی در شکل گیری دوباره روابط نوجوان با والدین میشود نظریه پردازان روانکاوهمچون بلوس (۱۹۶۷) از فرآیند متلاطم تفرد در دوران نوجوانی می گویند. پیاژه برکمک رابطه متوازن بین همسالان در رشد اخلاقی و حل و فصل اختلافات بین هم سالان در ارتقاء فعالیتهای شناختی همچون دیدگاه گزینی و گفتگو تأکید دارد (پیاژه، ۱۹۳۲). ويگوتسکی ((۱۹۷۸) و ونگر (۱۹۹۸) بر ساخت مشترک وقایع اجتماعی به عنوان جزئی از فرایند رشد تأکید می کنند. گروههای همسال به عنوان زمینه هایی مطرح شده اند که غالب یادگیری اجتماعی در درون آنها و در غالب الگوها، پاداش ها و محرومیتهایی که این گروهها ارائه می کنند انجام می پذیرد. (به عنوان مثال، کایرقس، ۱۹۹۸، ۱۹۹۵).

در نظر هریس (۱۹۹۵، ۱۹۹۸) کودک تمام انرژی خود را صرف عضو شدن در گروه دیگر کودکان می کند و دیگر تأثیرات (به جز تأثیرات ژنتیکی) را تا حد صفر کاهش می دهد، و این فشار هنجاری است که رشد را تکامل میدهد. نگاه به زندگی بچه ها همراه با همسالانشان مستلزم تگاه به سطوح چندگانه و پیچیده است. از آنجایی که مشخصات گروه صرفا حاصل جمع خصيصه های اعضای آن گروه نیست باسیتی ویژگی های انفرادی کودکه ویژگی های رفتار و تعاملات او را لحظه به لحظه و دو سویه و يكطرفه، ویژگی های گروه دو نقره و بزرگت، ویژگی های فرهنگ محلی و بالاتر را مدنظر قرار دهیم (قس. ثور دانو، ۲۰۰۲، هایند، ۱۹۷۹؛ برون فر برتر، ۱۹۷۹؛ مخیا۔ آروس و دیگران، ۲۰۰۶:اسمتاتا و دیگران، ۲۰۰۶ فریدریکس و اكلس، ۲۰۰۵؛ سیمپکس و دیگران، ۲۰۰۸).

آنچه در یک سطح اتفاق می افتد بر آنچه در سطوح دیگر اتفاق می افتد، تأثیر می گذارد و از آنها تأثیر می پذیرد. بار دیگر با مزوسیستم ها و تیزمیکروسیستم ها سرو کار داریم. حتی کودکان خردسال نیز به دیگر کودکان توجه و علاقه نشان میدهند. شواهدی نشان میدهند که بطور فزاینده در طول دوران کودکی و سالهای ماقبل مدرسه، کودکان رفتارشان را با همسالان تطبیق می دهند، از همدیگر تقلید می کنند و مورد تقلید بودن خود را نشان می دهند، مبادلات مشاهده - پاسخ و مشاهده - مکث - پاسخ دارند، به یکدیگر کمک می کنند و شریک می شوند، عکس العملهایی دارند که از ویژگی های همسالان تمیز داده می شوند (برای تقد مراجعه شود به روبین و دیگران، ۱۹۹۸، ۲۰۰۶: هي و دیگران، ۱۹۹۹؛ هي، کاستل و دیویس، ۲۰۰۰، تیچد (ان. آی، سی، ایچ، دی)، ۲۰۰۳ ).

هنگامی که با یک همسال آشنا هستند نسبت به زمانی که با یک همسال غریبه هستند رفتار متفاوتی دارند. دو سویه عمل می کنند، یعنی کنش های مثبت و مداومی دارند که شامل بیاد آوری تعاملات قبلی و احتمالأ پیش بینی تعاملات آتی است و می توان آن را عاملی در افزایش دوستی دانست. کودکان نوپا اگر چه بعید است در این سن بتواننده گروههای غیر خودی را تعریق و آنها را تقویت کنند اما می توانند سلسله مراتب تسلط و گروههای خود را بسازند بچه های پیش دبستانی بزرگتر، خصوصا آنهایی که زمان بیشتری را در گروهها می گذرانند (ان. آی. سی۔ ایچ۔ دی، ۲۰۰۲ a)، خیلی سریع مهارتهای اجتماعی کار آمد را کسب می کنند. همزمان که شناخت اجتماعي ونظريه ذهن رشد میکند ذهنیت درونی کودک تیز رشد می کند و قادرند که زنجیره های طولانی تری از بازی و گفتگو را ایجاد کنند زورتر، کاسیدی وجوليا تو، ۲۰۰۶).

آنها حتی " بازی موازی" از خود نشان می دهند: بازی کردن در کنار کودک دیگری بدون همکاری و یا هماهنگی. بعضی اوقات کودکان این کار را به عنوان یک استراتژی مؤثر برای پذیرفته شدن در بازی دیگر کودک و یا دیگر گروه انجام می دهند. آنها کم کم می توانند بازی های موضوعی و نمایشی - اجتماعی را بطور هماهنگ انجام دهند (ص۔ ۲۲۷ء رويسيئون و دیگران، ۲۰۰۳ء گنکو، پت و کوباء ۲۰۰۲). این طور پنداشته میشود که این گونه بازی ها فرصتهایی را برای ابراز مقصود کودک، و نيز فرصتهایی را برای کنترل، مصالحه، گفتگو - خصوصا در مورد نقش هاء سناریوها و وسایل - ایجاد می کند. بازی های نمایشی اجتماعی هم چنین می توانند فرصتهایی را برای اجرای موضوعاتی با محتوای احساسی از قبیل صمیمیت، نزاع، اعتماد و رهبری ایجاد کنند و باعث افزایش رفتار جامعه پسنداته، سخن گفتن و نزاع پیرامون حقوق و عقاید افراد می شود - در حالی که نزاع بر سر اشیاء کاهش می یابد چرا که کودکان استراتژی هایی را فرا می گیرند که زد و خورد را غیرضروری می سازد.

هنگامی که همسالان به عنوان " دوست " شناخته می شوند کودکان آنها را برای همبازی خود ترجیح میدهند و رفتار مثبت و مهربانانه تری را دریافت و ابراز می کنند و جایی که رفتار جمعه پسند بیشتری باشد روابط پائاتر می گردند. ( دان ودیگران، ۱۹۹۹، ۲۰۰۲، دان، ۲۰۰۴ء برندت، ۲۰۰۴). کودکان نزاعهای بسیار بیشتری با دوستان خود تا با کودکان بی طرف دارند و این مسئله در سالهای قبل از مدرسه تا حد زیادی بخاطر تعامل بیشتر با دوستان است. در مقایسه با نزاع هایی که بین کودک و غیر دوستان اتفاق می افتد، در نزاعهای بین دوستان احتمال بیشتری برای حل اختلاف از طریق گفتگوست و در بدترین حالت جدایی اتفاق می افتد. اما دوستانی که موقتأ جدا شده اند همچنان نزدیکی به یکدیگر را حفظ می کنند و کاملا از یکدیگر جدا نمی شوند.


بعد از پرداخت ، پروپوزال به همراه پنج فصل پروژه همین پروپوزال بلافاصله قابل دانلود است.


کد فایل: zp220


قیمت این محصول :