مشخصات پروپوزال روش تحقیق و پروژه سمینار:
عنوان : بررسی تاثیر آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر تاب آوری، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومی و هموگلوبین گلوکوزیته در بیماران مبتلا به دیابت
قسمت های یک پروپوزال استاندارد: دارد

منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
نوع فایل: Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات پروپوزال: 36 صفحه
تعداد صفحات پنج فصل کامل پروژه سمینار با فهرست و پرسشنامه ها و منابع فارسی و لاتین : 217 صفحه
درمان شناختی - رفتاری برای زوجها و خانواده ها، امروزه اصلی مهم در درمان است که به طور گسترده ای در بسیاری از کتاب های مربوطه آمده است ( سکستون، ویکز و رابینز، ۲۰۰۲؛ بکوارک و بكوار، ۲۰۰۹؛ بيتر"، ۲۰۰۹؛ نیکولز و شوارتز، ۲۰۰۸؛ گلدنبرگه و ۲۰۰۸). در آمار ملی مربوط به دهه قبل که در سازمان ازدواج و درمان خانواده آمده بود، پزشکان ازدواج و خانواده در مورد کیفیت درمان اولیه خود گزارش هایی ارائه دادند (نورسی، ۲۰۰۲). از ۲۷ نمونه مختلف ذکر شده، اکثریت موارد مشخص شده، تحت درمان شناختی - رفتاری خانواده بودند (نورسی، ۲۰۰۲). اخيرا آمار بیشتری مربوط به دانشگاه کلمبیا از ۲ , ۲۸۱ نفر پاسخ دهنده، نشان داد که ۱ , ۵۶۶ نفر (۶۸ / ۷ درصد) اظهار کرده اند که غالبا از درمان شناختی - رفتاری در ترکیب روشهایشان استفاده می کنند (شبکه روان درمانی، ۲۰۰۷).

این داده ها، بیانگر استفاده و تأثیر درمان شناختی - رفتاری (CBT) در زوجها و خانواده ها است. کاربرد CBT برای مشکلات روابط خصوصی، تقریبا پنجاه سال قبل در نوشته های آلبرت اليس» آمده است که نقش برجسته شناخت را در مسایل زناشویی نشان می دهد (اليس و هارپر، ۱۹۶۱). اليس و هارپر و همکارانشان معتقد بودند که ناکارآمدی ارتباط زمانی اتفاق می افتد که افراد ۱) بر عقاید غیرواقعی یا نامشخص خود در رابطه با طرفین پافشاری کنند. ۲) ارزیابی های منفی دارند وقتی که فرد و رابطه مطابق با انتظارات غیرواقعی آنها عمل نمی کند، زمانی که فرایندهای منفی شناخت صورت می گیرند: فرد عواطف منفی را تجربه می کند (عصبانیت، ناامیدی و اوقات تلخی و شیوه های رفتاری منفی را در رابطه خود در پیش می گیرد. اصول درمانی عقلانی - هیجانی اليس (RET') در کار با زوجهای آشفته، برای افکار غیر منطقی شان به کار رفته شد (اليس، ۱۹۷۷؛ اليس، سیچل، پیگر، دمیاتیا و دیگوسپ، ۱۹۸۹).

با این حال، على رغم شهرت RET به عنوان درمان فردی و گروهی برای بسیاری از مشکلات فردی، RET در رابطه با ارتباطات صمیمانه پذیرش قابل قبولی را از طرف درمانگرهای خانواده و زوجها در سال های ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ دریافت نکرد. در این دهه ها رشته خانواده درمانی و زوج درمانی توسط نظریه پردازان و درمانگران طرح ریزی شد و آنها مدل هایی را رهبری کردند که بر فرایندهای روان شناختی و علتهای خطی، الگوهای ارتباطی خانواده و مفاهیم علی حلقوی نظریه سیستم ها تمرکز داشتند (نيكولز و اسچوارتز، ۲۰۰۸).

