کارآفرینی، خلق کسب و کار، هدایت منابع، تبدیل فرصت‏ها به دستاوردها و ارائه محصولات جدید است که سبب خوداشتغالی، دیگر اشتغالی و یا ایجاد ارزش افزوده می‏شود.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل مقاله


پیشینه داخلی و خارجی:
دارد
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
41 صفحه
کد:
141 mg


توضیحات:

فرهنگ یک جامعه نیروی عمده ای است که افکار، ارزش ها، اعتقادات و فعالیت های مردم را تعیین و تعریف می کند. مرور ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که نرخ فعالیت کارآفرینی در کشور های مختلف به دلایل محیطی و فرهنگی متفاوت می باشد. فرهنگ هایی که برای فعالیت های کار آفرینی نظیر ریسک پذیری و تفکر خلاق و مستقل ارزش قایل هستند، احتمال بروز و گسترش نوآوری و ایجاد کسب و کار جدید را افزیش می دهند، در حالیکه فرهنگ هایی که علایق گروهی را تقویت می کنند برای بروز نرخ های بالای نو آوری و کار آفرینی مستعد نیستند (1992 ،Herbig).

لی و پیترسون (2000) بیان می کنند که حتی در یک محیط حمایتی هم، فرهنگی که فعالیت های کارآفرینی را حمایت و تشویق نماید ضروری می باشد. بنابراین داشتن یک درک کلی از ارزش های فرهنگی برای افزایش دانش درباره عواملی که به رفتار کارآفرینی کمک می کند، حیاتی می باشد. به علت اینکه فرهنگ به طور ذاتی یک پدیده پیچیده است، محققان معمولا آن را با استفاده از یک مجموعه ابعاد توصیف می کنند (602، 2009 ، Liñán & Chen). در یک مطالعه گسترده شامل ۷۲ کشور، هافستد (1980) چهار بعد ارزش - محور فرهنگ را که برای توصیف و بیان رفتار در گروه های اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند، تعیین و تعریف کرد. این ابعاد عبارتند از: فاصله قدرت، فردگرایی، مردانگی، ابهام گریزی.

سپس هافستد و باند (1988) یک بعد پنجم هم تحت عنوان بعد بلند مدت در مقابل کوتاه مدت به این مجموعه اضافه کردند. ابعاد فرهنگی هافستد به عنوان یک مرجع در بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه ارتباط فرهنگ و کارآفرینی مورد استفاده قرار گرفته است (66 ،2006 ،Baughn et al). بر اساس یافته های تحقیقاتی ، به طور کلی رفتار کارآفرینی در فرهنگ هایی با سطوح بالای فرد گرایی و مردسالاری و سطوح پایین فاصله قدرت و ابهام گریزی تسهیل می شود. ولیکن یافته ها در این زمینه هماهنگ نیستند و بعضی مطالعات، نتایج متفاوت به دست آورده اند. مثلا آکس و همکاران، هافستد و همکاران گزارش کردند که سطوح بالاتر ابهام گریزی و سطوح پایین تر فردگرایی با سطوح بالاتر خوداشتغالی مرتبط هستند.

اما موریس، آویلا و آلن (1993) بیان کرد که یک رابطه منحنی شکل بین فردگرایی، جمع گرایی و کارآفرینی وجود دارد. آنها خاطرنشان کردند که هم فردگرایی بالا و هم جمع گرایی بالا می توانند برای نوآوری به طور غیرمعمول عمل کنند. بعضی مطالعات هم نشان می دهند که فرهنگ های با سطوح بالاتر فردگرایی و فاصله قدرت سطوح بالاتری از نوآوری دارند (273 ،2004 ،Franke and Lüthje). مطالعات ذکر شده نشان داد که فردگرایی، جمع گرایی و فاصله قدرت بر کارآفرینی تاثیر می گذارند، ولیکن عمدتا مشخص نیست که این ابعاد فرهنگی چگونه و در چه جهتی رفتارهای کارآفرینانه را تحت تاثیر قرار می دهند. بونکن و همکاران (2010) معتقدند که مسیر تاثیر این ابعاد فرهنگی بر روی قصد کار آفرینانه برای ایجاد یک کسب و کار جدید هنوز نامشخص می باشد و نیاز مبرم به انجام تحقیق در این زمینه احساس می شود (272 ،2011 ،Díaz-García. and Jiménez-Moreno).