امروزه پیشرفت صنعت و فناوری محصول به کارگیری مجموعه ای از علوم، به خصوص علوم فنی و حرفه ای است. اگرچه سهم علوم پایه و نظری در این پیشرفت بر کسی پوشیده نیست.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل مقاله


منابع:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
25 صفحه
کد:
136 mt


قسمت هایی از این مقاله:

برخی از اهداف خاص شاخه کاردانش

«ـ آموختن فنون و مهارت های مورد نیاز جامعه ـ هدایت و پرورش استعدادهای افراد به تناسب علاقه و انگیزه آنان به رشته ها، حِرَف و مشاغل و پرورش قدرت انتخاب شغل ـ پرورش روحیه اعتماد به نفس در افراد از طریق کسب توانایی های مشخص ـ شناخت مشاغل مولد، اهمیت صنایع دستی درک اهمیت استقلال اقتصادی و نقش آن در استقلال کشور ـ گسترش شناخت و احترام به قداست و ارزش کار و معاش در جامعه ـ تقویت روحیه پرکاری و تلاش در تمامی امور زندگی، پرهیز از بیکاری و مشاغل کاذب و مذموم شمردن آن ـ پرورش و توسعه مهارت و توانایی افراد به تناسب جنس، استعداد، علاقه و نیازهای اقتصادی مناطق کشور ـ شناخت قوانین و مقررات کار و روابط شغلی و درک انضباط محیط کار

ـ ارزش گذاری تحصیلی طبق ضوابط معین برای آموخته های خارج از مدرسه ـ ارتباط آموزش و بازار کار ـ منابع و امکانات گسترده ای در بخش آموزش های حرفه ای در اختیار آموزش و پرورش قرار می گیرد. ـ به دلیل تعیین صلاحیت کارگاه های مشمول طرح زمینه ارتقاء سطح دانش فنی را برای صاحبان حِرَف فراهم می کند. ـ امکان مشارکت شرکت های تولیدی، خدماتی، دولتی و غیردولتی در آموزش دوره های مهارتی ـ ارتباط با زندگی واقعی برای دانش آموزان در محیط زندگی ـ امکان توجه بیشتر به علاقه و انگیزه و استعدادهای دانش آموزان »(سلطانیان و کریمی ماچیانی، 1386، 742). در شاخه کاردانش سه زمینه تخصصی وجود دارد که شامل صنعت، کشاورزی و خدمات می شود که رشته های هنری در دو زمینه صنعت و خدمات دسته بندی شده اند و در حال حاضر بین 50 تا 60 رشته هنری برای کاردانش تعریف شده که در حدود 25 رشته فعال می باشند. در حال حاضر رشته فرش دستباف یکی از این رشته های هنری است که در زمینه خدمات و گروه صنایع دستی طبقه بندی شده است. که هر سال متولیان شاخه کاردانش با سازمان های مربوط به هر رشته در ارتباط بوده و از طریق این سازمان ها از نیاز های جامعه در مورد هر رشته اطلاع حاصل می کند که در رابطه با رشته فرش دستباف با مرکز ملی فرش ایران سازمان آموزش و پرورش در ارتباط بوده و در مورد رشته های مورد نیاز و استانداردهای آموزشی با این سازمان و سازمان های وابسته در ارتباط می باشد در چند سال اخیر با توجه به صلاح دید مرکز ملی فرش ایران در دو زمینه ی هنر فرش و همچنین طراحی و نقاشی فرش هنرجو پذیرفته می شود. برای شاخه کاردانش کتاب تعریف نشده و یک سری استاندارهایی در اختیار هنرآموز قرار می گیرد که رشته هنرفرش بیشتر رویکرد بر روی بافت قالی و گلیم دارد اما رشته طراحی و نقاشی فرش تأکید بر طراحی فرش دستباف دارد(شهرستانی، 1392). «در مجموع در رشته طراحی و نقاشی فرش در دو سال 96 واحد شامل 22واحد عمومی، 38 واحد مهارتی و 3 واحد تکمیلی گذرانده می شود. که شامل طراحی نقوش سنتی، بافت مقدماتی فرش، رنگرزی مقدماتی فرش، طراحی فرش و نقاشی نقشه فرش می باشد»(حسینی، 1388، 99).

نظام آموزشی ایران از گذشته های دور تا قبل از شکل گیری آموزش عالی جدید و تحولات صنعتی در سه حوزه متفاوت «کارگاه»، مکتب و مدرسه دارای کارکرد بوده است. شیوه ی غالب در این سه حوزه، نظام استاد و شاگردی بوده که با فرهنگ حاکم بر جامعه قبل از انقلاب صنعتی و پیش از رواج ماشینی شدن در ایران کاملا انطباق داشته و به خوبی پاسخگوی فرآیند آموزش و آموزش عالی بوده است. نظام استاد و شاگردی بر پایه انضباط و نظم خاص و از طریق آئین های خاص خود انجام می شده است و با ایجاد سختی ها و لذت های مشخص شده به نظام استاد- شاگردی ثبات و دوام بیشتری می بخشیده است این نظام ضمن آموزش حرفه، سجایای اخلاقی و معنوی و فرهنگ دینی کار را نیز به شاگردان می آموخت از جمله ویژگی های این نظام تلاش برای نگهداری راز و رمزهای حرفه در خانواده بود به همین منظور ازدواج های خانوادگی بین استاد و شاگرد اتفاق می افتاد و یا اینکه استاد رموز کار خود را به گور می برد و نسل بعد را از امکان استفاده از تجربه بزرگ خویش و فرهنگ کار محروم می کردند.در فاصله انقلاب صنعتی غرب و زمان فوق در ایران تحول در نظام استاد- شاگردی ایران و آموزش فنی و حرفه ای با تأسیس دارالفنون توسط میرزا تقی خان امیرکبیر آغاز گردید تحولی که ضمن توجه به نظام آموزشی نوین، نظام آموزشی گذشته را نیز به انزوا نمی کشانید و با بهره گیری از هر دو نظام آموزشی، می توانست پایه خوبی برای رشد درون زای بخش آموزش کشور باشد.چون طبق نظر کارشناسان آموزش و پرورش فرآیند پیچیده ای است که کارایی آن به تعادل بین معلمین ،شاگردان،خانواده و محیط اجتماعی بستگی دارد. این تعادل با بر هم ریختن نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه در دوره پهلوی وجود نداشت لذا کارایی نظام آموزشی جدید بسیار محدود گردید در این وضعیت نظام استاد- شاگردی و حتی نظام تلفیقی شروع شده از دارالفنون به انزوا کشیده شد. با توجه به این که صنایع غیر ماشینی نیز اهمیت خود را از دست می دادند به یکباره بسیاری از تجارب ارزشمند پیشینیان با از بین رفتن صنایع دستی و سنتی و اساتید معمّر آن به گور رفت و تنها با استخدام تنی چند از پیشه وران سنتی در اداره فرهنگ یا اداره هنرهای زیبا، بخش کوچکی از این هنرمندان به زندگی حاشیه ای برخی از آنها تداوم می دادند واین روند در طول پنجاه ساله رژیم پهلوی ادامه یافت(چیت سازیان و همکاران، 1382).