مشخصات پروپوزال روش تحقیق و پروژه سمینار:
عنوان : اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی


قسمت های یک پروپوزال استاندارد: دارد
منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
نوع فایل: Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات پروپوزال: 29 صفحه
تعداد صفحات پنج فصل کامل پروژه سمینار با فهرست و پرسشنامه ها و منابع فارسی و لاتین : 145 صفحه
متأسفانه نتایج تجربی بسیار کمی از درمان شناختی - رفتاری برای خانواده ها موجود است. فالکنر، کلوک و گیل (۲۰۰۲) تحلیل محتوایی بر مقالات منتشر شده در حیطه زوج درمانی و خانواده درمانی از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۹ انجام دادند. مطبوعات آمریکایی خانواده درمانی، خانواده درمانی معاصر، فرایند خانواده و مطبوعات زوج درمانی و خانواده درمانی در بین مهم ترین مطبوعاتی بودند که ۱۳۱ مقاله از آنها مورد تحقیق کمی قرار گرفت. از ۱۳۱ مقاله، کمتر از نیمی از آنها شامل نتایج تحقیقات بودند. هیچ یک از این تحقیقات درمان شناختی - رفتاری را مورد بازبینی قرار نداده بودند. یک بررسی جدیدتر از مقالات تخصصی نشان می دهد که این آمار ثابت مانده است (داتيليو، ۲۰۰۴). به هر حال درمان شناختی - رفتاری زوجها نسبت به سایر شیوه های درمانی (CBCT تابع نتایج کنترل شده تحقیقات است. شواهد تجربی محکمی از نتایج تحقیقات درمانی برای زوجها بدست آمده است که کارایی درمان شناختی - رفتاری برای روابط را نشان می دهد، اگرچه بیشتر تحقیقات عمدتا روی مداخلات رفتاری برای آموزش ارتباطات، آموزش مسأله گشایی و قراردادهای رفتاری تمرکز می کنند تنها یک بررسی کلی در مورد تأثیر رویکردهای بازسازی شناختی به عمل آمده است ( برای مرور بر محکم ترین معیار برای کارایی به باکام، ۱۹۹۸ رجوع کنید).

با کام (۱۹۹۸) نتایج تحقیقاتی را مرور کرد که نشان داد درمان شناختی - رفتاری در کاهش درماندگی در ارتباط مؤثر است. یک تحقیق کوچکتر ولی جامع تر روی دیگر رویکردهای درمانی زوج ها و خانواده از جمله تمرکز روی موارد عاطفی جانسون و تاليت من ۳، (۱۹۹۷) و درمان های همراه با آگاهی زوجها (سنیدر، ويلزو گرادی - فلتچر، ۱۹۹۱) نشان می دهد که این موارد قابل مقایسه هستند یا در برخی موارد حتی نتایج بهتری از رویکردهای شناختی - رفتاری ارائه می دهند. مطالعات بیشتری نیاز است تا بتوانیم راجع به کارایی نسبی این درمان های تجربی نشان دهیم اما حمایت دلگرم کننده ای از درمان شناختی - رفتاری و متمرکز عاطفی و آگاهی زوج ها به عنوان درمان های مفید برای بسیاری از زوجهای درمانده وجود دارد (دیویس، پیرسیه، ۲۰۰۷). راجع به کاربردهای کلی اختلالات فردی از جمله اسکیزوفرنی و اختلالات رفتاری کودکان ، تحقیقات اندکی موجود است. نتایج تحقیقات نشان داده است که کار این مداخلات رفتاری برای چنین اختلالاتی بالا است (آموزش روانی و آموزش ارتباطات و مهارتهای مسأله گشایی) (باکام ۱۹۹۸)، اگرچه هنوز مداخلات شناختی ارزیابی نشده اند.

