مشخصات این پایان نامه:
موضوع پایان نامه: نقش واسطه ای انگیزش شغلی در رابطه بین ویژگی های شغلی و اهمال کاری شغلی
منابع فارسی و لاتین: دارد
پژوهش های داخلی و خارجی: دارد
پیوست و پرسشنامه: دارد
فهرست مطالب: دارد
کاربرد این مطلب: منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی
تعداد صفحه: 84 صفحه فشرده
نوع فایل: word کد Mp04
برای دانلود فایل کامل این پایان نامه به ادامه مطلب بروید...

عدم انجام كارها چيزي فراتر از پرهيز از كارهاست. اهمال كاري به تعبيري كه آليس آن را به كار مي برد، نوعي سندرم فردا است. يعني كاري را كه تصميم به اجراي آن گرفته مي شود و آن كار حداقل مي تواند در آينده براي فرد نتايجي را در برداشته باشد بدون دليل به آينده محول مي شود. اما در عين حال عدم انجام آن نيز به زيان فرد است و از اين بابت خود را سرزنش مي كند. چنين فرآيندي فرد را وادار مي كند كه براي موجه جلوه دادن عادت مورد نظر دلايل متعددي را بياورد، بگونه اي كه به گفته فستينگر ، بتواند درگيري هاي ذهني و ناهماهنگي هاي شناختي خود را مرتفع سازد.

فرد اهمال كار مجبور است در قبال تعلل ورزيدن و همزمان سرزنش كردن خويش از خود دفاع نمايد. بدين ترتيب از يك سو براي عدم انجام كارهايش دليل تراشي مي كند و از سوي ديگر انجام كارش را به آخرين دقايق موكول مي كند. از ويژگي هاي افراد اهمال كار تأخير در تصميم گيري است. اهمال كاري مزمن در تصميم گيري باعث اهمال كاري مزمن در انجام وظايف مي شود، زيرا فرد اهمال كار نمي تواند تصميم بگيرد كه چه فعاليت هايي را در چه زماني و براساس اولويت بندي بايد انجام دهد (بسويك و همكاران، ۱۹۸۸).

افراد غيراهمال كار نيز ممكن است گهگاه دچار رفتار تأخيري شوند. اما اين رفتار در مورد فرد اهمال كار تفكرات عميق آنها را تحت تأثير قرار مي دهد. تفكرات عميق در مورد يك فرد اهمال كار منجر به بروز رفتارهاي تأخيري به اشكال گوناگون مي شود. بعلاوه ممكن است اين تفكرات حتي زودتر از مشاركت آنها در انجام كارها ظاهر گردد (اسپكتر ،۲۰۰۱). اگر چه هر کسی به طریق خاصی اهمالکاری می کند، ولی بهترین تعریف اهمال کاری می تواند این باشد: به تأخير انداختن انجام كار بدون هيچ دليل موجه (الیس،1997).

برخی اهمال کاری را یک مشکل رفتاری دانسته اند. در این دیدگاه اهمال کاری به عنوان یک مشکل رفتاری شناخته شده و هدف از درمان کاهش نسبت یا درصد زمان اهمال کاری و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می باشد. برخی دیگر معتقدند اهمال کاری یک مشکل شناختی است. در این دیدگاه مبنای ، اهمال کاری افکار و باورهای غلط و غیر منطقی در مورد چگونگی شرایط و نتایج فعالیت هاست. به اعتقاد برخی محققان، اهمال کاری یک مشکل انگیزشی است. در این دیدگاه اهمال کاری به دلیل بی انگیزه ای نیست، بلکه از آن جهت انجام می گیرد که افراد اهمال کار علاقه مند به انجام فعالیت دیگری هستند. اهمال کاری می تواند یک عادت باشد که در نهایت به کاهش انتظار خودکارآمدی فرد منجر می شود.

به اهمال کاری به عنوان یک اختلال شخصیتی نیز نگریسته شده است. در این دیدگاه اهمال کاری به عنوان ضعف وجدان (با ویژگی هایی چون بی ارادگی، نداشتن پشتکار، تنبلی، عدم توجه و ضعف قدرت طلبی) شناخته شده است(شهنی و همکاران،2006).

تعریف واحد پذیرفته شده ای درباره اهمال کاری وجود ندارد و هر یک از صاحب نظران از منظر خود به این موضوع نگریسته اند. در ادامه به برخی از این تعاریف اشاره می شود: اهمال کاری شکاف بین نیت انجام کار و رفتار است و به تأخیر انداختن و جایگزین کردن تکالیف ضروری با انجام فعالیت های غیر ضروری دیگر تعبیر می شود.(وان ارد ،2000) ، اهمال کاری را اجتناب از شروع و ادامه کار می داند. اليس و ناس، اهمال کاری را تمایل به اجتناب از فعالیت، محول کردن انجام کار به آینده و استفاده از عذر خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف نموده اند. اهمال کاری مبین تأخیر در آغاز یا ادامه کاری است که فرد احساس خوشایندی نسبت به آن ندارد(فراری،کوهن،2008).

به اعتقاد استیل، اهمال کاری تأخیر عمدی در انجام وظایف محول شده علیرغم آگاهی از پیامدهای منفی آن است(استیل،2007). وهل، پیچیل و بنت در، اهمال کاری دو عنصر اساسی را متمایز ساخته اند: اول اینکه، اهمال کاری ، سندرمی است که به آسیب های فراوان جسمی و روحی برای فرد می انجامد و دوم آنکه، فرد به صورت غیر عقلایی از انجام کار یا وظیفه ای مشخص، اجتناب می کند (وهل، پیچیل و بنت، 2010).

در مجموع اهمال کاری ، به آینده محول کردن کاری است که به هر دلیل منطقی یا غیر منطقی از زیر بار انجام آن شانه خالی می کنیم. به همین دلیل اغلب اهمالکاری با رنج و ناراحتی روان شناختی همراه است. برخی اهمال کاری را به اشتباه معادل تنبلی می دانند، در حالی که این دو با هم تفاوت دارند؛ زیرا در تنبلی، فرد خودش میلی برای انجام کار ندارد، در حالی که در اهمال کاری فرد غالباً کاری را انجام می دهد و خودش را مشغول نگه می دارد تا از انجام تکلیفی که اولویت دارد، اجتناب کند. اهمال کاری از دیدگاه نظریه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه های رفتاری، اهمال کاری را بر اساس اصول پاداش و تنبیه اسکینر تبیین می کنند.

بنابراین چنانچه فعالیتی برای آنها پیامد فوری نداشته باشد، در انجام آن اهمال کاری می کنند. نظریه های شناختی- رفتاری، اهمال کاری را از دیدگاه باورها و فرایندهای شناختی بررسی می کنند و بر شناخت و کشف تفکر غیرمنطقی زیربنایی آن متمرکز می شوند. نظریه های روان پویایی و روان تحلیلگری کلاسیک نیز، اهمالکاری را نمادی از بازگشت سمبولیک به تعارض های روانی- جنسی دوره کودکی می دانند (شوارتز ،2007).

برای مطالعه کامل این پایان نامه لازم است فایل آن را خرید کنید