این پروتکل و پکیج آموزشی برای تنظیم هیجان به کودکان است که در ده جلسه قابل اجراست و محتوای آن بسیار کامل و قابل اعتناست

مشخصات « پروتکل و پکیج آموزش تنظیم هیجان به کودکان »
تعداد جلسات آموزشی: 10 جلسه
تعداد صفحه (B lotus 14): 14 صفحه
نوع فایل: word کد Ptk52
 توانایی های تنظیم هیجان در کودکان سنین دبستانی با افزایش اتکا بر خود تنظیمی مشخص می شود، گرچه هنوز تأثير والدین قوی می باشد (کلیور، فیرنو، و میلر، ۱۹۹۶). افزایشی که در راه کارهای تنظیم هیجان در اواسط کودکی دیده می شود، می تواند ناشی از شکل گیری تعداد بالاتری از راه کارهای شناختی باشد که به وسیله ی کودکان بزرگتر گزارش می شود (آلتشولر و روبل، ۱۹۸۹). راه کارهای شناختی گزارش شده توسط کودکان شامل اندیشیدن به افکار مثبت، جهت دادن تازه به توجه، تمرکز بر فواید تنظیم، بیان موقعیت به شکلی دیگر، تغییر دادن استاد های کلی، و یادآوری تجارب هیجانی پیشین می باشد (تامپسون، ۱۹۹۱) مطالعه ی راسمن (۱۹۹۲) درباره ی راه کارهای تنظیم هیجان نشان داد که کودکان خردسال بیشتر از بازداری رفتاری مانند بازی با تماشای تلویزیون استفاده می کنند، در حالی که در کودکان بزرگ تر بیشتر بازداری شناختی مانند فکر کردن به چیزی دیگر گزارش می شود. در اواسط خردسالی، کودکان برای انتخاب راه کارهای تنظیم هیجانی بر اساس موقعیت هیجان برانگیز کارآمدتر می شوند. قبل از میانه ی کودکی، راه کارهای کودکان بیشتر در جهت تغییر مستقیم برخی نشانه های موقعیت (یعنی کنترل اولیه با مشکل ۔ مدار) گرایش یافته اند. با افزایش سن، کودکان کاربرد بیشتر راه کارهای کنترل ثانویه را گزارش می کنند تا میزان سازگاری مناسب با یک موقعیت غیرقابل کنترل را به حداکثر برسانند (باند و ویز، ۱۹۸۸).در اوان کودکی، تکلم وسیله ی اساسی تنظیم هیجان محسوب می شود. تکلم توسط مراقبین برای آسان تر کردن تنظیم هیجان در کودکان (تامپسون، ۱۹۹۱)، توسط کودکان خردسال در تلاش برای تنظیم هیجانات خود (کل و کارسلو، ۱۹۸۸، کوپ، ۱۹۹۱) و در اغلب اوقات برای بهره مند شدن از کمک مراقب در برآوردن نیازهای هیجانی شان (دان و براون، ۱۹۹۱) مورد استفاده قرار می گیرد. تکامل تکلم از رشد مهارت های نمادین و در پی آن شکل گیری شناخت اجتماعی در کودک خبر می دهد مقوله ی شناخت اجتماعی میزان درک کودک از هیجان را در بر می گیرد که شامل منشأ هيجانات، پیامدهای ناشی از ابراز هيجان، و شیوه های تنظیم هیجان می باشد(ماسترز، ۱۹۹۱، تامپسون، ۱۹۹۱). کودک خردسال سعی می کند با درک پیش نیازهای ممکن برای شکل گیری یک هیجان آن را کنترل کند. درک پیامدهای ناشی از هیجانات ابراز شده ممکن است کودک را ترغیب کند تا برای تنظیم هیجان خود تلاش نماید اوان کودکی در ضمن دورانی است که در آن شکل گیری روش های فعال تر و با برنامه تر تنظیم هیجان قابل تشخیص می شود، و در این زمان است که مسئولیت تنظیم بدن از والدین به کودک انتقال می یابد (سیکتی و همکاران، ۱۹۹۱). پیش دبستانی ها گنجینه ی محدودی از راه کارهای خود تنظیمی دارند که بر اساس درک آنان از هیجان، شامل تنظيم داده های حسی، حمایت جویی، گفتن صحبت های اطمینان بخش به خود، فرار از موقعیت و تغییر اهدافشان برای یک تعامل، شکل گرفته است (تامپسون، ۱۹۹۱). گرچه، مراحل اولیه ی تنظیم با کفایت هیجانات در دوران نوجوانی و پیش دبستانی شکل می گیرد، تنظیم هیجان در این کودکان نیز اکثر توسط والدین و سایر بالغین اعمال می شود.