مشخصات پروپوزال روش تحقیق و پروژه سمینار:
عنوان : بررسی تاثیر گروه درمانی با رویكرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش رضایت زناشویی دانشجویان متأهل


قسمت های یک پروپوزال استاندارد: دارد
منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
نوع فایل: Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات پروپوزال: 28 صفحه
تعداد صفحات پنج فصل کامل پروژه سمینار با فهرست و پرسشنامه ها و منابع فارسی و لاتین : 125 صفحه
اگر چه مردهایی در روابط زناشویی سنتی وجود دارند که استاد پذیرفتن تأثیر از همسرشان هستند، واقعیت این است که تقسیم قدرت در زندگی زناشویی یک مفهوم نسبتا جدید است و در پس یک سری تغییرات اجتماعی گسترده در چند دهه اخیر به وجود آمده است. "پوشیدن شلوار لی" برای مردان زمانی مد و رایج بود، اما زمانه عوض شده است. ممکن است همه مطالب بالا به سیر "فمنیستی" شبیه باشد، اما اینها همچنین یک واقعیت هستند. در حال حاضر که بیش از حد ۶۰ درصد زنان متاهل کار می کنند، نقش مرد به عنوان تنها نان آور خانواده در حال تضعیف است. به تدریج شغل های زنان تبدیل به منبعی برای آنها می شود نه تنها برای درآمد و قدرت اقتصادی بلکه برای عزت نفس بسیاری از موضوعات اصلی بحث که امروزه بین زوجها وجود دارد به این تغییر در نقش زن و مرد مربوط است. اغلب زنها گله می کنند که مردها هنوز سهم خودشان در کارهای خانه و مراقبت از بچه ها را انجام نمی دهند. البته این مسئله فقط برای زوج های جوان وجود ندارد. ما الگوی یکسانی را در زوج هایی که بین سال های ۴۰ تا ۶۰ سالگی رابطه زناشویی شان هستند مشاهده کرده ایم. مردانی که تمایل دارند تقوذ همسرشان را بپذیرند، معمولا زندگی های زناشویی شادی دارند. آنهایی که نسبت به این مسئله بی توجه اند، زندگی زناشویی بی ثباتی دارند. یکی از مردانی که زندگی زناشویی تاشادی داشت این گونه عنوان کرد: "من با "جون کلی ور" ازدواج کردم اما او تبدیل به "مورفی براون" شد. این منصفانه نیست. من این گونه معامله نکرده بودم." قابل درک است که برخی از مردان با تغییر نقش مرد مشکل دارند.

برای قرن ها از مردان انتظار می رفت که مسئول خانواده باشند. این حس مسئولیت و این انتصاب به نحوی از نسلی به نسل دیگر و از پدر به پسر رسیده است طوری که تجدیدنظر درباره نقش شوهر می تواند برای بسیاری از مردان واقعا یک چالش باشد. بعضی از مردان ممکن است به این خاطر در مقابل تأثیرپذیری از همسرشان مقاومت کنند که هنوز عقیده دارند که آشفتگی هرج و مرج در نقش زن و مرد یک وضعیت گذرا و موقتی است، یا اینکه پاندول تا آخرین حد خود به یک طرف رفته است و به زودی اوضاع تغییر خواهد کرد. اما شواهدی علمی وجود دارد که نشان میدهد ما در زمانی زندگی می کنیم که یک تحول فرهنگی در آن در حال خ دادن است، دگرگونی عظیمی که هرگز برنخواهد گشت. دکتر یگی سندی، انسان شناس، استاد دانشگاه پنسیلوانیا تمام عمر کاری اش را وقف مطالعه و مقایسه فرهنگهای سراسر جهان در زمینه شکارچی جمع کننده کرده است. در ظاهر زندگی های ما ممکن است بسیار متفاوت از زندگی افرادی باشد که او مطالعه می کند. اما ذات بشر به طور اساسی یکسان است. سندی عوامل معینی را تشخیص داده است که تعیین می کند آیا در یک فرهنگی به خصوص مرد نقش غالب خواهد داشت و با این که حقوقی مساوی برای زن و مرد در نظر گرفته می شود. جالب است که در هیچ فرهنگی، زن نقش غالب نداشته است. همه مردانی که هنوز در مورد لزوم پذیرش تأثیر همسرشان متقاعد تشده اند، باید نکات مثبت فراوان این کار را در نظر بگیرند.

