کمال به حالت مطلوبی اطلاق می¬شود که از وضع موجود فاصله دارد، حال با توجه به میزان این فاصله و این که چه مرجعی، حالت مطلوب را مشخص می¬کند، کمال¬گرایی گونه¬های مختلفی می¬یابد که برخی از آن¬ها سالم و برخی دیگر بیمارگونه تلقی می¬شود.
جزئیات بیشتر در ادامه مطلب + دانلود فایل مقاله


پیشینه داخلی و خارجی:
دارد
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
51 صفحه
کد:
1634 mg


فهرست عناوین این مقاله:

تعاریف کمال¬گرایی- ویژگی¬های کمال¬گرایی- کمال¬گرایی بهنجار- کمال¬گرایی نابهنجار - کمال¬گرایی خودمدار- کمال¬گرایی دیگرمدار- کمال¬گرایی جامعه¬مدار - کمال¬گرایی نرمال و نوروتیک- کمال¬گرایی از دیدگاه¬های مختلف- پیشینه تحقیق- تحقیقات انجام شده در داخل کشور- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور- منابع فارسی- منابع انگلیسی.


قسمت هایی از این مقاله:

کمال به حالت مطلوبی اطلاق می¬شود که از وضع موجود فاصله دارد، حال با توجه به میزان این فاصله و این که چه مرجعی، حالت مطلوب را مشخص می¬کند، کمال¬گرایی گونه¬های مختلفی می¬یابد که برخی از آن¬ها سالم و برخی دیگر بیمارگونه تلقی می¬شود.

شکل¬های سالم کمال¬گرایی، هنگامی آشکار می¬گردد که با توجه به عنصر فاصله، ارتباطی فعال میان وضع موجود و وضع مطلوب برقرار شود.

درخصوص عنصر مرجع تعیین¬کنندة کمال نیز، زمانی کمال¬گرایی سالم خواهد بود که فرد و دیگران، به صورت تعاملی در تعیین امر مطلوب مشارکت ورزند (خسروی، زهره؛ علیزاده‌ صحرایی، ام‌هانی؛ ‏‏۱۳۸۸).

هولندر (1978) نیز از اولین کسانی بود که به تعریف کمال¬گرایی پرداخت و آن را به¬عنوان تلاش توان فرسا برای رسیدن به بالاترین کیفیت در عملکرد، بیش از آن¬چه در یک موقعیت مورد نیاز است، تعریف کرده است.

بورنز (1980)، تحلیل گسترده¬ای از این مفهوم ارائه داد، از دید وی کمال¬گرایی عبارت است از "شبکه¬ای از شناخت¬ها" که شامل انتظارات، تغییر حوادث زندگی و ارزیابی از خود می¬باشد.

وی در توصیف افراد کمال¬گرا بیان می¬کند: آن¬ها کسانی هستند که معیارهای غیرمنطقی و بالایی برای خود در نظر گرفته¬اند، به طور وسواس¬گونه به سوی اهداف ناممکن در تلاش¬اند و ارزش خود را معادل درجه¬ای از آن معیارها که کسب کرده¬اند، می¬دانند (شافران و منسل ، 2001).

برخی از محققین (حسینی و همکاران، 1389)، نشان دادند که اصولاً گرایش به کمال و کمال¬گرایی در نهاد انسان¬ها وجود دارد و در حکم خصیصه¬ای مثبت تلقی می¬شود، زیرا انرژی را پدید می¬آورد که منجر به پیشرفت و موفقیت فرد می¬شود.

اصرار و مداومتی که هنرمندان بزرگ در خلق آثارشان به خرج می¬دهند و مداومتی که در این راه نشان می¬دهند ازکمال¬گرایی آنان نشأت می¬گیرد، اما روند دستیابی به کمال در همه¬ی انسان¬ها به طور مثبت پیش نمی¬رود.

می¬توان گفت کمال¬گرایی تا زمانی به نفع فرد است که در ارتباط با خودش و به منظور به فعالیت در¬آوردن همه ظرفیت¬ها و استعدادهایش صورت گیرد.

هنگامی که گرایش به کمال، با رقابت و پیشی¬گرفتن از دیگران و صرفاً به منظور کسب تأیید و رضایت خاطر آنان صورت گیرد، جنبه منفی و به عبارت دیگر نا¬بهنجار پیدا می¬کند (حسینی، 1389).