تأكيد اليس بر شناخت فردی و مدل "ABC" او که باورهای غیر منطقی، پاسخهای رفتاری و هیجانی افراد به حوادث روزمره را تعیین می کند، به نظر می رسد که با رویکردهای سیستم های خانواده مغایر باشد. اصول نظریه یادگیری یکی دیگر از پیشرفت های اساسی روان درمانی در سال های ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، استفاده از اصول نظریه یادگیری برای نشان دادن مسایل رفتاری کودکان و بزرگسالان بود. بعدها، اصول و تکنیک های رفتاری به طور موفقیت آمیزی در درمان افراد آشفته به کار گرفته شد. به عنوان مثال استوارت (۱۹۶۹)، لیبرمن (۱۹۷۰)، ویس، هوپس و پترسون (۱۹۷۳) استفاده از نظریه تبادل اجتماعی و راهبردهای یادگیری عاملی را برای تسهیل تعاملات رضایت بخش تر میان زوجها و خانواده های آشفته نشان دادند. پترسون، مکنیل، هاکینز و فیلیپس (۱۹۶۷) و دیگران ( برای مثال ليبو، ۱۹۷۶؛ واهار، وینکل ، پترسون و مورسین، ۱۹۷۱) به طور مشابهی رویکردهای شرطی عاملی و وابسته به قرارداد را برای کمک به والدین در کنترل رفتار خشونت آمیز کودکان به کار بردند.

این رویکرد عاملی حمایت تجربی محکمی بدست آورد و بین درمانگران رفتاری متداول شد ولی از طرف درمانگرهای خانواده و زوج بازشناسی کمی دریافت کرد. رویکردهای رفتاری با رویکردهای سیستم های خانواده در تأکید بر رفتار قابل مشاهده و عوامل موجود در ارتباطات میان فردی مؤثر مشترک هستند. با این حال تفاوت های اساسی وجود دارد که درمان های رفتاری را برای بسیاری از درمانگرهای خانواده و زوج غیرجذاب می کند. اول آنکه الگوهای رفتاری روی محرک و پاسخ تأکید دارند که از نظر درمانگران سیستمیک بیش از حد خطی محسوب می شوند. دوم اینکه نظریه پردازان سیستمی معتقدند که یک رفتار آسیب زای فردی حاصل عملکرد خانواده است که با تحلیل عملکرد رفتارگراها از پیشایند و پیامد رفتارهای مشکل زا متفاوت است. خانواده درمانگران به طور متداول بیشتر به علائم فردی به عنوان نمادهایی از مسایل بزرگتر خانواده تأکید می کنند. بنابراین، گرچه اشکال اولیه خانواده درمانی بر تأثیر دوجانبه رفتار فرزندان - والدین بر یکدیگر توجه نداشته اند و خانواده درمانگران و زوج درمانگران تمایل داشتند که به آنها به صورت یک رابطه خطی نسبتا ساده بنگرند، ولی آن جزئی از تعاملات پیچیده خانواده محسوب می شود. ویژگی رویکرد اولیه خانواده درمانی رفتاری با شخصی ساختن مشکلات خانواده به طور عینی و با مفاهیم و اصطلاحات قابل مشاهده و با طرح راهبردهای درمانی تجربی خاص همراه است.

