عامل اصلی پرورش استعدادهای کودک، کیفیت آموزش است نه محتوای مواد درسی، کیفیت آموزش خود را به این شکل نشان می دهد، در مواردی که کودکان می خواهند مطالبی را به یادبیاورند، مفاهیمی را که آموخته اند، مبنا قرار می دهند و ایده های نو را بر اساس الگوهای فکری خود پردازش می نمایند.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل پروپوزال


متغیرهای اصلی این پروپوزال:
مقایسه حافظه کوتاه مدت، دقت و تمرکز حواس کودکان 10 و11ساله موسیقی آموخته و نیاموخته

سال نگارش:
1395
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
36 صفحه
شماره:
444


توضیحات و بخش هایی از این پروپوزال:

ضرورت و اهمیت آموزش پرورش در دوران اولیه کودکی را از دو جنبه می توان مورد بررسی قرار داد. یکی حساسیت و سهولت اثر پذیری کودکان از محیط‏های آموزش می‏باشد و دیگر دوام و عمیق یادگیری آنها در این دوران است. یعنی یادگیری اولیه زمینه مناسبی برای کسب تجارب بعدی کودکان فراهم می‏آورند و آنچه در سنین اولیه و دبستانی آموخته می‏شود هم پایداری و دوام بیشتری دارد و هم تخریت و از بین بردن آن ‏ها مشکل‏تر است (مفیدی، 1383) .

قدمت بعضی از نظریه هایی که در زمینه های ارزشهای اجتماعی یادگیری موسیقی در آمریکا بیان شده به بیش از یک قرن می رسد.که قسمتی از آنها به اثرات فراموسیقیایی آموزش موسیقی در سنین کودکی اشاره دارد. در سال های اخیر، در این راستا پژوهش هایی علمی متعددی شده است که وجه اشتراک نتایج اکثر این مطالعات موثر بودن یادگیری موسیقی بر رشد شناختی و تفکر انتزاعی است (بیلهارتز ، برون ، اولسون ، 2000) .

گاردنر ، موسیقی را به عنوان یکی از عوامل سازمان دهنده فرایندهای شناختی کودکان مطرح می کند (راشر و زوپان ، 2000؛ نقل از میربها، 1382) . لنگ و شاو (1991) در توضیح این مطلب «مدل قشر مغزی تریون » را مطرح کرده اند. براساس این مدل، الگوهای فعالیت نورونی مشخص که برای فرایندهای ذهنی فضایی – زمانی در نواحی وسیعی از قشر مغز سازمان یافته اند، هم برای استدلال فضایی و هم برای فعالیت های موسیقیایی مورد استفاده قرارمی گیرند. مطالعات متعدد انجام شده با EEG از مدل تریون قشر مغز حمایت می کند.

مدل لنگ و شاو، در کنار نظریه حساسیت زود هنگام کودکان به موسیقی (گاردنر، کروم هنسل و جوسزیک 1990، اولشو ، شون ، ساکای 1982، پاپوزک ، 1982) و اطلاعات مربوط به قابلیت تغییرپذیری ویژگی های آناتومیک، فیزیولوژیکی و شیمیایی مغز کودکان (راکیک ، 1997 آلبرت و همکاران، 1999) این فرضیه را مطرح می کند که آموزش موسیقی سبب تقویت و تکامل مسیرهای عصبی دخیل در انجام فرآیندهای شناختی وابسته به محیط از جمله توانایی های فضایی می گردد. طبق نظریه هب استفاده مکرر از این شبکه عصبی خاص – از طریق یادگیری موسیقی – آن را در انجام دیگر توانایی ها توانمندتر و کارآمدتر می کند (چان، 2000؛ نقل از میربها، 1382) .