اندازه آنها تأکید زیادی بر درمان های معتبر تجربی در زمینه بهداشت روانی است، رویکرد شناختی رفتاری شهرت و احترام قابل توجهی در میان متخصصان بالینی بویژه درمانگرهای خانواده و زوج بدست آورده است ( داتيليو، ۱۹۹۸؛ داتيليو، اپستین، ۲۰۰۳؛ اپستین، با کام، ۲۰۰۲؛ دیویس، پیرسی، ۲۰۰۷). . اسپیرینکلا (۲۰۰۳) بر کاربرد معیار جدی تری برای نتایج تحقیقات روی زوج درمانی و خانواده درمانی و پیشرفت کلی این زمینه به سوی اصل مشهودتر، تأکید کرده است. به علاوه به نظر می رسد که توجه بیشتری به گزارش های موردی در مقالات مربوط به خانواده درمانی معطوف شده است. معمولا تحقيقات موردی به دلیل عدم شرایط کنترل شده و عینیت بخشی توسط بسیاری از افراد مبنای علمی ندارد. به هر حال بررسی موردی به عنوان مبنایی برای استنباط های علی در موارد بالینی درست طراحی شده، در نظر گرفته می شود ( داتيليو، ۲۰۰۶) و به نظر می رسد در بسیاری از روش ها توسط دانشجویان و مربیان ترجیح داده می شود. در متنی که توسط داتيليو (۱۹۹۸a) به چاپ رسید، اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان نظریه های مختلف زوج درمانی و خانواده درمانی تأیید کردند که اضافه کردن تکنیک های شناختی - رفتاری به رویکردهای ویژه آنها در درمان سودمند است.

بسیاری از این کارشناسان عملا نشان دادند که بسیاری از تکنیک های مشابه را در رویکردهایشان دخالت می دهند اما آنها را با واژه های دیگری معرفی می کنند. اقتباس گسترده روش های شناختی - رفتاری توسط درمانگرهای خانواده و زوج به دلایل مختلف و به دليل شواهد تحقیقاتی تأییدکننده کارایی آنها بود. اول اینکه تکنیکهای درمان شناختی - رفتاری مورد درخواست درمان جوها است کسانی که کارایی را ارزش می نهند. رویکردی مؤثر برای مهارتهای مسأله گشایی و ساختاری است که خانواده می تواند برای کنار آمدن با مسایل آتی هم از آن استفاده کند (فریدبرگ، ۲۰۰۶). به علاوه درمان شناختی - رفتاری بر رابطه توأم بین درمانگر و درمان جو تأکید می کند، حالتی که در رویکردهای فرا مدرن در خانواده درمانی و زوج درمانی رایج است. حمایت از درمان شناختی - رفتاری برای روابط خصوصی (به اپستین و با کام، ۲۰۰۲ برای نمونه های بیشتر مراجعه کنید) عوامل زمینه ای را توسعه می بخشد که در محیطهای فیزیکی و میان فردی زوجها یا خانواده در نظر گرفته می شوند (مثلا خانواده گسترده، محل کار، همسایه، شرایط اجتماعی - اقتصادی ملی). برای مثال اکتشاف اخير درمان شناختی - رفتاری را با مداخلات دیگری از جمله درمان رفتاری - جدلی ۳ (DBT) در درمان اختلالات عاطفی در روابط خصوصی ترکیب کرده است ( کیربی و باکام، ۲۰۰۷).

درمان شناختی - رفتاری رویکردی نظری و جامع شده است و با تلاش های خلاقانه فعالان مختلف ادامه می یابد. مدل شناختی - رفتاری همیشه مستعد تغییر است و تأکید آن بر تجربی گرایی و به حداکثر رساندن، کارایی بالینی از طریق تحقیق است که چه عاملی مؤثر واقع می شود یا نمی شود. به خاطر تطبیق پذیری و میزان اشتراک این مدل با بسیاری دیگر از مدل های درمانی که فرضیه آنها بر تغییر روابط زوجها و خانواده از طریق تغییر شناخت ها، پیوندها و الگوهای رفتاری است، درمان شناختی - رفتاری احتمال بیشتری برای تعمیم با دیگر رویکردها دارد (داتيليو، ۱۹۹۸؛ داتيليو و اپستین، ۲۰۰۵). برخی از کارها، قدرت التقاط رویکردهای شناختی - رفتاری را در درمان فردی مورد توجه قرار داده اند ( آلفرد و بک، ۱۹۹۷) که در مورد خانواده درمانی و زوج درمانی هم مصداق دارد ( داتيليو، ۱۹۹۸).