هدف این رویکردها، تحلیل تجربی اثرات آنها بر دستیابی به اهداف خاص رفتاری است می شود. ویژگی رویکرد اولیه خانواده درمانی رفتاری با شخصی ساختن مشکلات خانواده به طور عینی و با مفاهیم و اصطلاحات قابل مشاهده و با طرح راهبردهای درمانی تجربی خاص همراه است. هدف این رویکردها تحلیل تجربی اثرات آنها بر دستیابی به اهداف خاص رفتاری است (فالون ؟ و لیلی ۳، ۱۹۸۸). رابرت لیبرمن (۱۹۷۰) اشاره کرد که نه درمانگر خانواده و نه شخص مورد درمان، برای تغییر در سیستم خانواده به شناخت پویایی های خانواده نیاز ندارند. لیبر من معتقد است که تحلیل های رفتاری دقیق، تمام چیزی است که مورد نیاز است. اخيرة، ایان فالون " (۱۹۹۸) درمانگران خانواده و زوجها را تشویق به تنظیم رویکردهای سیستم باز کرده است که نیروهای چندگانه عملی در خانواده را بررسی می کنند. او بر موقعیت فیزیولوژیکی فرد، شناخت و پاسخ های شناختی، رفتاری و عاطفی او در ارتباط با تعاملات میان فردی در فرد، شناخت و پاسخ های شناختی رفتاری و عاطفی او در ارتباط با تعاملات میان فردی در خانواده، اجتماع محل کار و شبکه های فرهنگی - سیاسی تاکید می کند. هیچ سیستم واحدی کانون جدایی دیگران نیست. بنابراین فالون بر رویکردی عینی تر کار کرده در حالی که هر عامل على بالقوه باید در ارتباط با عوامل دیگر در نظر گرفته شود.

این رویکرد توسط آرنولد لازاروسه (۱۹۷۶) در رویکرد ارزیابی چند طرحی اش مطرح شد. طعنه آمیز است که رویکردهای سیستمی خانواده تقریبا به طور جامعی بر پویش های درون خانوادگی تمرکز می کنند و عوامل اضطراب زا را عوامل نامربوط می پندارند. هدف تحلیل رفتاری، بررسی تمام سیستم های عامل بر هر یک از زن و شوهر با عضو خانواده است که در بروز مشکلات حاضر دخالت دارند. به همین دلیل است که درمانگر پیشکسوت رفتاری خانواده، جرالد پترسون (۱۹۷۴) بر ارزیابی در نشست های مختلف، از جمله آژانس های تنظیم کننده یا محیط مدارس یا محل کار تأکید کرده است. در حالی که درمانگرهای رفتاری مؤلفههای آموزش ارتباطات و مهارت های مسأله گشایی را به مداخلات خود برای زوج ها و خانواده ها اضافه کرده اند، آن مداخلات اغلب توسط درمانگرهای خانواده به صورت متداول به کار گرفته شده اند ( مثلا فالون، ۱۹۸۸؛ فالون، بوید، مک گیل ، ۱۹۸۴؛ جکوبسن، مارگولینه، ۱۹۷۹؛ استوارت، ۱۹۸۰).

به نظر می رسد یکی از دلایل این تعمیم این باشد که درمانگرهای سیستمیک معمولا فرایندهای ارتباطی را كانون تعاملات خانواده می دانند و تکنیک های ساختاری برای کاهش تعداد پیام های مبهم ارسالی در بین اعضاء خانواده را ارزش گذاری می کنند. به هر حال، هنوز تفاوت هایی میان فرضیات نظریه پردازان سیستمیک و فرضیات درمانگرهای رفتاری راجع به نقش ارتباط در عملکرد خانواده وجود دارد. با توجه به مفاهیمی از جمله فرضیه بن بست مضاعف (بتسون، داویدسون، هالی و ویکلند، ۲۰۰۶) که تناقض و تضاد پیام ها از طرف والدین را نشان می دهند که در توسعه تفکر روان پریشی نقش دارند. درمانگرهای سیستمیک آموزش ارتباطات را به عنوان اندادی برای کاهش عملکرد تعادلی رفتار مخرب بیمار معلوم در درون خانواده در نظر میگیرند. نظریه بن بست مضاعف هنوز مورد بررسی است ( فيوت و جانستون، ۲۰۰۳؛ کیدمن، ۲۰۰۷).

