مروری بر روند تکامل مدیریت دانش حاکی از آن است که مدیریت دانش در سراسر دوره ها به شکل های مختلفی حضور داشته، از تصاویر حک شده روی لوح های رسی گرفته تا انواع سیستم های فنی و تکنولوژیکی که امروزه انسان با استفاده از آنها ایجاد فرهنگ دانش مدار و تحقق یکپارچه چهار حلقه خلق، سازماندهی، تبادل و به کار بستن دانش آن را مدیریت می کند (برگرن، 1385: 15).
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل


پیشینه داخلی و خارجی:
دارد
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
73 صفحه
کد:
45 mg


توضیحات:

در دوره معاصر، نظریه پردازان بسیاری در راستای تکامل مدیریت دانش درگیر بوده اند که از آن میان می توان به نظریه پردازان بزرگی همچون: پیتر دراکر، پاول استراوس من و پیتر سنگه از آمریکا اشاره کرد. دراکر و استراوس من، بیشتر در زمینه اهمیت ارتقاء اطلاعات و دانش ساده به عنوان منبع سازمانی و سنگه با تمرکز بر سازمان های یادگیرنده، ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را به وجود آورده اند. در سال 1998 در سوئد، اصطلاحات «سرمایه دانش» و «دارایی های غیرملموس» توسط سویبی پیشنهاد شد. همچنین اسکاندیا، ارست و یونگ بر ویژگی های پایدار دانش تأکید کردند، به این معنا که اختراعات، عقاید، برنامه های کامپیوتری، حقوق انحصاری و... جزئی از سرمایه هوشی هستند. در آمریکا نیز اصطلاح «مدیریت» دانش به طور رسمی در فرهنگ واژگان در سال 1989 ثبت شد.

مجله اینفورمیشن ویک مدیریت دانش را اینگونه تعریف می کند: اطلاعات به دانشی کاربردی تبدیل شوند. به طوری که این دانش به آسانی در اختیار دیگران قرار گیرد و برای آن ها قابل استفاده باشد. اولین کتابها درباره یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در سال 1990 منتشر شدند. به عنوان مثال می توان از کتاب پیتر سنگه به نام پنج اصل، و یا کتاب ساکایی با عنوان «انقلاب ارزش دانش» نام برد. نوناکا که در سال 1995 کتاب «شرکت دانش آفرین» را نوشت برای اولین بار اصطلاح مدیریت دانش به کار برد شاید بتوان گفت وسیعترین کار تحقیقایت در زمینه مدیریت دانش تا امروز در سال 1995 توسط نوناکا و تاکوچی در سازمان خلق دانش به نام «چگونه شرکت های ژاپنی، نوآوری و پویایی را به وجود می آورند ؟» صورت پذیرفته است (بیرانوند و امیری، 1382: 36).

کوتاه سخن اینکه مدیریت دانش مقولة جدیدی نیست. در واقع از صدها سال پیش، مالکان شرکت های فامیلی، تجارت حرفه ای خود رابه طور کامل و دقیق به فرزندان و شاگردان خود انتقال می دادند. پس مدیریت دانش وجود داشته است اما تا سال 1990 که مدیران عالی سازمان ها بحث مدیریت دانش را شروع کردند به این نام مرسوم نبود به همان اندازه که زیر بناهای اقتصاد صنعتی از حالت وابستگی به منابع طبیعی به سمت وابستگی به سرمایه های فکری تغییر حالت پیدا می کرد، مدیران نیز ناگزیر از بررسی دانش زیربنایی کسب و کارشان چگونگی استفاده از آن بودند. درست در همین زمان افزایش شبکه های کامپیوتری، امکان طبقه بندی، ذخیره سازی و استفاده از آن را به گونه ای آسانتر و ارزان تر از گذشته فراهم کرد (محمدی، 1379: 24).

با گذر از انقلاب صنعتی و ورود به هزاره جدید، دیگر موتور محرک رشد سازمان ها به سرمایه و نیروی انسانی، محدود نمی شود. مهمترین متغیر رشد همه جانبه سازمان ها و بنگاه های اقتصادی در عصر حاضر، دانش است. به عبارت دیگر به زمان حاضر یا آینده نزدیک؛ «عصر دانش» اطلاق شده است. مهمترین سرمایه های یک سازمان، کارکنان هوشمند و با دانش آن هستند که با خلق فرآیندهای سازمانی نوین، فناوری های جدید و توسعه محصولات جدید برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار فعالیت می کنند. سازمانی می تواند با مدیریت خلاقانه دانش و به کارگیری نوآورانه فناوری اطلاعات، این امکان را برای کارکنان به وجود آورد تا به مسائل سازمانی که به راه حل های جدید نیاز دارند، به تجربیات خود تکیه کنند و با رشد در مسیر یادگیری، سازمان را یاری رسانند (کریمی، حقی تالی، 1389: 55).

دانلود مقالات مبانی نظری مدیریت دانش