همچنین درمانگرهای شناختی - رفتاری مفاهیم و روش های اقتباس شده از دیگر منابع نظری را هم جامعیت داده اند؛ برای مثال مفاهیم مرزها در سیستمها، سلسله مراتب (کنترل) و توانایی یک خانواده برای سازگاری با تغییرات تحولی در درمان ساختاری خانواده مورد تأکید قرار می گیرند ( مینوچین، ۱۹۷۴). نمونه های برجسته ای در کار اپستین و باکام با زوجها هستند (۲۰۰۲). از آنجا که زوجها و خانواده ها مجموعه پیچیده ای از پویش ها را تشکیل می دهند که مستقیما و غیر مستقیم به شبکه های علی مربوط می شوند، ضروری است که انجام درمان شناختی - رفتاری در مقابل زمینه رویکرد سیستم مورد توجه قرار گیرد. یعنی شناسایی جریان حلقوی و چند بخشی تأثیر در میان اعضاء خانواده در کارایی مداخله بسیار مهم است. ماهیت سیستمیک عملکرد خانواده نیازمند این است که خانواده به عنوان واحدی مرکب از بخش های تعاملی در نظر گرفته شود.

در نتیجه برای درک هر رفتاری در یک رابطه خانوادگی باید به تعاملات بین اعضاء و ویژگی های خانواده به عنوان یک واحد بنگریم. یک دیدگاه شناختی - رفتاری هم به طور مشابهی روی تعامل بین اعضاء خانواده متمرکز می شود و تأکید ویژه ای بر ماهیت بهم پیوسته انتظارات اعضاء خانواده، اعتقادات و اسناد آنها دارد. پس از این نظر، هم درمان شناختی - رفتاری و هم خانواده درمانی سیستمیک سنتی بر تأکید روی چند جهتی، تأثیر دو جانبه و ضرورت بررسی رفتارها در یک بافت ویژه، اشتراک دارند. اگرچه مفاهیم شناختی - رفتاری معمولا با مدل های خاصی می تواند تلفیق شوند، مدل هایی هم وجود دارد که اساسا غير قابل مقایسه با درمان شناختی - رفتاری هستند. برای مثال درمانگرهای مسأله محور، تا حد زیادی جنبه های کنونی و تاریخی مشکلات موجود خانواده را نادیده میگیرند و در عوض تلاش های عمده آنها برای اعمال تغییرات مطلوب است ( برای مرور به نیکولز و شوارتز مراجعه کنید، ۲۰۰۱).

درمانگرهای شناختی رفتاری در حالی که می خواهند نقاط قوت موجود در سانجو را شناسایی و بازسازی کنند و توانایی های مسأله گشایی آنها را تقویت کنند، با جنبه های شناختی، عاطفی و رفتاری الگوهای مسأله ساز که اغلب نهادینه شده اند و تغییر آنها دشوار است را مورد ارزیابی و مداخله قرار می دهند. بنابراین فعالان رویکردهای دیگر باید میزانی را که طبق آن مفاهیم شناختی - رفتاری با جنبه های کلیدی مدل هایشان هماهنگی یا تضاد دارند، تعیین کنند. در حالی که محققان به بررسی اثرات مداخلات اضافی ناشی از دیگر مدل های رویکردهای شناختی - رفتاری ادامه می دهند، احتمال جامعیت در نمونه های بالینی باید افزایش یابد.


بعد از پرداخت ، پروپوزال به همراه پنج فصل پروژه همین پروپوزال بلافاصله قابل دانلود است.


کد فایل: zp218


قیمت این محصول :