تحقیق روی ارتباط خانواده و اختلالات روانی این دیدگاه را تأیید نمی کند که ارتباطات مختل باعث اختلالات روانی می شود، بلکه بیشتر به عنوان عاملی تنش زا برای آسیب پذیری بیولوژیکی فرد برای اختلال عمل میکند ( موسیر و گلین ۱، ۱۹۹۹). درمانگرهای رفتاری خانواده مثل فالون و همکارانش (۱۹۸۴) بر تغییر ارتباط منفی و نامفهوم خانواده به عنوان یکی از عوامل تنش زای عمده تأکید کردند که احتمال بروز نشانه هایی از بیماری روانی را افزایش می دهد. تحقیقات روی هیجان ابراز شده یا میزان بروز انتقاد، خصومت و درگیری بیش از حد هیجانی اعضاء خانواده در برابر عضو مبتلا به اختلال عمده روانی، بیانگر این است که چنین شرایطی در خانواده احتمال بهبود بیمار در درمان را کاهش و احتمال بازگشت او را افزایش می دهد (میکلوویتزا، ۱۹۹۵).

علاوه بر این درمانگرهای رفتاری خانواده، بروز آشکار و سازنده افکار و احساسات، گوش دادن همدلانه و مهارت های مؤثر مسأله گشایی را در حل تعارضات بين اعضاء خانواده ضروری می دانند. تعارض هایی که شامل تعارض زوجها و والد - فرزندی هم می شوند. یافته های محققان در چندین کشور نشان داد که درمان رفتاری شامل آموزش مهارتهای ارتباطی و مسأله گشایی، بهبود چشمگیری در عملکرد خانواده ایجاد میکند (مویسر، گلین، ۱۹۹۹). به علاوه تحقیقاتی که روی ارتباط زوجها توسط محققانی مثل کریستین (۱۹۸۸) و گاتمن (۱۹۹۴) انجام شد، اهمیت کاهش رفتارهای اجتنابی و واکنش های خشونت آمیز بین طرفین مضطرب را نشان داد. به نظر می رسد که عدم آگاهی از این بهبودها، این ایده را نشان می دهد که رفتار درمانی ساده است. همانطور که درمانگرهای رفتاری به توسعه رویکردهای جامع تری برای تعديل تعاملاتی که در روابط آشفته دخیل هستند می پردازند، روش های آنها برای درمانگرهای خانواده و زوج جذاب تر می شوند، کسانی که کار آنها توسط نظریه سیستم ها هدایت می شود (فالون، ۱۹۸۸).

با این وجود مراکز خانواده درمانی بر تعدیل الگوهای رفتاری تأکید می کنند (مثل راهکارهای ساختاری و رویکردهای مبتنی بر راه حل) و معمولا با استفاده از مداخلاتی متفاوت توسط درمانگرهای خانواده و زوج به کار خود ادامه می دهند ( مثل دستورالعمل ها، پیش بینی های متناقض، و مداخلات نامتعادل مثل کناره گیری موقتی عضوی از خانواده). اصول شناخت درمانی در اواخر دهه ۱۹۷۰ شناخت ها به عنوان مؤلفه ای از الگوی درمان رفتاری معرفی شدند ( مارگولین و ويس، ۱۹۷۸). در ابتدا درمانگرهای رفتاری تکنیک های شناختی را به صورت محدود می شناختند و تصور می کردند که اندازه گیری آنها با هر درجه اعتباری دشوار است. این تفکر به هر حال به تدریج با انتشار نتایج تحقیقات جدید تغییر کرد. محققان رفتاری از جمله جاکوبسن (۱۹۹۲) و هالوگ ، با کام و مارک من (۱۹۸۸) نمونه هایی از کاربرد منظم راهکارهای شناختی در زوج درمانی را ارائه دادند؛ که آموزش زن و شوهر برای پیش بینی اختلافات و متعاقبا بازسازی رفتارهایشان را شامل می شد. این موضوع بعدها توسط برخی از محققان بویژه اپستینه و باکام پیگیری شد (۱۹۹۰). 

