انسان موجودی است فراگیرنده و از نخستین روزهای حیات تا سه سالگی ، طی تجربه های بسیار در فرآیندهای فوق العاده، پیچیده، شگفت انگیز و ماهرانه ای چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن و غذا خوردن کار آمد می شود و پیوسته می کوشد با اطرافیان و محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل پروپوزال


متغیرهای اصلی این پروپوزال:
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر سنندج

سال نگارش:
1395
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
32 صفحه
شماره:
427


توضیحات و بخش هایی از این پروپوزال:

انسان موجودی است فراگیرنده و از نخستین روزهای حیات تا سه سالگی ، طی تجربه های بسیار در فرآیندهای فوق العاده، پیچیده، شگفت انگیز و ماهرانه ای چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن و غذا خوردن کار آمد می شود و پیوسته می کوشد با اطرافیان و محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند. در این بین، اجتماعی شدن فرایندی است که به کمک آن ارزش ها ، اعتقادات و معیارهای رفتاری که فرهنگ از آنان انتظار دارد؛ به کودکان آموخته می شود.

سازگاری یک مفهوم نسبی است و تحت تأثیر فرهنگ ها و اعتقادات از جامعه ای با جامعه دیگر فرق می کند. از طرفی، رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل و تعامل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی به وضوح تأثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد . از طرف دیگر، انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود؛ بلکه محیط را بر طبق خواسته های خود دگرگون می کند(به نقل از حجاری، 1390).

یکی از عوامل مورد بررسی در این پژوهش مفهوم هوش هیجانی است که توسط شات (1998) به عنوان "دسته ای از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیرشناختی که توانایی موفقیت فرد در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی را افزایش می دهد" تعریف شده است. بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل موفقیت فرد در زندگی است و مستقیماً بهداشت روانی فرد را متأثر می کند و وجود آن موجب سازگاری بیشتر و جلوگیری از انحرافات در وی می شود. در واقع، افرادی که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند، کمتر خود را در معرض آسیب های اجتماعی قرار می دهند زیرا ارزیابی های آنان از موقعیت ها به صورت منطقی صورت می گیرد (یارمحمدیان، 1390).

هوش هیجانی اساساً به عنوان توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان های دیگران، تمیز قائل شدن میان هیجان ها و استفاده از اطلاعات هیجانی در حل مسئله و نظم بخشی رفتار تعریف می شود (سالوی و مایر،2011، به نقل از حجاری، 1390).

انسان یک موجود اجتماعی است، لذا برای موفقیت نیاز است با جامعه پیرامون خود به سازگاری مناسبی دست یابد. در صورت عدم توفیق دانش آموز در کسب سازگاری، شاهد پدیده ناسازگاری و فاصله گرفتن او از رفتار متعادل خواهیم بود و رفتارهایی از او سر خواهد زد که نشانه ناسازگاری است. از جمله این رفتارها می توان به پرخاشگری، اضطراب، جامعه ستیزی، جلب توجه کردن، فرار از مدرسه و اختلال های عادتی نام برد. بنابراین، سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ای ضرورتی حیاتی است، تلاش روزمره آدمیان جملگی بر حول سازگاری دور می زند. هر انسان هوشیارانه یا ناهوشیارانه می کوشد، نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می کند، برآورده سازد. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، عوامل آموزشگاهی، ارزش ها و اعتقادات حاکم، گروه همسالان، خانواده و آموزش و پرورش موثّر است.

شناخت عوامل موثر بر سازگاری دانش آموزان که در سن حساسی قرار دارند و تأثیرات پایداری که این دوره بر شکل گیری شخصیت نوجوان دارد، امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به تأمین بهداشت روانی آنان را فراهم می کند. با توجه به این که تاکنون مطالعات محدودی پیرامون سازگاری دانش آموزان و رابطه آن با هوش هیجانی انجام گردیده و از سوی دیگر بررسی و شناسایی هوش هیجانی به لحاظ نظری در تقویت کفایت شخصی و بهبود روابط بین فردی امری ضروری بوده و به لحاظ عملی می تواند تا حدودی مسایل و مشکلات افراد را در حوزه سازگاری حل یا جبران نماید (بار- آن ، 2009)، لذا با توجه به اهمیت موضوع اندازه گیری سازگاری و هوش هیجانی و رابطه این دو در سنین دبیرستانی و نبود هنجار مناسب، پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی سازگاری و هوش هیجانی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان سنندج انجام خواهد گرفت.

انجام پژوهش در این زمینه به دست اندرکاران و مسئولین جامعه کمک می کند تا با ارائه ی برنامه ها و خدمات فرهنگی، تربیتی و مذهبی در جهت رشد، شکوفایی، قوام شخصیت و استعداد افراد جامعه به خصوص قشر جوان و تحصیل کرده گام بردارند و با افزایش آگاهی جوانان کشور از انحرافات و بر هم خوردن روابط در خانواده ها و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر جامعه و در نتیجه ناسازگاری پیشگیری کنند.