امروز هم مثل دیروز است، مثل پریروز، و مثل همۀ روزهای دیگر... طاهره لباس ها را می شوید و پهن می کند، خانه را مرتب می کند، غذا درست می کند، پسرش را به کلاس زبان می برد، به دخترش آشپزی یاد می دهد.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل مقاله


منابع:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
27 صفحه
کد:
113 mt


قسمت هایی از این مقاله:

نظم گفتمانی فیلم به همین سادگی

ارزش های گفتمان سنت ریشه در گذشته دارند و از آن جا که قدرت و مرجعیت خود را از سبک زندگی، آداب و رسوم و باورهای گذشته می گیرند، در برابر تغییر مقاومت می کنند. این باورها البته هنوز هم دایرة نفوذ گسترده ای در میان مردم ایران دارند، با این همه، ورود تکنولوژی های جدید، به تدریج با خود سبک جدیدی را هم برای زندگی پی ریزی کرده کـه در جاهایی، ناگزیر برخی از سنت ها را به حاشیه رانده است. البته سنت هایی هم با استفاده از ابزارهای تکنولوژیک بستر تازه ای برای بقای خود فراهم آورده اند، مثلاً در همین فیلم مشاهده می شود که استخاره یا خرید روزانه با تلفن، و یا مبادلات مالی با کارت اعتباری انجام می شود، گو این که طاهره موفق به انجام هیچ کدام از این کارها نمی شود (مثل این که طاهره رمز ورود به دنیای مدرن را ندارد).

در فیلم مشهود است که طاهره همۀ تلاش خود را برای این که مادر و همسر خوبی باشد انجام می دهد، اما مسئله این است که آن چه او از مادر یا همسر خوب در ذهن و باور دارد، با آن چه که خانواده اش از او انتظار دارند تا حدّ زیادی منافات دارد. برای طاهره (و بسیاری مادران) این موضوع که مادر و همسر خوبی باشند بسیار مهم است، منتها این مفاهیم در گفتمان های سنت و مدرنیته تعاریف متفاوتی دارند. به عبارتی، مفاهیمِ «مادر- همسر» در این فیلم را می توان دال های شناوری در نظر گرفت که هر کدام از گفتمان های فوق، آن ها را به نحوی متفاوت و با توجه به نگرش ویژة خود تعریف و مفصل بندی می کنند و سعی در ساختارشکنی تعریف گفتمان رقیب از این مفاهیم دارند.

گفتمان سنت مادر و همسر خوب را با دال هایی هم چون نجابت، دست پخت خوب، تر و خشک کردن همسر و فرزندان، تعلیم آشپزی به فرزند دختر، رسیدگی به امور خانه و... مفصل بندی می کند در حالی که در گفتمان رقیب (مدرنیته)، همسر- مادر، بیش و پیش از آن که آشپز، معلم، و... باشد، دوست همسر و فرزندانش است. همان گونه که در فیلم تصویر شده است، طاهره هرگاه هم چون مادر سنتی رفتار می کند، مثلاً سعی می کند به آرزو آشپزی یاد دهد، با مشکل روبه رو می شود ولی وقتی دوستانه با او در مورد لباس هایش صحبت می کند، موفق است و یا وقتی می خواهد علی را به خوردن غذا وادار کند چندان به نتیجه نمی رسد ولی زمانی که خود را هم سطحِ او می کند و با او بازی می کند، به خوبی با او ارتباط برقرار می کند (البته ارتباطی نیمه کاره، چرا که صدای سوت زودپز، طاهره را به جهان خودش فرامی خواند).