مطالعات نشان داده است که در زندگی های زناشویی که در آن مرد در برابر تقسیم کردن قدرت مقاومت نشان می دهد نسبت به روابط زناشویی که در آن مرد از خود مقاومت نشان نمی دهند چهار برابر احتمال این که زندگی زناشویی به طلاق منجر شود یا اینکه تلشاد ادامه پیدا کند بیشتر خواهد بود. در اینجا شاهد این واقعیت هستیم که وقتی مرد قدرت را تقسیم می کند، چهار سوار تباهی رابطه حضور گسترده نخواهند داشت. این مسئله تا حدود زیادی به این دلیل است که در این صورت کمتر احتمال دارد که زن وقتی ناراحت است شروع ناملایم داشته باشد. از آنجایی که او عصبانی و کلاقه نیست و تحقیر نشده است، گرایش دارد بدون اینکه انتقادی عمل کند یا بخواهد توهین یا تحقیر کند، مشکلی را مطرح کند. دلیل دیگری که این زندگی های زناشویی خوب عمل می کنند این است که پایه و اساس محکمی برای مصالحه و سازش وجود دارد. به هر حال، هر چه بهتر قادر باشید به حرفهای همسرتان گوش دهید و نظرات او را با احترام در نظر بگیرید، این احتمال بیشتر است که قادر باشید به یک راه حل دست پیدا کنید یا به گونه ای به مشکل رسیدگی کنید که هر دو طرف را راضی کند. اگر گوش شما به شنیدن نیازها، نظرات و ارزش های همسرتان بسته باشد، سازش و مصالحه هیچ جایگاهی ندارد. مردها چه چیزهایی می توانند از همسرشان یاد بگیرند؟ شاید مهم تر از همه این است که وقتی شوهر تاثیر همسرش را می پذیرد، نگرش استقبال کننده او مثبت بودن رابطه اش را نیز بالا می برد چرا که رابطه دوستی اش با همسرش تقویت می شود. این حالت مسلما باعث می شود بسیار راحت تر بتواند سه اصل اول را پیاده کند، تعمیق با گسترش نقشه عاطفی، افزایش علاقمندی و تحسین، و رو کردن به همسر . دادهای تحقیقات من در مورد زوج های تازه ازدواج کرده حاکی از آن است که شوهران زیادی تغییرات این چنینی را تجربه می کننده حدود ۲۵ درصد از مردانی که ما مورد مطالعه قرار دادیم در این دسته قرار می گیرند.

پژوهش های مربوط به دستهای گذشته نشان می دهد که این رقم پیش از این بسیار پایین تر بوده است. از آنجایی که این نوع شوهر به همسرش افتخار می کند و به او احترام می گذارد، از یادگیری چیزهای بیشتر درباره عواطف از همسرش استقبال می کند. بدین ترتیب او دنیای همسرش و دنیای بچه ها و دوستانش را بهتر درک می کند. شاید نتواند به اندازه همسرش احساساتش را ابراز کند، اما یاد خواهد گرفت چگونه از لحاظ عاطفی بهتر با او ارتباط برقرار کند. هنگامی که این کار را می کند، تصمیماتی خواهد گرفت که نشان میدهد او برای همسرش احترام قائل است. وقتی در حال تماشای فوتبال است و همسرش به کمک نیاز دارد، تلویزیون را خاموش کرده و به همسرش گوش می دهد. او "ما" را به جای "من" انتخاب می کند. به عقیده من شوهری که از لحاظ عاطفی باهوش است مرحله بعدی در تکامل اجتماعی انسان است. این بدین معنا نیست که چنین موردی از لحاظ شخصیتی تربیت و درون مایه اخلاقی بالاتر از سایر مردان است. او فقط مطلب بسیار مهمی را درباره متأهل بودن کشف کرده است که دیگران کشف نکرده اند (البته هنوز کشف نکرده اند. چیزی که او کشف کرده است این است که چگونه برای همسرش ارزش و احترام قائل باشد و اینکه چگونه این احترام را ابراز کند. مطلب به همین سادگی است.

این نوع همسر جدید احتمالأ كارش در اولویت پایین تری از زندگی خانوادگی اش قرار دارد، زیرا او در تعریف موفقیت بازنگری کرده است. متفاوت از شوهران پیش از خودش، او به طور طبیعی سه اصل اول را در زندگی روزمرهاش می گنجاند. او نقشهای دقیق از دنیای همسرش ایجاد می کند. به همسرش علاقمند است و دائما او را می ستایده و این علاقه را در روی کردن به او در کارهای روزانه اش به او بیان می کند. این کار نه تنها به نفع رابطه زناشویی اوست، بلکه برای فرزندان او نیز سودمند است. تحقیقات نشان می دهد شوهری که تأثیر همسرش را می پذیرد همچنین تمایل گرایش دارد که پدری فوق العاده باشد. او با دنیای فرزندانش آشناست و همه چیز را درباره دوستان فرزندانش و درباره ترس های آنها می داند. از آنجایی که با عواطف غریبه نیست و ترسی از ابراز عواطفش ندارد، به فرزندانش یاد می دهد که به احساسات خودشان و همچنین به خودشان احترام بگذارند. وقتی در حال تماشای بازی فوتبال است، به خاطر آن ها نیز تلویزیون را خاموش می کند، چرا که می خواهد بچه ها به خاطر داشته باشند که برای آنها وقت داشته است.


بعد از پرداخت ، پروپوزال به همراه پنج فصل پروژه همین پروپوزال بلافاصله قابل دانلود است.


کد فایل: zp211


قیمت این محصول :