در دهه ۱۹۸۰، عوامل شناختی مورد توجه فزاینده ای در حيطه تحقیقات مربوط به زوج درمانی قرار گرفتند. شناخت ها به روش مستقیم و منظم تر، توسط درمانگرهای رفتاری بیشتر از طرفداران دیگر رویکردهای نظری برای زوج درمانی و خانواده درمانی مورد بررسی قرار گرفتند از جمله با کام، ۱۹۸۷؛ داتيليو، ۱۹۸۹ ايداسون واستيو، ۱۹۸۲ با پستین و ایدلسون، ۱۹۸۱؛ فینچم، بیچ و نلسون، ۱۹۸۷؛ و پس، ۱۹۸۴). مسلما پردازش های فکری اعضاء خانواده در انواع نظریه های مربوط به خانواده درمانی مورد توجه عمده قرار گرفته است ( برای مثال بازسازی دوباره با راهکاری برنامه ریزی شده انجام شد مانند صحبت راجع به مشکل" در درمان متمرکز راه گشایی و داستانهای زندگی در روایت درمانی). به هر حال هیچ یک از رویکردهای اصلی خانواده درمانی، مفاهیم و روش های منظم CBT را برای ارزیابی و مداخله براساس شناخت در روابط خصوصی به کار نگرفته است.

درمانگران سنتی خانواده، شناخت را تنها از طریق روش های ساده، مثل بررسی افکار خاصی که اعضاء خانواده بروز می دهند و دیدگاه های کاملا آگاهانه آنها، مورد بررسی قرار می دهند. در عین حال درمانگرهای شناختی روش های کامل تر و پیچیده تری را برای بررسی سیستم های اعتقادی اصلی اعضاء خانواده مطرح می کنند، سیستم هایی که در تعامل اعضاء با یکدیگر نقش دارند. مطرح می کنند، سیستم هایی که در تعامل المال لا يليان سال از روش های ارزیابی شناختی و مداخله که از فرد درمانی منشأ گرفته اند، توسط درمانگرهای شناختی رفتاری در زوج درمانی به کار گرفته شده اند تا تحریفات شناختی را که طرفین راجع به یکدیگر تجربه می کنند، شناسایی و تغییر دهند (با کام، اپستین، ۱۹۹۰؛ داتیلیو، پدسکی، ۱۹۹۰).

مداخلات شناختی رفتاری همانند روان درمانی فردی برای زوجها، برای تقویت مهارت های ارزیابی و تغییر شناختهای مسأله ساز و مهارتهای ارتباطی و مسأله گشایی سازنده مطرح شده اند ( باکام و اپستین، ۱۹۹۰؛ اپستین و باکام، ۲۰۰۲). . . رویکردهای رفتاری در خانواده درمانی به طور مشابهی به شناخت های اعضاء خانواده راجع به یکدیگر تعمیم داده می شود. اليس (۱۹۸۲) یکی از اولین افرادی بود که رویکرد شناختی برای خانواده درمانی را مطرح کرد و رویکرد RET را ارائه داد. بدروسيان ۴ (۱۹۸۳) همزمان مدل بک در شناخت درمانی را به کار گرفت تا نقایص پویش های خانواده را شناسایی و درمان کند همانطوری که بارتون و الكساندره (۱۹۸۱) به کاری مشغول شدند که بعدها به عملکرد درمانی خانواده شهرت یافت (الكساندر و پارسونز، ۱۹۸۲). در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مدل درمانی شناختی رفتاری خانواده (CBFT) توسعه سریعی داشت ( السكاندر، ۱۹۸۸؛ داتیلیو، ۱۹۹۳؛ اپستین و شلسینگره، ۱۹۹۶؛ تیچ من، ۱۹۸۱، ۱۹۹۲) و CBFT در حال حاضر به عنوان یکی از رویکردهای مهم درمانی در کتب خانواده درمانی مطرح است .


بعد از پرداخت ، پروپوزال به همراه پنج فصل پروژه همین پروپوزال بلافاصله قابل دانلود است.


کد فایل: zp216


قیمت این محصول :